(Studies in Persian Cultural History, 14) (English and Persian Edition)
Now available in Open Access thanks to the support of the University of Helsinki. Khwadāynāmag. The Middle Persian Book of Kings by Jaakko Hämeen-Anttila analyses the lost sixth-century historiographical work of the Sasanians, drawing on a large number of Middle Persian, Greek, Arabic, and Classical Persian sources.
The Khwadāynāmag is often conceived of as a large book of stories, comparable to Firdawsī's Shāhnāme , but Hämeen-Anttila convincingly shows that it was a concise and dry chronicle. He also studies the lost Arabic translations of the book, which turn out to be fewer than hitherto thought, as well as the sources of Firdawsī's Shāhnāme , showing that the latter was only remotely related to the Khwadāynāmag . It also becomes clear that there were no separate "priestly" and "royal" Khwadāynāmags .
حقا پژوهش خوبیست، هرچند باید انسجام و تمرکز بیشتری میداشت. زمینهی تخصصی نویسنده را هم باید پس ذهن داشت. از روشنگرانهترین بخشهای کتاب جاهاییست (اغلب در پانوشتها) که نویسنده با دیگر پژوهشهای معاصر درمیپیچد و ایراداتشان را برمیشمارد، از جمله تشت شماری از مورخان ناسیونالیست وطنی را از بام میاندازد
پینوشت: با توجه به تاثیرات توهمزدایانهی کتاب کموبیش عجیب است که جایزهی کتاب سال جمهوری اسلامی را برده. گرچه این مسبوق به سابقه است
نویسنده با بررسی منابع گوناگون دربارهی خداینامگ به نتایج زیر رسیده است: ۱- احتمالاً چیزی به نام سنت خداینامه نویسی وجود نداشته و با احتمال بسیار زیاد تنها یک کتاب با نام خداینامگ وجود داشته و اگر هم فرضاً چند نسخه از آن بوده در ترجمه به عربی ایجاد شده و در نسخ پهلوی حداکثر تفاوتهای جزیی نسخهبرداری وجود داشته است. پس اصطلاح «خداینامهها» تنها در ارجاع به تنوع ترجمههای عربی معنی پیدا میکند و نه دربارهی کتابهای گوناگون پهلوی. ۲- خداینامگ به احتمال زیاد کتابی کم حجم، بین ۱۰ تا ۳۰ صفحه بوده (چیزی شبیه شهرستان های ایرانشهر) که با کیومرث آغاز و با سقوط ساسانیان پایان یافته است (احتمالا تاریخ آخرین شاهان ساسانی را یا اعراب به متن اضافه کردهاند و یا کاتبان پهلوی). در متن احتمالا تنها نام شاهان و سالهای سلطنتشان و مهمترین اتفاقات دورانشان وجود داشته است و کتابی مفصل نبوده است. بیشتر رویدادنامهای مختصر بوده است. ۳- از آنجا که خداینامگ تاریخ رسمی شاهان بوده است معقول است که اثری از رستم و خاندان سام در آن نبوده است و در ادبیات عربی آغازین نیز چندان اثری از آنها نیست. ۴- کتاب احتمالاً در دورهی خسرو انوشهروان یا خسرو پرویز نوشته شده است و سپستر بخشهای مربوط به شاهان پس از آنها به کتاب افزوده شده است.
این اثر پژوهشی دقیق و مرجع در تاریخ ایران باستان است. کتاب با بازسازی و تحلیل منابع فارسی میانه، عربی و یونانی، تصویری جامع از خداینامگ ارائه میدهد. با وجود تخصصی بودن، ارزش علمی و تاریخی بالایی دارد و برای علاقهمندان به تاریخ و ادبیات ایران منبعی معتبر است.