ریویوی دوم-پس از خوانش نسخه اصلی: - همیشه نسبت به کتاب گرفتن از کتابخانه موضع داشتم. یکی به این دلیل که محدودیت زمانی برای مطالعهی آن کتاب وجود دارد و دیگر اینکه امکان مراجعه مجدد در زمان دلخواه به آن وجود ندارد. این مورد دوم در مورد دفاتر شعر بیشتر صدق میکند چراکه عموما بنا به شرایط روحیام به دفاتر شعر محبوبم مراجعه میکنم و چند شعر از آن بازخوانی میکنم. یکی از مزیات دستگاه کتابخوان (فیدیبوک) هم برای من همین تسهیل امکان مراجعه مجدد به کتاب مورد نظر است. علی ای حال، در مورد این کتاب ناچار شدم به کتابخانه رفته و دست به دامان گنجینهی عظیم آن شوم. اتفاق مبارکی هم بود، چراکه موفق شدم مقدمهی کتاب و همچنین تمامی اشعار این دفتر را مطالعه کنم. البته حوصله نکردم با نسخه الکترونیکی تطبیق دهم اما حس کردم کاستیهایی داشتهاست. - رها نخستین دفتر شعر توللی است که پس از کتاب گلستانگونهی "التفاصیل" منتشر شد. با توجه به تاریخ انتشار این دفتر (1329) که 13سال پس از انتشار ققنوس نیما و از پیله درآمدن شعر نو است، دور از انتظار نیست که توللی هم مانند بسیاری از معاصرینش فریفتهی استعدادهای این پنجرهی نوگشوده شده و اشعاری در آن سبک و سیاق سروده باشد. گرایش توللی به شعر نو از این حیث که او تسلطی مثالزدنی به شعر و نثر کهن داشته، جالب توجه است. مهم تر از طبعآزمایی او در قالب شعر نو، مقدمهایست که در مذمت کهنسراهایی که بر کوس معاندت با جریان شعر نو میکوفتند، نوشته است: "بشوخی منگرید، برای کهنسرایان مقلد امروز، یک بسته شمع، چند بوته گل، چند شاخه عود، چند مثقال زعفران، چند سیر بادام، یک قرابه شراب، یک ظرف نقل، یکدسته سنبل، چند قبضه کمان، چند دانه لعل، چند اصله سرو و سه چهار بلبل و پروانه کافیست تا آنها را با کلماتی از قبیل کنعان و مصر و خسرو و شیرین و یوسف و زلیخا در هم ریخته، پس از پر کردن فواصل وسیع الفاظ، با ساروجهای ادبی "همی" و "همیدون" و "مرمرا" و استخدام "عناصر اربعه" و "اصطلاحات شطرنج" و احیانا آوردن چند لغت مصدوم و عجیب الخلقه از قبیل "نوز" و "نک" و "هگرز" و "افرشته" که به عقیده ایشان باعث استحکام کلام خواهد گردید، چند منظومه ساخته و پرداخته تحویل شما دهند..." مقدمهای که در آن ضمن نکوهش این گروه به تئوریزه کرده شعرنو پرداخته و ویژگیهای ضروری آن را از دید خود به مخاطب شناسانده است: " 1-هماهنگی دقیق اوزان و حالات 2-تازگی مضامین و تشبیهات و استعارات 3-بیقیدی گوینده در بکار بردن صنایع بدیعیه 4-پرهیز از آوردن سکته در شعر 5- پرهیز از آوردن قوافی و ردیفهای دشوار 6-ایجاد ترکیبات تازه و خوشاهنگ و استفاده از لغات زندهای که به دست فراموشی سپرده شده است 7- شناسایی و انتخاب بهترین کلمات 8- خودداری از پوشال گذاری در بحور 9- توصیف دقیق حالات و مشاهدات" توضیح موارد فوق با زبان شیرین توللی، لذت دوچندانی نصیب علاقهمندان این حوزه میکند. وی در ادامه به برخی انتقادات به جریان شعرنو نیز پاسخ گفته است. حتی اشارهای به شعر سپید داشته و ضمن دفاع از آن، نامأنوسی مخاطبان با آن را