این کتاب تکنگاریهای شاعرانهی نویسنده دربارهی بزرگان دنیای فوتبال از جوزپه مئاتزا تا فرانتس بکنبائر است، از پله تا دیگو مارادونا، از روبرتو باجو تا الیور کان، از اریک کانتونا تا آلساندرو دل پیرو، از تیری آنری تا زینالدین زیدان، از کریستیانو رونالدو تا لیونل مسی... همه در این کتاب هستند؛ چشمدرچشمِ عاشقانِ سینهچاکی که گاهی دعای خیر سر دادهاند و گاهی نفرین کردهاند؛ هم رفیق بودهاند و هم جلاد.
Hamid Reza Sadr Was Born in 1957 in Mashhad, Iran. But His Family Lives in Mashhad Just for Two Weeks. He Spend His Childhood in Kermanshah & then They Went to Tehran. He Writing for Haft Monthly Magazine in Iran.
بیهوده نیست که می گویند فوتبال مثل زندگی است . دایی بزرگ من ازفوتبالیست های اولیه تبریز بود با خاطرات بسیار..به تبع این موضوع ، دایی دیگرم و پسرهای فامیل فوتبال دوست هستند. .من هم در دوران دبستان از هرفرصت وکمبود نیروی تیمهای محلی استفاده میکردم و باالتماس بعنوان دروازه بان یا حتی نیروی اصلی مشغول بازی میشدم. سالها درتلاش بودم تامفهوم آفساید را درک کنم .همیشه هم نتیجه بازی من درهرپستی فاجعه بار بودو شماتت ها بودکه ازطرف پسرها نثارم میشد.." بی عرضه" سبکترین وکمترینش بود . ولی ازرونمیرفتم وازرو نمیرفتند و بازدفعات بعدی می رسید ..بالاخره وجود یک مجسمه یادیوارگوشتی هم بهتر از نبودهیچکس بود.رحمی هم دربازی نداشتند ..از زمین زدن و هول دادن و..لگد به ساق پا و..من که ازرونمیرفتم !ندرتا" درزندگی برای آنچه خواستم جنگیدم وازرونرفتم..بازی فوتبال درآن دوران ازآن جمله بود. هرفوتبالیستی درمحله "فوتبالیست خیز " میدیدم ازاوامضا میگرفتم..پرویزقلیچ خانی ..علی پروین..مسعودمژدهی و..اسامی تیم ملی فوتبال برزیل وآلمان آن سالهاراحفظ بودم..جرزینهو..توستائو..پله..بکن بائر..گردمولر..داخلی ها که جای خودداشت..این علاقه تا حالا هم ادامه دارد....بعدها پسرم میگفت ترتیب علاقه به فوتبال درخانه ما معکوس همه خانواده هاست ..همه جا: پسر ، پدرو ندرتا "مادر..ودرخانه ما : مادر ، پدر وپسری که هیچ علاقه ای به فوتبال ندارد. ازکتاب قبلی نویسنده بهتر است . خواندن متن مختصری از فوتبالیستهایی که بازیکنان اسطوره ای زمان خودبودند ، جذاب ولذت بخش است .به ویژه اگر بعضی نامها با خاطره ای ازخاطرات نوجوانیت گره خورده باشد . مثلا" قسمت مربوط به "اوزه بیو" بازیکن تیم پرتغال و سفر او به تهران .بازی تحقیرآمیز تیم آلمان وخوشگذرانیهای فوتبالیستهای خارجی درایران که بخوبی به خاطردارم ودرمطبوعات آن زمان منعکس شده بود. قسمت مربوط به "جرج بست " و "جکی چارلتون " انگلیسی هم خوب بود. صدالبته که کتاب براساس سلیقه نویسنده نوشته شده واگرمن جای اوبودم مثلا" درقسمت مربوط به " یاشین " دروازه بان روس ، خاطره "پله " ازمواجهه بااو درموقعیت پنالتی راهم می نوشتم. دوست داشتم این کتاب را برای قهرمانان پیش ازدهه هشتاد میلادی شان بخوانم . زمانی که فضای فوتبال زیاد کثیف نبود .به یاد روزهای خوب که غم بود ولی کم بود ( به قول اسماعیل خان خویی..)
