مادامی که ما «ایرانیان» خود را برتر و بالاتر از سایر اقوام و ملل دانسته، برای خویش جایگاه و پایگاهی آسمانی و ثریایی قائل گشته و گوش شنوایی برای شنیدن حقایق تلخ ولی غیرقابلانکار نداشته باشیم، نهتنها نمیتوانیم به ارزیابی و جمعبندی کامل و جامعی از نقاط قوت و ضعف خویش در قیاس با سایر ملل و جوامع دست یابیم، بلکه هر روز بیش از روز پیشرو به سوی افول و کژی راه میسپاریم. آنچه مسلم است هر موقع که دیگران نقدمان کردهاند، ما «ایرانیان» با جان و دل این نقدها را پذیرفته اما از بدِ روزگار تا نویسندهای ایرانی از خصایص و خلقیاتمان نالیده، او را در نهایت تندی از خویش رانده و تکفیرش نموده ایم.از ماست که بر ماستتلنگری است بر پیکرة ما «ایرانیان» با هدف ایجاد تغییراتی مثبت و سازنده و در نهایت پیمودن راه تعالی و توسعه.
خیلی خیلی بد بود. این محتوا و این نحوه ی نگارش و نوشتار نهایتا میتونه در حد چند تا پست اینستاگرامی باشه نه یه کتاب تحلیلی. تکرار مکرراتی که هممون بهشون واقفیم و مدام عنوان کردن اینکه ایرانیا فلان و بهمانن. فکر میکنم همه دیگه به این ایرادات واقف باشن و تکرار گلایه گونه ی این ایرادات با این ادبیات عامیانه و بدون ارائه ی راهکار، نمیتونه یه کتاب جامعه شناسانه یا تحلیلی باشه..
"فکر میکنم اصولاً آدم باید کتابهایی بخواند که گازش میگیرند و نیشش میزنند. اگر کتابی که میخوانیم مثل یک مُشت نخورد به جمجمهمان و بیدارمان نکند، پس چرا میخوانیمش؟ که به قول تو حال مان خوش بشود؟"
به نظرم کتاب خوبی بود.دوستانی که میگن تکراریه حرفشون درسته ولی طبیعیه.چون ریشه و مشکل اصلی همه مشکلات و چیزایی که بهشون نقد شده یکیه و در نتیجه با مثال های نزدیک و دلایل نزدیک تو هر قسمت مواجه میشیم.