ناشی از بیتوجهی شاعران به این رشته از ادبیات در گذشته دانستهاست. سپس در ادامه برای نشان دادن اینکه شعرنو تنها وارد کردن لغات و ترکیبات نو در همان قوالب کهن نیست، قصیدهای طولانی حاوی انبوهی از لغات و ترکیبات نو آوردهاست. پس از این قصیده اشعار توللی در شیوهی شعر نو آغاز میشود. اشعاری که به زعم بسیاری از صاحب نظران جزو موارد معدود موفق شعر نو در آن دوران بودهاست. - توللی در مقدمهی کتاب خردهای به نیما میگیرد و ضمن برشمردن رویکردهای مختلف برای ایجاد دریچهای نو در شعر و کاستیهای آنها میگوید: "... حال آنکه افتخار پیشقدمی در راه شعرجدید از آن سردستهی این گروه بوده و اشعار نخستین وی نیز تا حدی از این عیوب برکنار مانده است." منظور توللی از عیوب این است که این گروه "وظیفه ی دیگر خویش یعنی انتخاب و ابداع الفاظ و ترکیبات خوش آهنگ و رسا را بکلی فراموش کرده و دانههای گرانبها[ی مضامین و پرده های جدید] را در شوره زار الفاظ سست و سخیف می کارند." و " قواعد زبان فارسی را به کنج فراموشی نهاده با آوردن عباراتی غلط از قبیل (روزانش زمستانی) به جای (روزهای زمستانیش) افکار زیبای خود را چنان پیچیده و مغشوش بیان می کنند که درک کامل مفاهیم آن بی حضور و هدایت شخص ایشان بر احدی میسر نخواهد بود." - توللی در این مقدمه کهنسرایان جزماندیش را با زبانی پر نیش و کنایه مورد عتاب قرار میدهد. در مقدمهی "نافه" نیز با همین زبان به سراغ جریانهایی از شعر نو میرود که به زعم او ره به ناکجا بردهاند. چه بسا این زبان آتشین او که حتی نیمای محبوبش (میگویند توللی از فرط علاقه به نیما نام فرزند نخستش که دختر بوده را نیما گذاشتهاست) هم از آن در امان نمانده، باعث شده اودر بین اهل ادب آنقدر مهجور بماند و پس از مرگش کمتر از او سخنی باشد. - شفیعی کدکنی در "با چراغ و آینه" اینطور برداشت کرده است که رویگردانی توللی از نیما و و سرایش اشعاری در قوالب کهن با مضامین تغزلی و بعضا اروتیک و بسیار کممایه در اواخر عمر موجب این سکوت طولانی اهل ادب در مورد او شده است. او همچنین در جای دیگری از این متن اینطور به جایگاه توللی میپردازد که خود او برای اولین بار پس از مطالعه دفتر رها توانسته شعر نو را درک کند و منظور و مقصود آن را بفهمد و معتقد است شعر توللی جز در موارد معدودی چون گلچین گیلانی و ناتل خانلری بر عمدهی شاعران ممتاز هم دورهی او و بعد از او تاثیر بسزایی گذاشته است. - ---------------------------------------------- ریویوی اول-پس از خوانش نسخه الکترونیک: توللی در این کتاب متاثر از فرم آزاد نیمایی شعرهای نویی سروده مضافا اینکه به دلیل اندیشه های سیاسی توللی در ان زمان (عضویت در توده) شعرها عموما رویکرد اجتماعی دارند (بر خلاف پویه که تماما در پیرامون دلبرکان بود). چندین شعر هم شیوه روایی داشت که به شخصه بسیار میپسندم علی الخصوص اگر در قالب مثنوی نباشد. کلا شعرهای توللی وقار خاصی در زبان و بیان دارند که باعث میشه همیشه با احترام به بیت بیت شعرش نگاه کنی و افسوس و صدافسوس که اینقدر ناشناخته مانده.