سال ۲۰۲۴ با کتاب بابا به پایان رسید، با پیراهنهای همیشه، کتابی که هرگز فکر نمیکردم خواندنش اینقدر برایم شیرین و جذاب باشد. کتابی که چقدر نامش را دوست دارم.
بابا در این کتاب از بهترین بازیکنان و معروفترین بازیکنان و مهمترین بازیکنان تاریخ فوتبال میگوید. خودش در مقدمه اذعان دارد که قطعاً بازیکنان زیادی از قلم خواهند افتاد و جا برای همهٔ خوبان وجود نخواهد داشت، اما این فهرست برگزیدهٔ اوست.
بابا با همان ادبیات ساده ولی شیرین و فاخرش از این بازیکنان مینویسد: از زامورا و دیاستفانو تا کاکا و نیمار، از پله و مارادانو تا ژاوی و توتی. از آنهایی که کوتوله خوانده شدند ولی همه را میخکوب کردند. از آنهایی که حتی در قعر جدول کنار تیمشان ماندند و جان کندند. از آنهایی که خود را در شهرت و ثروت گم کردند و نابود شدند. از آنهایی که رکوردها را ثبت کردند و آنهایی که رکوردها را شکستند. از آنهایی که تورهای دروازه را به آتش کشیدند تا آنهایی که بسان رهبر ارکستر موسیقی، تیم را رهبری کردند و آهنگ نواختند. از آنهایی که فراموش شدند تا آنهایی که همیشه در یادها ماندند.
بابا نه فقط از حضور بازیکنان روی چمن سبز، بلکه از گذشته و زندگی و درونشان هم مینویسد. مثل همیشه تاریخ و سیاست و جامعه شناسی را وارد متن کرده و همه چیز را آنقدر زیبا توصیف میکند که فرقی ندارد خورهٔ فوتبال باشید یا نه، در هر حال از خواندن کتابش خوشتان خواهد آمد.
خب کتاب به بررسی تعدادی از بازیکنان بزرگ تاریخ فوتبال به سلیقه شخصی آقای صدر می پردازه . دربعضی موارد یک نگاه گذارا به نحوه زندگی شخص و در برخی موارد توضیحی در مورد بزرگترین بازی زندگی اون بازیکن بوده. شاید انتظاراتم ازآقای صدر بعد از خوندن کتاب سیصدو بیست و پنج بیشتر از این بود ولی خب روایت ها همونطور که دوست داشتم حماسی بود ولی انتخاب بازیکن ها رو در برخی موارد نپسندیدم. با توجه به علاقه آقای صدر به فوتبال انگلیس بازیکن های بریتانیایی زیادی در کتاب در موردشون صحبت شد که به نظر من خیلی آدم های بزرگتر و موثرتری نسبت به اون ها در دنیای فوتبال داشتیم. ولی در کل مرور جالبی بود به خصوص برای خود منکه با بیشتر این فوتبالیست ها خاطره داشتم و بازی هاشون رو دیدم. شاید اگر یه دهه هفتادی یا هشتادی این کتاب رو بخونه درکی از اسامی و بازی اون هانداشته باشه. نکته ای میتونست کتاب رو قشنگتر و جذاب تر کنه قرار دادن عکس هر بازیکن در ابتدای بخش مربوط به خودش هست که درک بهتری از تصویر سازی نوشته ها به خواننده هایی که بازی های اون بازیکن رو ندیدن یا حتی چهره ی اون فرد رو ندیدن بده.
برای من حمیدرضا صدر فقط و فقط یادآور فوتباله... خیلی دور از انتظار نیست که مردی که به اون زیبایی حرف میزنه و فوتبال رو تحلیل میکنه نتونه کتاب به این خوبی بنویسه... به من که سنم قد نمیداد نصف آدمهای این کتاب رو تو زمان بازیگریشون ببینم، شناخت خوبی داد، در کنار اون صحبت از کسانی که با بازیشون زندگی کردم هم حس خیلی خوبی بود به نظرم مهم نیست فوتبالی باشید یا نه، این کتاب خلاصه ای از زندگی مهمترین آدمهایی هست که تو این حرفه/هنر/صنعت به زیبایی درخشیدند... و خلاصه ی زندگی و تلاششون میتونه الهام بخش خیلی ها تو هر حوزه ای باشه... من این کتاب رو با صدای پژمان جمشیدی گوش دادم و انصافا میتونم بگم قفل این مرحله رو هم به خوبی باز کرده و یکی از بهترین تجربه های کتاب صوتیم روایت ایشون بود. دمش گرم!
