در سرزمینی باستانی به نام اِستارا قصری جادویی به نام ایریلیاز بنا شد و بزرگان قصر تصمیم گرفتند برای محافظت از موجودات تاریخ، بین خونآشامها، ارواح، اشباح، اجنه، حیوانات و جادوگران ورد برادری بخوانند تا با ساختن ارتش شش گله در برابر انسانها و حملات آنها، از رموز سرزمین خود محافظت کنند. انسان که روزگاری شرافتمندتر از تمامی موجودات بود از فرصت خود در زمین سوء استفاده کرد و با آزمایشات هستهای، بمبها، آلودگی هوا و... قلب مادر زمین را آنچنان جریحهدار کرد که تصمیم گرفت با برداشتن سنگ آندوین همه چیز را دگرگون کند. اما در پیشگویی قدیمی از شاهزاده دورگه بزرگی سخن گفته شده که با فدا کردن جان خود جهان را نجات میدهد و ناگهان در همان زمان پسربچهای به نام سم ری از گوشه نامعلومی از زمین آرزوی مرگ میکند ...
به نام خدا بخش کوتاهی از کتاب رو مطالعه کردم.(سه فصل) کتاب نه از ایرادات نگارشی که در واقع از سیل ایرادات ساختاری جمله ها رنج می برد. و این جدا خوانش اثر را به چالشی مثال زدنی بدل می کند. اواخر فصل سوم را سه خط در میان مطالعه کردم. مورد بعدی که باید به آن اشاره کنم رابطه ی علت و معلولی کتاب است. چه در منطق و سیر توصیفات و چه در داستان اثر. البته در مورد خط داستانی کار نمی شود با سه فصل قضاوت کرد. با وجود این ضعف، داستان گشایش خوبی دارد. در همان ابتدای داستان موضوع کتاب را مطرح می کند و نامه ی دعوت به ماجرا را برای شخصیت اصلی می فرستد. هر چند از مرحله ی امتناع و ... خبری نیست که نمی شود انتظار زیادی هم داشت. با این حال در کنار این نقطه ی قوت روند به شدت کند اثر و نثر کسالت آور کار خواننده را کاملا دلسرد می کند. توصیفات کتاب کاملا کم جان و کم مایه اند. از طرف دیگر اعمال شخصیت ها کاملا غیر واقعی و مصنوعی است. انگار نویسنده هرگز نترسیده تا بداند در موقع ترس چه واکنشی از خود نشان می دهد. به عنوان مثال وقتی شخصیت اصلی ترسیده و شک می کند در حال خواب دیدن است به جای هزار و یک کار منطقی، خودش را به تخت می رساند، روی آن دراز می شود و بعد خودش را از تخت به پایین پرت می کند. انگار نویسنده نه تنها هرگز خوابی ندیده تا بخواهد از آن بیدار شود بلکه آثار بسیاری که در آن ها شخص به خواب بودن خودش شک می کند را نخوانده. موضوع بعدی دیالوگ هایی است که میانشان رد و بدل می شود. دیالوگ های سرد بی روح و کاملا دور از لحنی که می شناسیم یا انتظارشان را داریم. انگار شخصیت های کتاب از سرزمین لیلی پوت آمده اند و به زور وادار می شوند که فارسی صحبت کنند. و گرته برداری که در کتاب بیداد می کند. به عنوان مثال:« قول مرا داری» فکر نمی کنم هیچ جای زبان فارسی چنین چیزی پیدا کنیم. در اخر باید به یکی از صحبت های نویسنده هم اشاره کنم. جایی که داستان های فانتزی فارسی را آثاری اقتباسی می خواند که کم کم در حال نابود کردن خلاقیت ماست. ابتدا اینکه قطعا ایشان کتاب های فارسی را مطالعه نکرده اند و نه حتی اخبار این کتاب ها را. و الا تعداد کتاب های غیر اقتباسی و اصیل و زیبایی که این مدت به چاپ رسیده است کم نیست. از سویی دیگر احتمالا کلا با مقوله ی اقتباس بیگانه اند که این طور پیرامون آن صحبت می کنند.. و از طرف دیگر بعد از بررسی کتاب ایشان قطعا به جان هر چه اقتباسی نویس است درود و رحمت خواهیم فرستاد. اسامی کتاب که کاملا غربی هستند. شروع کتاب که کاملا تقلیدی از هری پاتر است. موجوداتی که در همین ابتدای فیلم معرفی می شوند نیز همگی وام گرفته شده از فانتری های ترجمه ایست که البته کتاب های خوبی هستند اما به کاربستن جادوگر(گاندالف یا دامبلدور)، خون آشام، درختان سخنگو(ارباب حلقه ها) و ... همه از عدم خلاقیت در این داستان حکایت دارند.
متأسفانه در گودریدز، نمرهی «صفر» تعریف نشده. پس با عرض پوزش، مجبور شدم عدد «یک» رو بدم.
