Jump to ratings and reviews
Rate this book

خاطرات و تاملات در زندان شاه

Rate this book
عمل سیاسی و اجتماعی، به‌اصطلاح «استراتژی» یا خط مشی، بسیار پیچیده است. در بسیاری موارد، آن‌چه در پس ذهن فرد می‌گذرد گفته نمی‌شود و یا در مواردی قابل گفتن نیست. افرادی در اعماق ذهنِ خود، محاسباتی دارند. گاه زمانه چنان است که قادر نیستند چیزی بگویند، لذا دردمندانه و هشیارانه و یا فرصت‌طلبانه، مهر سکوت بر لب می‌گذارند، اما در گوشه و کنارِ بعضی خاطره‌ها، مسائلی مطرح می‌شود که می‌تواند در مواردی، ریشه و مبنای بعضی «مواضع» را روشن کند و تجربه‌های گران‌قیمتی را به نسل‌های بعدی انتقال دهد.
همواره نگران بوده‌ام که خاطرات به‌اصطلاح «حدیث نفس» و یا از خود تعریف‌کردن است، و چه سخت است از این خودستایی رها باشی. اما قانع شدم که این مسئله را باید با خود و خدا حل کرد و نباید به این دلیل از گفتن تاریخ اجتناب نمود، هرچند از یک نگاه و یا از یک زاویه باشد.

