نمايشنامهنويسی در چه قهقرايی غوطه میخورد كه مرتكبان برای نوشتن نمايشنامه، دانستن زبان فارسی را در حد يک شاگرد مستعد دبيرستان شرط نمیدانندو علم تئاتر را بهكلی منكر میشوند. فضيلت هنر را درک نكردهاند، سواد هنر را ــ حتا در يک نگاه ــ نديدهاند و اصلاً نمیدانند كه در دوردستان، در آنسوی فلق، پشت سلسلهی سربهفلکكشيدهی تاريخ و فرهنگ جهان چيزی به نام سواد هنر میدرخشد.
اصلا در حد کتاب هفتم این مجموعه نبود به هیچ وجه، اونو که خوندم متعجب شدم گفتم سه تا نمایشنامه یک از یک بهتر و بهتر در فضای دارک... اما این کتاب خیلی ضعیف بود و هیچ نتونستم باهاش ارتباط بگیرم.