کتاب و نویسنده بسیار بسیار تلاش کردهاند تا بهدنیای استاد تالکین نزدیک بشن. وامگیری از کلمات آثار مختلف (هری پاتر، ارباب حلقهها، داستانهای خونآشام محور و غیره) و همچنین اسامی کاملاً غربی اثر رو به کاری کاملاً وابسته و غیرنو تبدیل کرده است. اینها جدای فجایای خود اثر هست.
- قلم بهشدت ضعیف و کسالتآور - پلات درهم ریخته و بدون هدف. - شخصیتپردازی بسیار ضعیف و در حد صفر. - سفر قهرمان بیمنطق، بدون جذابیت و دادن دلیل به خواننده. - عدم وجود مکگافین در داستان( من که ندیدم، کسی میدونه یا دیده لطفاً بهم بگه) - پیرنگ ناموزون و بیمنطق. - وامگیریهای بسیار زیاد که اثر از اقتباس به «کپی» تبدیل شده. - توصیفات ضعیف، فضاسازی صفر. - دیالوگهای بیروح، بیاحساس، مسخره، غیرمنطقی، عدم پیشبرندگی، غیرضروری مانند «من احمق نیستم» و «من احمق هستم» - اشکالات نگارشی، املایی و ویراستاری فجیع همهی اینها در کنار هم، اثر پیشرو را غیرقابل دفاع و همچنین خوانش اون رو به ماراتنی فرسایشی تبدیل مرده که به عقیدهی من هرکس ازش خارج بشه، باید بهش مدال داد.
کتاب عین ارباب حلقه ها بود همون نیروی شر همون جادوگر تاریکی همون جادوگر خوبی و چپقش و نوجوونی که انتخاب شده تا جنگ بین خیر و شر رو پایان بده. میتونم بگم کتابی متوسط بود. اون جذابیتی که در تبلیغاتش گفته میشه رو نداشت کتابی متوسط...
کتاب اول آغاز یک ماجراجویی. به نظر من کتاب کوتاهیه که سرزمین جدیدی رو پیش روی شما نمایش میده. من علاقه داشتم بیشتر راجع به این سرزمین بدونم برای همین کتاب دوم رو هم خوندم و در انتظار پایان داستان هستم. ژانر به نظر از سن مخاطب 14 سال به بالا شروع میشه. شخصیت اول آدم خاصی نیست و همین اندکی داستان رو کسل میکنه. تا به حال نشده بود تو داستان فانتزی شخصیت اول انقدر معمولی و بی قابلیت و ناامید باشه حتی در روند داستان هم اون قابلیت خاصی پیدا نمیکنه و قدرتمند نمیشه. انگار قرارباشه ضعیفترین آدم روی زمین بلند شه و کره زمین رو نجات بده. همیشه یه جوان یا نوجوان خاص( هری پاتر)، پر شور(فرودو بگینز)، با انگیزه(لایرا) و ... به عنوان شخص منتخب اینگونه داستانها انتخاب میشوند که این خودش وجه تمایزیه که توجه من رو جلب کرد. داستان مثل هر فانتزی دیگه ای جادوگر بامزه ای داره که شخصیت اصلی رو به ماجراجویی میبره ولی این باعث نمیشه که منه مخاطب اونو تکراری قضاوت کنم و دلم نخواد داستان رو بدونم چون به نظرم اجزای داستانهای فانتزی تشابه زیادی باهم دارن و معلومه نویسنده هم زیاد داستان فانتزی خونده. توصیفات داستان در عین جذابیت خیلی کوتاه بود و مخاطب رو تشنه دونستن میکرد. من شخصاً نظرم اینه که اسامی کاملا فارسی داستان رو غیر واقعی جلوه میداد من قبلا تجربه خوندن اینکونه کتابی رو داشتم و برام جالب نبود و اینکه اسمی از کشور یا قاره ای نیاورده این داستان رو باورپذیر تر میکنه. در کل منتظر جلد سوم هستم.دوست دارم شخصیت های منفی داستان بیشتر خودشونو نشون بدن. امیدوارم نویسنده های ایرانی بیشتر برامون وقت بذارن. از اینکه کتاب تریلوژی بود به جای یه کتاب 1000 صفحه ای لذت بردم.
ایده ی خوبی داشت ولی متاسفانه نه خوب بهش پرداخته شده بود و نه فضاسازی خوبی داشت و نه اتفاقات علت مشخص و محکمی داشتند. اینطور به نظر میرسید که نویسنده یکسری اتفاقات رو نوشته و بعدا برای متصل کردن این قسمت ها زحمتی به خودش نداده و سرسری بینشون رو پر کرده. بعضی جاها اونقدر سریع یک مبارزه ی مهم بوجود میومد که اصلا نمیشد فهمید از کجا و چجوری اتفاق و افتاد و اصلا چیشد. در کل اگر پشت همه ی اتفاق های این داستان یک چرا بذارید دلیل خوبی براشون پیدا نمیکنید.
اگر تمامی کتابهای توی جهان تمام شدن و فقط این کتاب ماند پیشنهاد میشه بخونید و گرنه اگر برای وقتتون ارزش قائلید سراغش نیاید لینک کتاب در طاقچه https://taaghche.com/book/55914/%D8%A...