Jump to ratings and reviews
Rate this book

دوره جدید: پاریس

کتاب الفبا، جلد ششم: پاییز ۱۳۶۴

Rate this book
نخستین مطلب ششمین کتاب الفبای در تبعید مقاله ای است با عنوان "تصویر جمهوری اسلامی در آینۀ قصه ها" نوشتۀ غلامحسین ساعدی. "تجربۀ شوراهای کارگری در انقلاب ایران" نوشتۀ آصف بیات، "سندیکالیزم در جنبش کارگری ایران در فاصله سال های ۱۳۲۰ - ۲۵" نوشتۀ تورج اتابکی، "پول و از خودبیگانگی" نوشتۀ جیمز میل، "یک نامۀ انگلس به مارکس" نوشتۀ انگلس، "بدرودها" نوشتۀ پابلو نرودا ترجمۀ مصور فرهنگ، "جنگل و تبر" نوشتۀ م.سحر، "غزل آزادی" نوشتۀ م.سحر، "آموختن از مرگ" نوشتۀ اسماعیل خویی، "اینجا و امروز" نوشتۀ ف.ک، "فتح" نوشتۀ بهروز آذر، "مرغوا" نوشتۀ منوچهر ایرانی، "مقایسه هایی از دو ترجمۀ همزمان کلیله و دمنه" نوشتۀ ناصر پاکدامن، "خاک رس" نوشتۀ ان.اس. رامامیرتام ترجمۀ بهروز آذر، "مشتری بیت المقدسی" نوشتۀ هاینریش بل ترجمۀ فریبرز جعفرپور، "ماهیگیر باتقوا" نوشتۀ کورت توخولسکی ترجمۀ فریبرز جعفرپور، "یک اتفاق کوچک" نوشتۀ کورت توخولسکی ترجمۀ فریبرز جعفرپور، "سیمای مارگریت یورسنار" نوشتۀ زیتلا کیهان، "نمون شناسی رسانش در تعزیه" نوشتۀ ح.ن، "چماق های زرد در دست های سبز" نوشتۀ ا.ساروی، "زیستن با احساس مرگ" نوشتۀ پ.ا، یک نامۀ دیگر از جلال و دو تذکر دیگر مطالب ششمین کتاب الفبای در تبعید است

176 pages, Paperback

First published October 1, 1985

10 people want to read

About the author

غلامحسین ساعدی

83 books420 followers
ساعدی در ۱۳ دی ۱۳۱۴ در تبریز متولد شد. دکتر علی اکبر ساعدی جراح برادر دکتر غلامحسین ساعدی نویسنده و شاعر شهیر و برجسته در باره برادرش و مدرسه طالقانی (منصور سابق) تبریز می‌گوید

«غلامحسین ساعدی پس از پایان تحصیلات ابتدایی در دبستان بدر، کوچه غیاث در خرداد ماه سال ۱۳۲۷ گواهینامه ششم ابتدایی گرفت و در مهرماه همین سال برای ادامه تحصیل وارد دبیرستان منصور شد. دبیرستان منصور در زمینی بنا شده بود که قبلاً قبرستان بود، به هنگامی که منصور استاندار آذربایجان شده بود این دبیرستان سر و سامان گرفت و برای همین نام منصور را روی دبیرستان ما گذاشته بودند، دبیرستان خیلی خوبی بود، معروف بود، اتوریته داشت و خیلی هم از خانه ما دور نبود.»

او کار خود را با روزنامه‌نگاری آغاز کرد. در نوجوانی به طور هم‌زمان در ۳ روزنامهٔ فریاد، صعود و جوانان آذربایجان مطلب می‌نوشت. اولین دستگیری و زندان او چند ماه پس از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ اتفاق افتاد. این دستگیری‌ها در زندگی او تا زمانی که در ایران بود، تکرار شد. وی تحصیلات خود را با درجه دکترای پزشکی، گرایش روان‌پزشکی در تهران به پایان رساند. مطبش در خیایان دلگشا در تهران قرار داشت و او بیشتر اوقات بدون گرفتن حق ویزیت بیماران را معاینه می‌کرد. ساعدی با چوب بدست‌های ورزیل، بهترین بابای دنیا، تک نگاری اهل هوا، پنج نمایشنامه از انقلاب تا مشروطیت، پرورابندان، دیکته و زاویه و آی بی کلاه، آی با کلاه، و چندین نمایشنامه دیگری که نوشت، وارد دنیای تئاتر ایران شد و نمایشنامه‌های او هنوز هم از بهترین نمایشنامه‌هایی هستند که از لحاظ ساختار و گفتگو به فارسی نوشته شده‌اند. او یکی از کسانی بود که به همراه بهرام بیضایی، رحیم خیاوی، بهمن فرسی، عباس جوانمرد، بیژن مفید، آربی اوانسیان، عباس نعلبندیان، اکبر رادی، اسماعیل خلج و... تئاتر ایران را در سال‌های ۴۰-۵۰ دگرگون کرد. پس از ۱۳۵۷ و درگیر شدن ساعدی با حکومت در پس از انقلاب، از ایران مهاجرت کرد، وی در غربت به چاپ دوباره "الفبا" را (جهت حفظ فرهنگ) آغاز کرد. وی در روز شنبه ۲ آذر ۱۳۶۴ در پاریس درگذشت و در گورستان پرلاشز در کنار صادق هدایت به خاک سپرده‌ شد

Gholām-Hossein Sā'edi was born in Tabriz 5 January 1936. In 1963 he graduated from University of Tabriz in medicine, began his writing career (under the pen name Gowhar-e Morād) with short stories and plays (1966). Sā'edi was a noted writer, editor, and dramatist; an influential figure in popularizing the theater as an art form, as well as a medium of political and social expression in contemporary Iran. Later, after completing the mandatory military service he embarked (1963) on a five-year internship to specialize in psychiatry. He was repeatedly investigated, arrested, and incarcerated by the security police (SAVAK) and subjected to both physical and psychological abuse.
Sa’edi’s plays were at first produced and viewed by small groups of university students as ’theatrical experiments,’ and attracted wide audiences. The dialogues are designed to lend themselves to modification by local accents and dialects, a quality that has made the plays accessible and appealing to audiences of different ethnicity and varying levels of intellectual sophistication. By the end of the 1960s Sa’edi’s standing as a prolific dramatist and fiction writer had been well established in the circle of literary figures.
Based on his travels in 1965 to the villages and tribal areas of the Persian Gulf and in 1968 to Azerbaijan in northern Iran, Sa’edi produced a series of monographs with anthropological underpinnings. The importance of these studies is that in a variety of ways they became useful sources for many of Sa’edi’s later works. In Sa’edi’s monographic sketches and fictional narratives the village and the city are both inhabited by the same anxiety-ridden people, tormented by the same problems.
By the early 1970s, in addition to his short stories, he had published a short novel, Tup (The Cannon, 1970) and completed the manuscripts of Tātār-e Khandān (The Grinning Tartar) while he was in prison for

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
1 (33%)
4 stars
1 (33%)
3 stars
0 (0%)
2 stars
1 (33%)
1 star
0 (0%)
No one has reviewed this book yet.

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.