588 pages, Unknown Binding

Published January 1, 1396

15 people want to read

About the author

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
3 (20%)
4 stars
3 (20%)
3 stars
6 (40%)
2 stars
3 (20%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 6 of 6 reviews
Profile Image for Ali.
118 reviews
July 17, 2020
خاطرات محمدی نمونه‌ای است از تعارض‌های متعلق به طیف مذهبی داخل سازمان مجاهدین، محمدی هم به دلیل نزدیکی به کادرهای اصلی شاخه ایدئولوژیک سازمان مانند احمد رضایی و علی باکری و هم به دلیل جایگاه خودش در سال‌های پس از اعدام رهبران اولیه سازمان و هم به دلیل تحصیلات آکادمیک و پایه تئوریک مذهبی‌اش، نقش مهمی در بین مجاهدین داخل زندان سال‌های دهه پنجاه دارد، همانجا که نزاع‌ها و جناح بندی‌ نیروهای مخالف حکومت نضج می‌گیرد و دامنه خط کشی‌ها و سفره جدا کردن‌ها تا سال‌های خونین دهه شصت هم ادامه می‌یابد، برای رابط سازمان با نیروهای مذهبی غیرمجاهد که عمیقا وامدار رهبران اولیه است، از نیمه‌های دهه پنجاه تناقضات تئوریک سازمان ملموس می‌شود و ماحصل بحث‌ها و جدل های طولانی او با کادرهای اصلی به خصوص شخص رجوی که غالب متن خاطرات را شامل می‌شود، منجر به بایکوت شدن محمدی می‌شود، ارزش اصلی خاطرات محمدی شاید در تصویر کردن فضای زندان دهه پنجاه و رابطه بین نیروهای اصلی مخالف حکومت وقت به خصوص مجاهدین و روحانیت مذهبی پیرو آ خمینی است.
Profile Image for Karim.
11 reviews7 followers
February 4, 2019
کتاب خاطرات و تاملات در زندان شاه از محمد محمدی گرگانی را خواندم و توصیه می‌کنم. و اما چند نکته:
1. کتاب حاوی اطلاعاتی درجه‌ی یک از شیوه‌ها و نحوه‌ی عمل مجاهدین خلق در سال‌های پیش از انقلاب، از زبان یکی از بالاترین و البته معتبرترین و مورد اعتمادترین کادرهای سازمان است. به نظر من مطالعه‌ی ریشه‌های انقلاب ایران بدون مطالعه‌ی زندان‌ها و به ویژه شخصیت‌های اصلی مذهبی و غیرمذهبی ناکامل است. محمدی به خوبی بخش‌های اصلی آن را در قالبی دست اول ارائه می‌دهد. سخنان و خاطراتش با بخش مذهبی مثل آقایان طالقانی و منتظری و هاشمی رفسنجانی و رجایی و دیگران به غایت شنیدنی است. از سوی دیگر با خواندن بحث‌هایش با رجوی و موسی خیابانی و غیره به خوبی می‌توان به استحاله‌ی درونی سازمان پی برد.
2. محمدی یکی از مقاوم‌ترین زندانیان سیاسی ایران بوده است. بارها تا مرز کشته شدن یا اعدام رفته و بعد هم زیر شکنجه‌‌های پیل‌افکن مقاومت کرده است. خواندن خاطرات او از این نظر، راه رفته شده در مبارزات کشور را روشن‌تر می‌کند. خاطراتش گاه نفس را در سینه‌ی خواننده حبس می‌کند و احترام برانگیز است.
3. در بین انواع شکنجه‌ها و رنج‌های زندان محمدی دو چیز در سینه‌ی او غم عمیق‌تری نهاده است. اول زمانی که در زندان درمی‌یابد همسرش در زندان زنان مارکسیست شده است. او شرح می‌دهد که هم بند‌ی‌هایش قرار داشتند از ساواک کلا چیزی نخواهند ولی با اطلاع از وضعیت همسر، او از سازمان اجازه می‌خواهد که تقاضای دیدار با همسرش را به ساواک بدهد. او از ابتدای امر تا روزی که همسرش از عقیده‌ی جدید دست می‌کشد و مجددا با او هم آواز می‌شود، سریع گذشته ولی می‌توان دریافت که عمق رنج او در این زمان نسبت به گذشته دو چندان بوده است. دومین رنجِ بیش‌تر او زمانی بوده که به قول هم تشکیلاتی‌هایش، مسئله‌دار شده و با دستور سازمانی بایکوت می‌شود. او شرح می‌دهد که ۱۸ ماه تنها بوده و فقط با یکی دو نفر از کادرهای بالا بحث می‌کرده است. دست آخر او از سازمان اجازه می‌خواهد از زندان تقاضا کند به انفرادی منتقل شود که شرحی خواندنی دارد و ساواک را هم به حیرت وامی‌دارد.
4. محمدی یک فرد مذهبی است. از ابتدا هم بوده و اساسا ورودش به سازمان با هدف اعتلای دینش بوده است. بعد در‌می‌یابد که رهبری سازمان -و مشخصا مسعود رجوی- تعلق درونی‌اش به مبارزه و قدرت است و نه لزوما مذهب. از این رو او مسئله‌دار می‌شود و ماه‌ها بحث‌های کش‌دار نمی‌تواند او را قانع کند که به مبارزه بر اساس ادبیات سازمان بازگردد. در واقع عمق اختلاف محمدی با سازمان بر اساس نحوه‌ی نگاه ایدئولوژیک شروع می‌شود و ادامه می‌یابد تا زمان جدایی کامل. ولی محمدی بنیادا یک شیفته‌ی مذهبی است. چریک هم که می‌شود به خاطر همان است. تصور می‌کند با این کار دین خدا به اوج می‌رسد. در جاهایی از کتاب پرسش‌هایی مطرح کرده درباره‌ی این‌ که آیا الان هم آن طور می‌اندیشد یا خیر ولی از ابتدای فعالیت، کارهای چریکی پیش از زندان و سپس کارهای زندان، ‌همه روشن کننده این موضوع هستند که محمدی می‌خواهد بر اساس برداشت خود کاری دینی کند.
