Alternate cover edition of خاموش خانه ؛«میخواستم رازهای ديگران را در خلوتشان و هر جايی كه قرار نبوده من آنجا باشم، بدزدم. ولی نمیدانستم میخواهم از چه كسی دزدی كنم و با اين كالاهای ناملموس چه بكنم. پاكت كوچكی را كه محتوی ترانزيستور بود همراه با يك ليوان چای داغ برداشتم. ليوان را جلويم گذاشتم و خيره شدم به بخار محوی كه از دهانهاش بلند میشد. آن لحظات خيرگیام مثل نتهای اول آهنگ ملايمی بود كه به عنوان پيشدرآمدی بر آهنگی حماسی با سازهای كوبهای و بادی مینوازند. مثل حركت شنريزههای ناچيزی از زير كفش يك كوهنورد پر مدعا كه به سقوطش در دامنهی يك تپهی شنی منتهی میشود. ناگهان احساس كردم حتی نمیتوانم تا سرد شدن چايی روبهرويم صبر كنم. اولين سناريويی را كه برای امتحان كردن خود كار به ذهنم رسيد اجرا كردم.»؛
در این روزها کتاب خاموش خانه را خواندم.علاقمندم فرصت کنم رمان ایرانی هم بخوانم. استعدادهای عجیبی در جامعه به هم پیچیده ایرانی با سوژه های نو در عالم ادبیات کشورمان ظهور کرده اند. طبعا نمی توان انتظار رمان های معروف خارجی را از آنها داشت ولی باید خواند. نمونه اش همین کتاب خاموش خانه بود. قهرمان داستان در یک سفر خارجی اداری یک وسیله شنود خریداری می کند ولی بر خلاف توقعی که از شنود هست و عمدتا از آن در مسایل امنیتی و جاسوسی استفاده می کنند، در این کتاب از وسیله شنود برای مسایل اداری و زد وبندهای مالی و بعد در کشف اسرار خانوادگی استفاده می شود. اگرچه در مسایل اداری نوعی خوانش ساسی چاشنی آن شده است. همین اتفاق هم خودش یک نوآوری از استفاده از ابزار شنود است و آن را متفاوت کرده و خواننده را به ادامه خواندن تشویق می کند. کتاب پر کششی است و روحیه سَرَک کشیدن در زندگی دیکران را که عادت ناپسندیده ماها هست را تحریک می کند. نویسنده کتاب خانم ساناز زمانی است و نشر نیماژدر سال ۹۷ منتشر کرده است. ۶ اذر ۹۷
داستان بد شروع می شود خوب گسترش می یابد و بدتر تمام می شود.
داستان سه خط را دنبال می کند. 1- رابطه راوی و رئیسش جبرانی، در محل کار و زد و بندهای آنان 2 - رابطه راوی با خواهرش، ونوس و مشکلات و درگیری های ونوس 3- رابطه راوی با روشن، دختری که بعد از تعقیب جبرانی با او وارد رابطه می شود
شخصیت راوی، کورش، راوی اول شخص، مبهم خاله زنکی بی گذشته و پر از قضاوت های غیرضروری و مسخره و حوصله سر بر است که خواننده را پس می زند . هر چند نویسنده ی زن نسبت به بقیه زنان نویسنده بهتر توانسته تصویری از یک مرد امروزی و ضعیف را ارئه دهد. نویسنده چون نمی خواسته درگیر تبیین و توضیح شخصیت های پدر و مادر و اوقام دیگر شود تقریبا هیچ نمودی از خانواده و فامیل را در داستان نمی آورد و این صدمه ای بزرگ به داستان زده است و آنرا از حالت بومی بودن و تطبیق با فرهنگ ایرانی خارج کرده است. به همین دلیل فضاها زنده و دینامیک درنیامده اند. شخصیت راوی با قضاوت های زیادش بیشتر به انسانی اجتماعی می خورد تا تنها و منزوی.
آغازیه داستان به علت همین روده درازی نویسنده خوب در نیامده و هانس هم مثل یک ایرانی تصویر شده است. ای کاش نویسنده به توصیف به صورت توصیفی رئال و فیزیکی می نگریست و داستان را با حس و حال و مود راوی پر نمی کرد و حال و هوا را با توصیفات ارائه می داد.
طنز نمک داستان است که در یک داستان جدی یا پر تنش از نظر درام چه فیزیکی و چه احساسی نقش مهمی برای تلطیف فضا و رفع خستگی خواننده بازی می کند که متاسفانه در داستان های ایرانی بالکل حضور ندارد و این کاستی و ناتوانی بزرگی است.
پایان داستان مرده و مبهم با ایجاد ارتباطی مسخره بین راوی و رئیس بزهکارش انجام می شود.
در کل داستان، از نظر من برای نویسنده ی جوانش داستان بدی نیست و امید می رود داستان های بعدی اش بهتر شود. زیرا در جاهایی در اواسط داستان کشش و جذابیت خوبی داشت.
یک نکته: این وسیله استراق سمعی که استفاده می شود برد بسیار زیادی! دارد و در داستان نشانه های تکنولوژیکی و علمی درستی نداشت و در حد تخیلی کودکانه تصویر شده بود. زیرا ارتباط رادیویی، محدودیت های خاصی دارد که به نوعی در داستان باید تبیین می شد.
داستان این کتاب درباره پسری جوان در ایران سال 1375 است که به خاطر داشتن خودکاری با توانایی شنود صدای دیگران از فاصله های دور و استفاده از آن، درگیر ماجراهایی پیچیده می شود.
ماجراهایی که هم باعث درگیری احساسی در زندگی شخصی اش و هم باعث ایجاد مشکلاتی در محل کار و شغلش می شود...
ایده و شروع داستان را دوست داشتم. شخصیت پردازی جوان قصه خوب و نثر نویسنده هم روان بود اما به مرور از جذابیت اولیه داستان کاسته می شد و پایانی که خیلی جالب نبود...
کتابی که فقط موضوعی جالب میتونست داشته باشه و به نظرم نویسنده کاملا تباه کرد این موضوع رو . و چیز دیگه که منو اذیت کرد سر این کتاب این بود که نویسنده ذهنت رو پر از ماجرا و ادم های مختلف میکنه که نهایتا پایان داستان اصلا فراموش میشن و بدون پرداختن بهشون کتاب رو تموم میکنه .
خوندن این داستان با توصیف فضا و شخصیتهای دهه هفتاد ایران و ارایه جزییاتی که به خوبی پرداخت شده بودند، گرهافکنی خوب و پرکشش، موضوع جذاب و با ظرافت تزریق کردن موضوعات به داستان، تجربهی بسیار خوبی بود.