کسانی که علاقهمند به فوتبال و نوستالژی هستند مطمئنا از این کتاب خوششون میاد سه ستاره برای این نیست که با کتاب معمولی یا متوسطی روبهرو هستیم، به نظرم مثلا اگه هر کدوم از این تکگوییها توی یه ستون مجله یا روزنامه یا وبلاگ منتشر میشد جذابیت بیشتری به همراه داشت یعنی یه جورایی به نظرم نباید کتاب رو یک دفعه خوند و تموم کرد باید با هر بازیکنی که حال میکنی بری و اون بخش رو بخونی و از خاطرهبازی صدر لذت ببری اگه پشت هم شروع به خوندن کنی کمکم داستانها یه فضای تکراری به خودشون میگیرن و از حوصله خارج میشن
دو جای کتاب از فینال جامجهانی ۲۰۰۶ صحبت به میان میآید. فینال فرانسه_ایتالیا، فینال زیدان_ماتراتزی، و صحنه با سر شیرجه رفتن زیدان در سینه ماتراتزی که سورئالترین تصویر جام را خلق میکند. یکبار در بخش زینالدین زیدان، کاپیتان فرانسه و یکبار ۳۵ صفحه بعد، در بخش فابیو کاناوارو، کاپیتان ایتالیا. وقتی روایت زیدان را میخواندم طرفدار فرانسه بودم و زمانی که به روایت کاناوارو رسیدم به خودم آمدم و دیدم منتظر آزاد شدن فریاد شادی آندرها پیرلو و رفقا هستم بعد از گل شدن پنالتی فابیو گروسو، فریاد قهرمانی ... همون جادوی آشنای روایت مرحوم صدر که هنوز عادت نکردم به پیشوند مرحوم برای نامش. . . . تصور کنید دکتر صدر در آنسوی نیمکت مقابل مجری، آرام نشسته؛ این روزها اسم بازیکنی روی زبانهاست، به اینخاطر که خداحافظی کرده یا سالگرد مرگش رسیده یا مصاحبهای از او جنجال بهپا کرده یا تصویر تکان دهندهای از او در دوران بازنشستگی منتشر شده یا درخشش او چشم ها را گرفته یا هر دلیلی دیگری که فرض بگیریم؛ مجری برنامه ماجرا را توضیح میدهد و نوبت به صحبت دکتر میرسد و بیننده را مات و مسحور خود میکند در توصیف آن بازیکن؛ با پلک زدن هایش و به فلان ساعت از فلان روز از فلان سال فلش بک زدن هایش و حرکات اغراق آمیز دستها و سرش و لبخندهای گاهگاهش و صدا و بیان خاص و جذابش و همه چیزش .... حال همان تصاویر آشنا به کلمات ترجمه شدهاند و این قالب به هیچ عنوان خاصیت مهارناپذیری ذاتی دکتر صدر را از بین نبرده، هرچند که تا حدی کمرنگش کرده ... این کتاب درمورد بهترین بازیکنها نیست هرچند که اکثر آنها را شامل میشود. این کتاب تک نگاریهایی از دوستداشتنیترینها و خاطرهانگیزترینهاست. در پایان بگویم که اگر دیوانه فوتبال نیستید به سمت این کتاب یا باقی آثار مکتوب دکتر صدر نروید. و اینکه اگر طرفدار قدیمی فوتبال هستید بیشتر از من کم سن و سال لذت خواهید برد.
"بازیکن کفش ها را در آورده،بوسه ای بر توپ زده و در تاریکی مسیر رختکن گم شده. هم عاشق سینه چاک اشک ریخته و هم توپ. عاشق سینه چاک مانده و هزار هزار خاطره. این دفتر بازگو کنندهی چنتا از آن هزار هزار است، نه بیشتر" همین پاراگراف در مقدمه کتاب نوید یک کتاب خوب دیگه رو از دکتر صدر عزیز میده. ترکیب نویسندگی و عشق به فوتبال باعث شده این اثر از بهترین نوشتارهای ورزشی باشه. در مورد بازیکنان قدیمی خیلی عالی و زیبا نوشتن و در مورو بازیکنان امروزیتر سعی کردن از تکرار مکررات پرهیز کنن و از نگاه دیگه به بازیکن نگاه کنن؛ کتابی هستش که خوندنش رو به هر طرفدار فوتبالی توصیه میکنم.
