کتاب «سهروردی و مکتب اشراق» نوشتهی «مهدی امین رضوی» را دکتر «مجدالدین کیوانی» به فارسی برگردانده است. در توضیح پشت جلد کتاب آمده است: «شهابالدین یحیی بن حبش سهروردی، معروف به شیخ اشراق و شیخ مقتول، از فیلسوفان طراز اول جهان اسلام در سده ششم هجری است. او اندیشمندی خلاق با دیدگاهی جهانشمول و عارفانه بود که شیوههای استدلالی فلسفه را در حوزه عرفان به کار گرفت و برای دستیابی به دانش واقعی از همه سنتهای فکری بشری که تا آن زمان شناخته شده بود بهره برد. حاصل تلاشهای فکری وی در عمر کوتاه ولی پربارش عرضه و تبیین نوعی از علم بود که خود آن را علم حضوری نام نهاده است. به گفتهی شیخ، وی این علم را در حالات روحی خاصی به دست آورده و سپس برای آن مبنایی منطقی و عقلانی یافته است. کوشش سهروردی در این تامل و تحقیق آشتی دادن فلسفه و عرفان بوده و ثمرهاش ساخت و پرداخت نظامی از تفکر است که در تاریخ فلسفهی ایرانی-اسلامی به حکمت اشراق شهرت یافته است.» کتاب حاضر را نشر «مرکز» منتشر کرده است.
کتاب «سهروردی و مکتب اشراق» به قلمِ مهدی امین رضوی، استاد ایرانی فلسفه ی دین در دانشگاه ماری واشنگتن و با ترجمه ی خوب دکتر مجدالدین کیوانی از دو جهت کتابی نیکو برای شناختی ابتدایی از خود شیخ اشراق و فلسفه اشراق می باشد: اول، به دلیل اینکه کتاب برای آشنایی غربیان و دانشجویان ِغربیِ فلسفه ی دین نوشته شده است، از جهتی نویسنده سخت ترین موارد فلسفه ی اشراق را با زبانی ساده و همه فهم بیان نموده و از جهتی دیگر با نگاهی «غربی» و بدون حب و بغض های مذهبی و دینی به حکمت اشراق و عرفانی که در آن به کار رفته را نوشته است. «حکمت الاشراقی» که به نظر نویسنده،توانسته است بعد از چندین قرن جدال و تضاد در تاریخ اسلام، دیالکتیکِ عقل و عشق (علم حصولی و علم حضوری ،فلسفه و عرفان، زاهد و صوفی و ...) را با سنتزی به نام «اشراق» به جلو ببرد، شیخ اشراقی که توانست به وسیله «نور» ادیان آسمانی و زمینی را با هم آشتی داده و فلسفه ی یونانی را به امری قدسی مبدل کند. دوم، نگاهی انتقادی است که خودِ نویسنده در بخش «تحلیلی انتقادی از علم حضوری» به فلسفه ی اشراق دارد و برخی از نکات قابل نقد در این مکتب را به خوبی شرح می دهد. همچنین مترجم نیز به خوبی توانسته است با توضیحاتی که در پانوشت های کتاب داده، حق مطلب را ادا کند.
: سودای میان تهی ز سر بیرون کن از ناز بکاه و در نیاز افزون کن استادِ تو عشق است چو آنجا برسی او خود به زبان حال گوید چون کن (سهروردی، فی حقیقه العشق)
مقدمهی نسبتا خوبی بود برای آثار سهروردی (البته نه برا کسی که هیچ آشناییای با فلسفه جهان اسلام نداره) منتها یه جاهایی ساختار منسجم نداشت و مطالبی بودن که تو فصول مختلف مدام تکرار میشدن