این کتاب یک عاشقانهی آشغالی است. قصهی عشقِ داش قوطی، با لبههای تیز و دندههای بُرنده، به قلمباتری. عشق، میتواند خیلی چیزها را توی دنیا تغییر دهد. در این کتاب هم همین اتفاق میافتد و عشق بین این دو نفر، دنیای خودشان و دنیای زبالهها را تغییر میدهد.
این کتاب یک رمان کودک است برای مخاطبان ۸ سال به بالا است و در مورد اهمیت تفکیک زبالهها است. هرچند بیش از آنکه یک داستان آموزشی محیط زیستی باشد، یک عاشقانهی آشغالی است.
I was born in 1988 and started writing stories when I was 5. Then I went to school and kept writing stories. At the time I was 16, I started working for magazines as a humorist and kept writing stories. When I grew up, I studied nuclear physics and kept writing. As a university student, I worked as a graphic designer, film editor, teacher, and journalist and kept writing always. Now I am working as a copywriter, editor, and teacher and still keep writing stories. So, I am anything but a writer!
خود عنوان کتاب نمایانگر بازی طنازانه نویسنده با کلمات است. داستانی طنز با درونمایه حفظ محیط زیست و مدیریت پسماند. به نظرم برای درک کردن و لذت بردن از این بازی کلمات باید حداقل بالای دوازده سال داشته باشید. تنها نکته منفی تصاویر تیره کتاب است که به نظرم به خاطر کیفیت چاپ به این صورت درآمده است.
داستانی فوق العاده جذاب و البته تاثیرگذار با شخصیتهایی به یاد ماندنی. خواندن این کتاب باعث شد بالاخره من هم به جمع شهروندان مسئولی که زباله های خود را تفکیک میکنند بپیوندم :) تصویرگری کتاب میتوانست بهتر باشد