امیرحسین خنحی ۱۰ مهر ۱۳۲۶ در شهرستان خنج متولد شد و بنا بر وصیت، او در زادگاهش خنج به خاک سپرده شد. او تحصیلات ابتدایی دولتی و مقدماتی علوم دینی وصرف و نحو را در محضر حاج شیخ عبدالرزاق ابونجمی در خنج فرا گرفت و دبیرستان را یک مدرسه دولتی در قطر فرا گرفت و با تسلط کامل بر زبان عربی به اخد دیپلم زبان عربی نائل شد. او در ادامه تحصیل علوم دینی در کشورهای عربی به نظر کسانی همچون استاد قرضاوی رفت و سپس به ایران برگشت.
این پژوهشگر خنجی در دانشگاههای تهران و فارابی دو لیسانس حقوق و لیسانس علوم سیاسی گرفت و در ادامه فوق لیسانس و دکترای علوم سیاسی را در دانشگاه تهران اخذ کرد سپس به خارج از کشور سفر کرد و چند سالی در کشورهای انگلستان، فرانسه، آلمان و پاکستان سیر و سیاحت کرد.
این مرد جستجوگر چند سال در کشورهای حوزه خلیج فارس از جمله کویت برای کسب در آمد به تجارت پرداخت و بعد از آن که در کار تجارت موفق شد کار خود را به دیگران سپرد و تمامی وقتش را صرف تالیف کتاب در موضوع تاریخ ایران و اسلام، تفسیر کتب عربی و ادبیات اختصاص داد. عمر کوتاهش فرصت نداد همه آثارش بجز تعداد اندکی که در سایت خود گذاشت به سرانجام برسد. تاریخ کامل ایران با عنوان تاریخ از ایران باستان تا پایان حکومت پهلوی، تاریخ اسلام و ترجمه کلام وحی، ترجمه صحاح سته از جمله آثار است که در سایتاش منتشر شده است.
به همۀ کتابخانه ها و انتشاراتیها در ایران و بیرون از ایران اجازه میدهم کە هرکدام از تألیفاتِ من (امیرحسین خنجی) کە در وبگاه ایران تاریخ نهاده شده است چاپ و منتشر کنند، و من کە هدفم خدمت به تاریخ و فرهنگ ایران زمین است انتظار هیچ پاداشی ندارم جز سپاس از ایرانیان فرهنگ دوست و میهن پرست.
بخش های اولی کتاب مطالب سطحی مناسب برای گروه سنی نوجوان، بخش بعد بررسی اجمالی تاریخ پیامبران و سپس ترجمه آیات قرآن. به جز اندک صفحاتی در اواسط کتاب، نویسنده حرف آموزنده و جدیدی برای گفتن از خود ندارد. توصیه نمیشود. 🤦🏻♀️🙅🏻♀️ بخشی از کتاب: احاديثی کە سخن از «قَسيمُ الجَنَّةِ والنّار» میگويند و معصومين را اختياردارانِ تعيين فرجام اخروی انسانها میدانند، و احاديثی کە میگويند «جهان اگر يک لحظه از حجت خالی شود زير و زبر خواهد شد» شکل ديگری از همان باورهای توهمیِ انسانهای باستانی است کە برای بشريتِ امروزی مانده است، و ما هنوز نتوانستهایم کە خود را از این ميراثِ دستوپاگير برهانيم، و هنوز برای خشنود کردنِ کسانی کە نمايندگانِ زندۀ آسمان برروی زمين میپنداريم و«ولیِ امر» میناميم جامه میدرانيم و بسا رنجها را بر تن وجانمان میپذيريم.