جالب بود . مجموعا من نوشته های مرحوم دکتر صدر را در هر زمینهای دوست دارم. در کنار همه ی این ها بعضی تاریخها به شدت برایم نوستالژیک بود و نوجوانی پر عشق فوتبالم را به یادم آورد.😉
این کتاب برای کسی که اهل فوتبال نباشه فکر کنم جذاب نباشه (شبیه به کتاب «روزی، روزگاری، فوتبال» دیگر اثر آقای صدر). در هر بخش آقای صدر، با همون شور، هیجان و ظرافت همیشگیش در توصیف کردن، یک بازیکن فوتبال رو از جایی که خودش بیشتر باهاش خاطره داره معرفی میکنه. معرفی هم حتی واژهی درستی نیست، بهتره بگم خاطرهای ازش میگه. برای همین کتاب شامل مجموعهای از بازیکنهایی هست که آقای صدر خاطره داره ازشون و نه همهی بازیکنهای معروف و مهم، و حتی متن هر بخش با بخش دیگر هم فرق داره و از الگوی یکسانی پیروی نمیکنه. مثلا برای یک نفر پر از آمار و ارقامه ولی برای نفر دیگر تنها شرح یک واقعهی خاص از زندگی فوتبالیش هست.
من نثر آقای صدر رو خیلی دوست دارم و این کتاب رو به طور مشخص با لحن هیجانی ایشون خوندم. کتاب تلفیقی از ادبیات و اطلاعات فوتبالیه. آدم های فوتبالی اول کتاب رو نمیشناختم زیاد و مجبور بودم گوگل کنم تا بفهمم چی به چیه ولی به مرور آدم ها برام دیگه غریبه نبودند و بیش تر تونستم با کتاب برقرار کنم. از آدم های فوتبالی این سرزمین فقط داستان همایون بهزادی و ناصر حجازی روایت میشه. داستان دروازبان تاج بسیار متاثرم کرد، تازه اونم وقتی کتاب رو میخوندم که خود نگارنده هم بر اثر این بیماری لعنتی از این جهان رفته.
وقتی اسم پیراهنهای همیشه رو برای عنوان کتابتون انتخاب میکنید، توقع اینه که ذرهای سنخیت بین نام و محتوا وجود داشتهباشه اما صرفا میشه گفت یه سری اطلاعات پیشپاافتاده و به شدت کهنه و جزئی در کنار هم قرار گرفتن تا کتابی خلق بشه!
این کتاب همون چیزیه که باید باشه، سه چهار صفحه از فراز و فرودهای زندگی بازیکنان مورد علاقهی آقای صدر و نوشتهی بیشتر ادبی و سینمایی(تصویرسازی فوقالعاده و کاتهای متعدد) کتابی که نه صرفا بیوگرافیه و نه ورزشی و کسی که حتی عاشق فوتبال هم نباشه ازش لذت میبره
پنجشنبه شبها حوالی ساعت نه شب شبکه ورزش برنامه آنسوی نیمکت. تفسیرهای حمیدرضا صدر در مورد هفتهی فوتبالیای که گذشت، باعث میشد در موقعیت های مختلف به دنبال کنترل تلویزیون باشم تا برنامه رو از دست ندم. این کتاب یادآور همون دوران نوجوانی بود که به خاطر حمیدرضا صدر، تکرار برنامه آنسوی نیمکت رو هم از دست نمیدادم :) اگر از قبل با زنده یاد صدر آشنایی دارید که حتماً کتاب رو بخونید. اگر هم با شخصیت ایشون آشنایی ندارید یا کلا به فوتبال علاقهای ندارید، باز هم این کتاب رو بخونید! چرا که حمیدرضا صدر باعث میشه شمایی که هیچ اطلاعاتی از فوتبال ندارید، عاشق اسطورههایی همچون دیاستفانو یا پوشکاش شوید :)
* من نسخه فیدیبو رو خوندم. بعضی از تاریخها یا اطلاعات در متن اشتباه بود که نمیدونم اشتباه تایپی بوده یا کلا در نسخه چاپی هم به این صورت منتشر شده به عنوان مثال لوکاکو در منچستریونایتد بازی کرده، نه منچستر سیتی!!
