در این شماره میخوانید: سعدی، شاعری اندیشهور شعری منتشر نشده از ه.ا. سایه ابن سینا و تفاسیر قرآنی یادنامه محمدعلی فروغی وضعیت و ضرورت تبادل فرهنگی چین و ایران یادنامه بزرگ نادرزاد یادنامه علیقلی ضیایی گزارش تلگرامی سفر به فرانکفورت و دیدار از نمایشگاه جهانی کتاب دیدار و گفت وگو با نیکو ندیم
۴۴۶ کار روشنفکر تنها از این حیث مهم نیست که نظام تصمیم گیر را تحت فشار قرار میدهد تا برنامه های تازه بنویسد و برای محرومان فرصت های تازه بسازد. چیزی هست که به مراتب از این مهم تر است. او با نام نهادن و جمعی کردن آنچه به ظاهر فردی و درونی است، امکان به شمار آورده شدن و دیده شدن طبقات به حاشیه پرتاب شده را فراهم می کند محمدجواد کاشی
۴۶۴
حافظه بصری ما نوعی زیبایی شناسی شخصی برای ما ایجاد کرده است. نابینایان، بی سوادان و کودکانی که هنوز به مدرسه نرفتهاند و از کلمات حافظه بصری ندارند، نوعی دیگر از ارتباط با کلمات را جانشین ارتباط دیداری میکنند که انهم موجد زیباییشناسی دیگری است. اما ما که کلمات را میبینیم، جوری که حروف به هم میچسبند، طرزی که از هم فاصله میگیرند، نقطه ها و کششها و بالا و پایینشان، همه اینها در ذهن ما با شکل کلمه تراش خوردهاند. کلمات آوا هم دارند. ما در خاموشخوانی هر کلمه را با نوا و لحن خاصی در سرمان میشنویم. حتی بو دارند و طعم و عطر، و ما اینها را با حواس خود آمیخته و پروردهایم. فرد فرد ما کلمات را به شیوه خود تصرف کردهایم. آنِ خود کردهایم. شنیدن کلمه مثل دیدن کلمه نیست. سایه اقتصادی نیا
۴۵۳ گاهی شنیده میشود که اهل ذوق اعجاب میکنند که سعدی هفتصد سال پیش به زبان امروزی ما سخن گفته است. ولی حق اینست که سعدی هفتصد سال پیش به زبان امروزی ما سخن نگفته است بلکه ما پس از هفتصد سال به زبانی که از سعدی آموختهایم سخن میگوییم. یعنی سعدی شیوه نثر فارسی را چنان دلنشین ساخته که زبان او زبان رایج فارسی شده است
۴۶۸
هرگاه عزیزی کتابی را به ما میدهد، پیش از هر چیز در لابلای خطوطش به جستجوی او میپردازیم. به جستجوی انگیزه و علاقه او که موجب شده این کتاب را به ما توصیه کند. در جستجوی نشانه های یکی بودن، و پس از آن کتاب ما را با خود تا آنجا میبرد که فراموش میکنیم چه کسی کتاب را به ما داده است و این اوج قدرت کتابی است که پیرامون خود را تحت الشعاع قرار میدهد. با این حال سالها بعد هرگاه که به کتاب میاندیشیم آن دیگری به خاطرمان میاید و اینگونه هر کتاب صورتی انسانی به خود میگیرد یزدان منصوریان
اولین تجربه مطالعه یک مجله از ابتدا تا انتها بود که به لطف وجود نسخه الکترونیکی و بهمراه داشتن همیشگی آن امکان پذیر میشد و از قضا اولین مواجهه من با مجله بخارا بود
با توجه به حجم بالای مجله، آهسته و پیوسته خواندن و همیشه همراه داشتن شاید تنها راه صفحه به صفحه خواندن باشد، اما باید اذعان کنم دو نکته در طول مطالعه شگفت زده ام کرد. اول، حجم بسیار زیاد مطالبی که دست اول نبودند و صرفا جمع آوری پراکنده مطالب از منابع دیگر بودند که گاهی حتی ویراستاری درستی هم نشده بودند و تکرار در پرونده ها بویژه پرونده آقای فروغی توی ذوق میزد. در این بخش، شگفت زدگی توام با اندکی سرخوردگی بود، مخصوصا وقتی میدیدم گاهی هم که مطالبی برای مجله فراهم شده اند، مخصوصا مطالب آقای خرمشاهی بیشتر شبیه به وبلاگ نویسی هستند و ماهیتی شخصی دارند، تا مطالبی برای عموم و آموزنده
شگفت زدگی دوم، تلاش تحسین برانگیز آقای دهباشی در برگزاری جلسات یادبود و شب هنرمندانی است که شاید اسم بسیاری از آنها را هم نشنیده باشیم و در همین یک مجلد، گزارشهای فراوانی از چنین جلساتی وجود دارد که بسیار جای تحسین دارند. در کل، شاید مطالعه کل اثر رغبت چندانی برای مطالعه مجلد دیگری فراهم نکرد، اما کاری است که زحمت و البته اثرگذاری خودش را دارد و در مواقعی هم آموزنده و سرگرم کننده است، گرچه انتظار من بسیار بیشتر بود