Jump to ratings and reviews
Rate this book

دفتر روشنایی: از میراث عرفانی بایزید بسطامی

Rate this book
این اثر ترجمه‌ی کتاب النور تالیف ابوالفضل محمد بن سهلگی بسطامی (۳۷۹ - ۴۷۷ ه.ق)، از مشایخ تصوف در نیمه‌ی دوم قرن پنجم است. سراسر این کتاب گزاره‌هایی است در حوزه‌ی الاهیات که از ذهن و زندگی مردی به نام با یزید بسطامی بر جوشیده و دهان به دهان آن را در طول سال‌ها نقل کرده‌اند تا آن‌گاه که یکی از علمای بزرگ قرن پنجم، به نام سهلگی، آن را تدوین و کتابت کرده است. این مجموعه صورت تغییر شکل یافته‌ی سخن‌های بایزید است که از فارسی کهن قومسی به عربی رفته و بعد از تحریفات و نقص‌هایی که در نسخه‌ها دیده می‌شود، به فارسی ترجمه شده است. مترجم در مقدمه‌ی کتاب، اطلاعاتی همچون نگاه هنری به الاهیات، سطح در عرفان و شطح‌های بایزید، مساله‌ی معنی در گزاره‌های شطح، هویت تاریخی بایزید، ساختار کتاب النور، و نسخه‌های آن به دست داده است.

402 pages, Hardcover

First published April 1, 2004

12 people are currently reading
203 people want to read

About the author

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
40 (38%)
4 stars
42 (40%)
3 stars
16 (15%)
2 stars
5 (4%)
1 star
2 (1%)
Displaying 1 - 11 of 11 reviews
Profile Image for kian.
198 reviews59 followers
May 26, 2017
سهلگی از مشایخ تصوف در قرن پنجم، کتابی تالیف کرده به نام : النور. در این کتاب،سخنان و حکایات بایزید بسطامی؛ عارف مشهور قرن سوم را جمعاوری کرده است. این کتاب به زبان عربی تالیف شده. بنا به گفته استاد شفیعی کدکنی، سخنان بایزید به زبان پارسی آن زمان بوده و در این کتاب به عربی برگردانده شده است.
استاد شفیعی کدکنی کتاب النور را ترجمه کرده‌اند و آن را دفتر روشنایی نامیده‌اند. برای علاقه‌مندان به عرفان و ادبیات عرفانی، کتاب بسیار دلپذیری است؛
«مهمترین اتفاق فرهنگی در سراسر دوره اسلامی ایران، ظهور پدیده‌ای است به نام عرفان و در سراسر تاریخ عرفان ایرانی، اگر دو سه چهره نادر و استثنایی ظهور کرده باشند، یکی از آنها بایزید بسطامی است و این کتاب، حرفها و حکایات اوست. سرسری نباید از آن گذشت...»
Profile Image for Ayeh.
48 reviews36 followers
August 3, 2008
سی سال خدای را جستم . پس دانستم که من اویم . پنداشتم که من او را می جویم و او بود که مرا می جست
Profile Image for Ali.
8 reviews2 followers
December 11, 2007
روشن تر از خاموشی، چراغی ندیدم،
وسخنی، به از بی سخنی، نشنیدم
ساکن سرای سکوت شدم
و صدره صابری در پوشیدم.
مرغی گشتم؛
چشم او، از یگانگی
پر او، از همیشگی
در هوای بی چگونگی، می پریدم
کاسه ای بیاشامیدم که هرگز، تا ابد
از تشنگی او سیراب نشدم
Profile Image for Hadi.
140 reviews115 followers
May 15, 2019
دفتر روشنایی کتابی است درباره ی عارف مشهور ایرانی، بایزید بسطامی، که به تصحیح و تحشیه ی دکتر شفیعی کدکنی نوشته شده است، از ویژگی های اصلی این کتاب مقدمه ای 100 صفحه ای به قلم دکتر کدکنی درباره ی بایزید می باشد که به نظر من از کامل ترین مقالات درباره ی شخصیت بایزید است که به تمامی نکات زندگی این عارف قرن سومی اشاره نموده است.

بایزید بسطامی:
عشقُهُ عشقی و عشقی عشقُهُ،
حُبهُ حبی و حُبی حبُهُ... .
Profile Image for rozhin.
16 reviews6 followers
Read
April 11, 2007
بایزید افزونی می طلبد و بر توحید افزونی نیست.
Profile Image for Bahman Bahman.
Author 3 books242 followers
January 12, 2022
«از بعضی خویشاوندان بایزید شنیدم که گفت از پیشینیان خویش شنیدیم که گفتند مادرش او را در محلّه‌ای به نام محله موبدان بزاد، و موبدان نیاکان او بودند. سپس به محله وافدان بازگشتند و وافد نامِ آن اعرابیی بود که ساکن آن محله بود و آن محلّه بدو منسوب است. و همان است که امروز به نام محله بویزیدان خوانده می‌شود.
در آن محلّه مسجدِ کوچکی بود که بایزید بدان رفت و آمد می‌کرد و به مسجد ابی‌الحسنان که در جوارِ او بود نمی‌رفت. گویند، و خدای داناتر است، که ازاین روی بود که چون می‌خواست بدان مسجد درآید راهش بر تازیانی بود که در پیرامون آن مسجد می‌نشستند و به احترام او بر پای می‌خاستند و این کار بر او سنگین می‌آمد. یک شب از خاطرش چنان گذشت که ای کاش آن مسجد که در آن نماز می‌گزارد فراخ‌تر از این بود و خدای در دلِ وافِد چنان افکند که انبارِ کاهی که در جوار مسجد داشت ضمیمه آن مسجد کند.»
113 reviews16 followers
January 22, 2017
"روشن‌تر از خاموشی، چراغی نديدم"
"با او، به او، بی‌خویش، نجوا کردم"
Profile Image for میثم موسوی نسیم‌آبادی.
508 reviews1 follower
Read
August 29, 2025