5. من وقتی خواندن کتاب را شروع کردم در ابتدا احساس کسالت کردم. تصور می‌کردم او به پرسش‌های خواننده جواب درستی نمی‌دهد. مثلا مهم‌ترین سوال برای من این بود که چه شد که شما مبارزه‌ی مسلحانه -که شدیدترین عمل در جریان مبارزه است- را برگزیدید؟ او از این سوال خیلی سریع عبور می‌کند و به روند جریان مبارزه مسلحانه می‌پردازد.خواننده‌ی هوشمند نمی‌تواند به درستی هضم کند که چگونه محمدی برای گرفتن اسلحه و احتمالا کشتن مخالفانش خودش را قانع می‌کند. این روند رفته رفته البته اصلاح می‌شود و توضیحات کتاب افزایش پیدا می‌کند.
6. به نظر من،‌ شخصیت درونی محمدی از مبارزه‌ی مسلحانه فاصله داشته. به همین خاطر در جای جای کتاب -پیش از زندان- از هم تشکیلاتی‌هایش انتقاد می‌کند که چرا به رشد تئوریک کمتر پرداخته می‌شود و دست آخر هم بدون همراه داشتن اسحه در خیابان دستگیر می‌شود. او شیوه‌ی مبارزه‌ی مسلحانه را به خاطر دیدگاه مذهبی‌اش پذیرفته و آن را تا پایان هم توجیه کرده و حتی تا پای چوبه‌ی دار هم رفته ولی بعید می‌دانم هیچ‌گاه از قوت قلب لازم برای چکاندن ماشه برخوردار بوده است. کما اینکه شرح می‌دهد بعد از انقلاب وقتی بازجو یا شکنجه‌کننده‌اش در زندان انقلابیون بوده و دادگاه از زندانیان سابق می‌خواهد علیه آن‌ها اقامه‌ی دعوا کنند یا شهادت دهند، او حتی از این کار سرباز می‌زند!
7. محمدی گاهی از روحیه‌هایی سخن می‌گوید که ناشی از بزرگ‌منشی است. در این صورت باید بگویم این دقیقا همین چیزی است که جوان‌ترها برای دریافت آنچه گذشته، سرگذشت پاره‌ای مبارزان را باید بخوانند تا تصور نکنند از ابتدا عده‌ای که سر در گروی امیال کوچک داشتند در انقلاب بودند.
8. محمدی پس از خود مذهب، شیفته‌ی اسطوره‌هایی است که بارها از آن‌‌ها نام می‌برد:‌طالقانی، بازرگان، حنیف‌نژاد، احمدرضایی و باکری. او نه شیفته‌ی تئوری‌های نشئت گرفته از بنیادهای مارکسیسم در سازمان است و نه برخلاف پاره‌ای مبارزان سیاسی، سودای قدرت در سر دارد. تئوری تکامل و ضدیت با استثمار و ارتجاع و حمایت از کارگر و غیره را می‌خواهد با ادبیات مذهبی انطباق دهد و استخراج کند. کاری که دیگران با او لزوما همراهی نمی‌کنند. اگر واقعیتش را بخواهید بارها در طول خواندن کتاب تصور کردم اگر گذر محمدی از ابتدا به سازمان نمی‌افتاد او هرگز نه سراغ مبارزه‌ی مسلحانه می‌رفت و نه تلاطم‌های زندگی‌اش این‌قدر شدید بود. محمدی یک مذهبی بود. مثل خیلی‌های دیگر. با روحانیت ارتباط خوبی برقرار می‌کرد و نهایتا هم می‌توانست در بین همان‌ها برای راهی که تصور می‌کرده دین خدا را اعتلا می‌بخشد مبارزه کند. از این نظر نه می‌شود فهمید چرا زودتر از سازمان فاصله نگرفته و به راه خود نرفته و نه می‌توان دریافت چرا تلاش می‌کرده ماهیت سازمان و به ویژه رجوی را تغییر دهد؟! شاید خودش تصور کند سازمان از ابتدا چیز دیگری بود و بعد تغییر کرد. اشتباه هم نیست ولی آیا چنان سازمانی -با آن ادبیات- عاقبتی جز این خواهد داشت؟!
9. اگر از من بپرسند آیا محمدی فردی سیاسی -به معنی کاربردی و حرفه‌ای کلمه- است؟ عرض می‌کنم نه! تاج‌زاده و بهزاد نبوی و هاشمی رفسنجانی و غیره چرا ولی او نه. به خاطر همین هم هست که در کتاب به رخ‌دادهای خارج از دنیای سازمان نپرداخته. در حالی که در سال ۵۶ جرقه‌های اصلی حرکت عظیم مردمی در بیرون زده شده و جلو می‌رفت ولی در خاطرات محمدی از آن اصلا خبری نیست. بعد از انقلاب هم نقشش روشن است. البته نه اینکه بد باشد،‌ سخن این است که در صف جلو نیست، او همواره در حاشیه بوده است.
10. محمدی در اواخر کتاب در فرازی مهم به گذرا اشاره می‌کند چهل سال است که در انزوا زندگی می‌کند. سوال این است که انزوا از چه؟! او مصداق آن غزل سعدی است که من در میان جمع و دلم جای دیگر است. او همواره -حداقل پس از انقلاب- دور و برش دوستان و همراهانش بوده‌اند ولی او احساس انزوا کرده. به نظر من این احساس انزوا تا آخر هم با او باقی خواهد ماند. و آن همان چیزی است که احساس می‌کند از یک زمانی او را از کسانی که شیفته‌شان بوده جدا کرده است: حنیف‌نژاد، رضایی، باکری،‌طالقانی و بازرگان. و به ویژه حنیف‌نژاد!
