آنگاه ۶: شیراز؛ شهر گفتوگو، بهار ۱۳۹۷ (۲۷ خرداد) علی امیر ریاحی، در سرمقاله این شماره مینویسد: «این دوگانهی پیچیدهی شهر و مردم، که شباهت زیادی دارد به دوگانهی فرم و محتوا، مجال محیاییست برای کَندن و کاویدن؛ اینکه حدودا مرز میان شهر و ساکنش کجاها تمام و کجاها آغاز میشود، اینکه چطور و چقدر و کجاها به هم عطر و طعم و رنگ میدهند. همین وسوسهها بود، لابد، که آنگاهیان را به فکر انداخت کرانهی کنجکاویهاشان را تا حریم یک شهر ببرند و چنین کندوکاوی را موضوع پرونده کنند. اما اینکه در آغاز بهتر است کدام شهر را مورد مداقه قرار داد چالشی بزرگ بود. با اینحال به گمانم همیشه باید از جایی شروع کرد، و چه جایی بهتر از شیراز که در دورههایی یکی از پایتختهای فرهنگی ایران بود، چه جایی بهتر از شیراز که لای سطرسطر شعرهای بزرگان ادبمان خفته است، و چه جایی بهتر از شیراز که لقبش ملک سلیمان است.» آنگاه در این شماره با گفتار و نوشتاری از: علی بختیاری، آرش بصیرت، محمد بهشتی، مهدی پارسایی، گلنار تاجدار، خسرو حکیم رابط، هادی خانیکی، ویکتور دانیل، وحید داور، بهرام دبیری، محمد صادق درویشی، تورج دریایی، مهرزاد دیرین، هاجر رزمپا، مینا رضایی، بابک رفیعی علوی، سیروس رومی، محمد سرویزرگر، انیس سعادت، مینا سعادتفرد، حسین گنجی، مهدی سمتی، آرش سهرابی، غلامحسین صابر، فاتح صهبا، حمیدرضا ظرافت، فاطیما فردوس، بنوشه فرهت، مهسا فقیهی، فرزانه قبادی، افسانه کامران، شیرین کریمی، محمد کشاورز، ابراهیم گلستان، سعید مزینانی، فرزاد مقدم، حسن موریزینژاد، رسول نظرزاده، روشنک هادیان، مریم هاشمپور و ترانه یلدا و به سردبیری آرش تنهایی و دبیری تحریریه حسین گنجی به چاپ رسید.
امتیازی که به این شماره میدم در اصل سه و نیم هست! این شماره در لیست محبوبترینهای آنگاه برای من قرار نمیگیره ولی این چیزی از ارزشهای این شماره کم نمیکنه بخشهای مورد علاقه من: *از روزگار رفته، شیراز پرسی از ابراهیم گلستان *کتابی برای داشتن از بابک رفیعی علوی *داستان شیراز، گفتگوی محمد طلوعی با محمد کشاورز *شعر کسب و کار من است از فاتح صهبا *گلنار از خسرو حکیمرابط *گوشهی چمنی از هاجر رزمپا *خانهی شیراز از افسانه کامران *شهر خیالی از رسول نظرزاده
زحمت زیادی برده شاید تولید دویست و چهل صفحه محتوا درباره شیراز از قدیم تا کنونش... خیلی چیزها گفت و خیلی چیزها را نگفت! از ابنیه خیلی معروف مثل مقبره سعدی نگفت از مسجد نصیرالملک نگفت از غذاهای شیرازی تقریبا چیزی نگفت... از نویسندگان و شاعرانش مبسوط گفت...
به نظرم این شماره برای کسی میتونه جذاب باشه که واقعا عاشق شیراز باشه. بعضی قسمت ها مثل بخش آخر که در باب معماری شهر بود خیلی تخصصی بود و من دوستش نداشتم ولی در کل خیلی بهم چسبید مخصوصا روایت خانه شیراز که خیلی دوستش داشتم و اتاق ارسی که گفت و گو با آقا صابر بود
بسیار لذت بخش و شیرین بود خواندنش. مطالب دوست داشتنی زیاد داشت و نادانسته های زیادی برای من از شیراز داشت با این که شیراز رو از بچگی زیاد میدیدم. جمع آوری مطالب از هر دری و به جا، بی نظیر بود. می تونم بگم یک مجله ی کلیشه ای شیراز نبود و تازگی زیادی داشت.