دوستان بیشعور به خود حق میدهند که همۀ غصهها و ناراحتیهایشان را برای شما تعریف کنند و انتظار دارند همیشه با دقت و دلسوزی به حرفهایشان گوش دهید. مشکلشان هرچه باشد، انتظار دارند همیشه طرفدار آنها باشید و به آنها اطمینان دهید حق کاملاً با آنهاست؛ اما شما نباید از مشکلات خود هیچحرفی بزنید. شما باید از تمام دشمنان دوستان بیشعورتان متنفر باشید. اگر با کسانی که از آنها متنفرند یا کنار گذاشته شدهاند دوستی کنید، شما را به باد انتقاد خواهند گرفت. باید تشویق، مهربانی، حمایت و شفقت بیپایان را به سمت آنها سرازیر کنید. اگر اینگونه نباشید و محبت فراوان خود را نثارشان نکنید، دوستی شما چنگی به دلشان نخواهد زد. زندگی با دوستان بیشعور به همین موارد ختم نمیشود. این بیشعورها میگویند نباید از آنها بهخاطر چیزی انتقاد کنید. هربحثی درمورد اشتباهات آنها به اعتمادبهنفسشان لطمه میزند؛ لذا باید از آنها چشمپوشی کنید. تلختر از داشتن دوست بیشعور، داشتن یک همسر بیشعور است. در این دنیا، هیچچیزی تکاندهندهتر از آن نیست که یک روز از خواب بیدار شوی و ببینی که با یک بیشعور ازدواج کردهای. بعضیها از همان لحظهای که پای سفرۀ عقد مینشینند، به این حقیقت تلخ پی میبرند؛ اما برخی تا سالها پس از ازدواج، متوجه این موضوع نمیشوند.
نویسنده جماعت یک مشکلی دارد. اگر چیزی که نویسنده مینویسد، چاپ شود و خیلی زیاد بفروشد، نویسنده را هوا برمیدارد که آدم بزرگی است. اگر چیزی که نویسنده مینویسد، چاپ شود و متوسط بفروشد، نویسنده را هوا برمیدارد که آدم بزرگی است. اگر چیزی که نویسنده مینویسد، چاپ شود و خیلی کم بفروشد، نویسنده را هوا برمیدارد که آدم بزرگی است. اگر چیزی که نویسنده مینویسد، هیچوقت چاپ نشود و خودش هم پول چاپش را نداشته باشد، آن وقت هوا برش میدارد که واقعاً آدم خیلی خیلی بزرگی است؛ اما در حقیقت، بزرگی واقعی خیلی کم پیدا میشود. تقریباً میشود گفت که بزرگی واقعی وجود ندارد. ولی شک نکنید که بیشترین اعتمادبهنفس و کمترین تردید به تواناییهای خود، همیشه مال بدترین نویسندههاست.
اين كتاب رو به نسبت كتاب اول كمتر پسنديدم.بنظرم حرف چندان جديدى برا گفتن نداشت. توى اين كتاب نحوه برخورد با كسايى كه هميشه بيشعور خواهند موند گفته ميشه همينطور مثالهايى از آدمهايى كه فهميدن بيشعورن سعى كردن خودشونو درمان كنن ولى بعد از مدتى دوباره به اخلاق قبلشون برگشتن.بنظرم نويسنده بيش از حد از اين آدما نا اميد شده.مطمئنا ميتونن درمان شن فقط تلاش و زمان بيشترى ميبره.
کتاب اول بی شعوری(بی شعوری بس است دیگر) به نقل از خود نویسنده خورآموزی هست برای افراد بی شعور تا با بی شعوری خود رودررو بشن ودر پی درمان ومقابله باهاش باشن، کتاب دوم (بی شعوری تا همیشه) که همین کتاب باشه به این میپردازه که چطور بی شعور ها رو بشناسیم و با آن ها مقابله کنیم هست. ازجالب توجه ترین مسائلی که درارتباط با نویسنده اسه گانه بی شعوری مطرح هست اینه که بدون هیچ تردیدی بر تمامی مخالفان ومنتقدانش رو بی شعور خطاب میکنه حتی بدون توضیحات قابل قبول و دلایل علمی در برابر نقدهایی که برکتاب های غیر علمیش(به نقل ازمنتقدان) وارد هست. نکته جالب توجه اینجاست که در پایان وبازبینی کتاب و درکنار هم قرار دادن جزئیات و اطلاعات داده شده با نگاهی دقیق تر میشه نام خاویر کرمنت رو درصدرو بالای لیست بلندی که از بی شعور ها تشکیل داده دید وجای خالیش رو حس کرد!ا
خلاصه اگرچه حرف چندانی نداره این کتاب اما محدود مطالب قابل توجه و تاملی هستن که دلیل برای خواندن وصرف وقت براش بشن. .
فقط تکرار و تلقین میکنه که همه بیشعورن و باید بپذیرن که بیشعورن و هرکی نپذیره بیشعوره پس بیشعوره تا یک سوم کتاب حرفش تکرار همین بود فقط هیچ حرفی برای گفتن نداشت و من که ادامه ندادم خوندشو و توصیه هم نمیکنم.
فکر نمیکردم اینقدر از این کتاب خوشم بیاد و خیلی چیز ها رو واقعا دیدیم و تجربه کردیم و یادش می افتیم. لازمه این بیشعور ها و انواعش را بشناسیم و تامل و تفکر راجع بهشون بکنیم
یکی از مهمترین نکاتی که کتاب سعی داره اون رو به خواننده تفهیم کنه اینه که هیچ وقت با یک نفهم به روش خودش مقابله به مثل کنید. چون اون تون این کار از شما خبره تر و نفهمتره و قطعا شما رو شکست میده.