11. ادبیات محمدی یک ادبیات درون متنی است. یعنی یا با ادبیات مذهبی سخن می‌گوید یا با ادبیات جزوه‌های سازمان. اگر کسی خارج از متن بخواهد گفته‌هایش را عیارسنجی کند درمی‌ماند. گاهی در اثنای خواندن کتاب تصور می‌کردم کتاب دینی را دست گرفته‌ و می‌خوانم. درست است که او دقیقا راهی را که طی کرده شرح می‌دهد ولی دقیقا به همین خاطر است که عرض می‌کنم محمدی نه سیاسی به معنای حرفه‌ای کلمه است و نه جستجوگری که از پیش به چیزی تعهد نداده است. او در قسمت‌های آخر کتاب در بخشی از آخرین گفتگوهایش با موسی خیابانی می‌گوید که چقدر درباره‌ی باورهایش یقین‌ دارد! همین یقین سنگ بنای همه‌ی کارهایش از ابتدا تا آخر بوده است.
12. وقتی کتاب را می‌خوانید گاهی احساس می‌کنید شخصیت اصلی آن مثل یک عارفِ عاشق‌پیشه است یا می‌خواهد باشد. البته عشق به حقیقت‌الوجود! فرازهایی از کتاب که او به تمجید از روزها و ساعات تنهایی‌های خیال‌انگیزش، گریه‌ها و شوری که پاره‌ای متون مقدس در دلش می‌افکنده اشاره می‌کند نیاز به توضیح بیش‌تر را از بین می‌برد. چیزی که او از ایده‌ال‌هایش تصویر می‌کند با ادبیات سازمان مجاهدین و یا حتی ادبیات قدرت زمین تا آسمان متفاوت است. برخی دیگر از مبارزان سیاسی هم رگه‌‌هایی از عاشق‌پیشگی داشته‌اند ولی چنین چیزی، چهره‌ی غالب آن‌ها نبوده. محمدی از این نظر یک علامت سوال است.
13. کتاب ظاهرا به شیوه‌ی ضبط خاطرات شفاهی تهیه شده و به همین خاطر مملو از تکرار است. این تکرارها کتاب را طولانی و گاهی ملالت‌بار کرده است. کاش ناشر محترم پیش از انتشار، آن را از فیلتر یک ویراستاری جدی می‌گذراند. هنوز هم دیر نشده است.
14. خلاصه این‌ که اگر به دنبال درک ریشه ‌های انقلاب هستید نمی‌توان از خاطراتی شبیه این چشم بپوشید. این اثر مهمی است چون روایتی دست اول از مناسبات سطوح بالای سازمان و مارکسیست ‌ها و سپس مذهبی‌ها در برهه‌ی مهمی از زندان به دست می‌دهد. حتی دانستن نحوه‌ی عمل‌کرد ساواک و شاه در برخورد با مخالفان جالب و درس آموز است. کاش محمدی در کتابی دیگر به انتقاد از خود و سوالاتی که ایجاد کرده نیز پاسخ دهد.
Profile Image for Seyed Mohammad.
86 reviews17 followers
August 18, 2019
کتاب به شدت نیازمند ویرایش است. گاه یک مطلب دوباره و سه باره به فاصله چند صفحه تکرار می شود یا ترتیب زمانی کلا از دست می رود و نویسنده فراموش می کند ماجرا را تا کجا بازگو کرده است.
یک خودستایی حیرت آور همراه با فروتنی دروغین در کتاب موج میزند. مثلا نقل قول می کند فلانی گفت تو از تمام فرزندان من سرتری بعد در پاورقی اضافه می کند البته فرزندان او از من بهترند. در بعضی فرازهای کتاب مثل توصیق خودداری نویسنده از حمله به آخوند منتقد در زندان این خودستایی واقعا صورت کمیکی پیدا می کند
عمده مشکل شخص با گروه مجاهدین کم توجهی آنان به مذهب است اما هیچ تز و ایده ای ندارد که چگونه باید نقش مذهب را در سازمانی شبه کومونیستی پررنگ کنند. تنها آیات و احادیث را فهرست می کند
Profile Image for Francis Underwood.
144 reviews4 followers
July 23, 2019
متاسفانه یک خاطرات خوب و قابل تامل به واسطه اشتباه ناشر تبدیل به چیزی نزدیک فاجعه شده،کتاب از یک ویراستاری بسیار ضعیف رنج میبره که باعث خستگی و دلزدگی خواننده میشه،فکر میکنم به راحتی صد صفحه از مطالب تکراریه و خواننده متناوبا جملات و داستان های تکراری میخونه،حشو و زواید خاطرات گوینده هم به خوبی گرفته نشده و متاسفانه در بعضی موارد کلا شاکله بحث از بین میره و ما وارد بحث ایدئولوژیک یا شعر میشیم.
به نظر میرسه که با یک ویراستاری جدی میشه نزدیک به دویست صفحه را حذف کرد.
گذشته از این مطلب ،نزدیکی نویسنده به رهبران سازمان و به خصوص بحث های او و تحلیل های او نسبت به رجوی و دیگر عناصر اصلی سازمان قابل توجه هست.
درگیری های زندان و دوگانگی ها و هم چنین عملکردهای گروه ها داخل زندان بسیار جذاب و جالبه
Profile Image for Amirreza Rezayan.
21 reviews2 followers
May 6, 2019
تناقضات و چالش های نیروهای دو طیف مذهبی و غیر مذهبی سازمان مجاهدین خلق به خوبی گزارش شده است. ضمننا برای کسی که دل در گرو فعالیت سیاسی داره خاطرات دلنشین و آموزنده ای محسوب میشه. البته انتقادات محتوایی به ادبیات نویسنده هم وجود داره که سر فرصت به آنها خواهم پرداخت/
Profile Image for Mehdi Azizi.
5 reviews1 follower
June 7, 2019
یک بررسی دقیق و مفصل درون تشکیلاتی از سازمان مجاهدین خلق
Displaying 1 - 6 of 6 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.