کتاب پیراهن های همیشه اثر جذاب آقای دکتر حمید رضا صدر،کتابی است که در تمامی ژانرها خواننده را به خود مشغول میکند،شما اهل هر ژانری که باشید میتوانید به صورت واقعی با شکل و فرم هایی که دنیای پیرامون ما در قالب های اجتماعی ،فرهنگی،اقتصادی،سیاسی طی کرده تا به امروز رسیده را به معنای واقعی حس و درک کنید و دراین بین نویسنده در هر بخش از یک کاراکتر خاص، آن زمان که یک بازیکن فوتبال است برای خلق آن دوران استفاده کرده است،در کل اگر میخواهید با قهرمانان متفاوت هر قسمتی از دنیا و شکل کشورها و وضعیت هاشون آشنا بشید در دوران متفاوت سیاسی و اجتماعی دهه 80 و 90 میلادی یک جستجوی جذاب داشته باشید این کتاب را بهتون پیشنهاد میکنم مطالعه کنید.
این کتاب رو با صدای پژمان جمشیدی از سایت فیدیبو گوش کردم، خیلی خووووب بود، هم خود کتاب هم آقای پژمان جمشیدی. من از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۵ فوتبال اروپا و جهان رو خیلی جدی دنبال میکردم، این کتاب برای من پر از نوستالژی بود، از تیری آنری، رونالدینیو و وین رونی گرفته، تا جرارد و بوفون و فیگو بیش از هفتاد درصد شخصیت هایی که دکتر صدر راجع بهشون توی این کتاب نوشته توی همین بازه ی ۱۵ ساله فوتبال بازی کردن و خب برای من خیلی حس آشنایی داشت... فکر میکنم اگر خودم میخوندم کتاب رو انقدر لذت نمیبردم. توی ورژن صوتی کتاب، ابتدای هر فصل یه موسیقی کوتاه هم اضافه شده که تا جای ممکن تلاش شده مربوط به شخصیت اون فصل باشه.
سلام! به من بگو، آیا قبلاً شرطبندی ورزشی آنلاین را امتحان کردهای؟ من ترجیح میدهم بازیهای فوتبال را به طور کلی تماشا کنم و روی تیمهای امیدوارکننده در کتاب ساز ایران با شرایط منصفانه و مطلوب شرط ببندم. شرط بندی با این سایت شرط بندی امن و سودآور است زیرا آنها ضرایب بالا و ابزارهای تحلیلی موثری دارند که شانس شرط بندی موفق را به میزان قابل توجهی افزایش می دهد. بنابراین، توصیه میکنم خودتان آن را بررسی کنید.
آلساندرو دل پیرو فراموش نکردیم قبول نکردی پیراهن شماره ی ده یووه را در ستایش از تو راهی موزه کنند. فراموش نکردیم گفتی هر کودکی رویای پوشیدن آن پیراهن را دارد و نمی خواهی برابر رویاها بایستی...
پائولو دی کانیو در پاییز 2000، سوی دیگر چهره اش را نشان داد: توپ برابر دروازه ی خالی اورتون برایش سانتر شد ولی آن را به جای کوفتن درون دروازه با دست گرفت و به پل جرارد، دروازه بان اورتون که بی حرکت روی زمین افتاده بود، اشاره کرد. تماشاگران گودیسون پارک در ستایشِ او برخاستند و برایش کف زدند و فیفا هم جایزه ی بازی جوانمردانه را تقدیمش کرد.
کتاب روایت کننده فوتبالیستهای مشهوری هستند که تاریخسازی کردهاند ، چه با افتخارات و چه با کارهایشان در مستطیل سبز ، بهترین و خاطرهانگیزترین این روایتها برای من استیون جراید بود با وجود اینکه طرفدارلیورپول نیستم 👌🏻🌷
حمیدرضا صدر با واژهها نقاشی میکرد.پیراهنهای همیشه یکی از اون کتابایی که میتونه شیفتههای فوتبال رو به وجد بیاره و همزمان کاری کنه دلشون برای خاطرههای فوتبالیشون تنگ بشه.