بایزید طَیفور بن عیسی بن سروشان بسطامی (۱۶۱-۲۳۴)، در بسطام در خانواده‌ای زردشتی، که تازه به اسلام گرویده بودند، متولّد شد (سهلگی، ۱۳۸۴: ۳۳). برخلاف حلاج هرگز به عرصۀ سیاست پا نگذاشت و به همین دلیل در اکثر اوقات در کمال احترام زیست (همان: ۲۷) و سرانجام در بسطام درگذشت (همان: ۳۳).

در این‌که گفته‌اند بایزید مدتی شاگرد امام جعفر صادق بوده است تردید وجود دارد؛ چراکه اگر سال وفات بایزید ۲۳۴ باشد با در نظر گرفتن سال وفات صادق، که سال ۱۴۸ هجری است، حدود هشتادوشش سال فاصله است. لذا باید عمری درحدود صد سال برای بایزید فرض کرد و این با اسناد موجود، که عمر او را هفتادوسه سال نوشته‌اند، تطبیق نمی‌کند (همان: ۳۸-۳۹). چنان‌که از اجماع نقل‌ها تقریباً می‌توان گفت که بایزید ازدواج نکرده است و آنچه در بندهای آخر «کتاب‌النور» به نقل از همسرِ او ذکر شده مشکوک است (همان: ۳۳-۳۴).

بایزید ظاهراً کتابی هم ننوشته است و یا حداقل اثری از او به دست ما نرسیده است. هرچند از قدیمی‌ترین کتب نوشته شده دربارۀ بایزید می‌توان به کتاب‌النور، که مجموعه‌ای از حقایق و افسانه‌های زندگی اوست، اشاره کرد (همان: ۲۶-۳۴). کتابی که سراسر آن گزاره‌هایی در حوزۀ الاهیّات است که از ذهن و زندگی مردی به نام بایزید بسطامی جوشیده و دهان‌به‌دهان آن را سال‌ها نقل کرده‌اند تاآن‌که دو قرن پس از وفات او، فردی به نام ابوالفضل محمد بن علی سَهلگی، در قرن پنجم هجری قمری، آن را تدوین و کتابت کرده است (همان: ۲۶-۲۷-۳۹).
دکتر شفیعی کدکنی با تصحیح این کتاب از روی قدیمی‌ترین نسخۀ شناخته شدۀ آن، که متعلق به کتابخانۀ ظاهریۀ دمشق است (همان: ۵۰)، به ترجمۀ این اثر با عنوان «دفتر روشنایی از میراث عرفانی بایزید بسطامی» پرداخت و در مقدمۀ آن اذعان داشت:

در سراسر تاریخ عرفان ایرانی اگر دو سه چهرۀ نادر و استثنایی ظهور کرده باشند، یکی از آن‌ها بایزید بسطامی است (همان: ۳۳). از هم‌اکنون می‌توانم دربارۀ خوانندگان این کتاب چنین پیش‌بینی کنم که خود به خود به دو گروه تقسیم خواهند شد: گروهی که مجموعۀ این گزاره‌ها را بی‌معنی خواهند دانست و حق با آن‌هاست و گروهی که ژرف‌ترین اندیشه‌های الاهیّاتی جهان را در آن خواهند یافت و حق با آن‌ها نیز هست (همان: ۲۷).
و اما در پاره‌ای از متن اصلی این کتاب می‌خوانیم:

و از شیخ او، عبدالله، شنیدم که می‌گفت مشایخ ما می‌گفتند ابویزید اکبر نیز امّی بوده است و اگر در علم ظاهر او شک روا باشد، در کمال علم باطن او تردیدی نیست (همان: ۱۲۱). بایزید را گفتند خلق، همه، در زیر لوای محمداند. بایزید گفت: سوگند به خدای که لوای من بزرگتر از لوای محمد است. لوای من از نوری است که آدمیان و پریان، همه، در زیر آن لوایند با پیامبران (همان: ۲۴-۲۴۱).
از پیشینگان شنیدم که می‌گفتند: مادر بایزید شبی او را گفت آب بیاور. بایزید به طلب آب از خانه بیرون رفت. چون باز آمد مادر را خفته دید. کوزه در دست همچنان ایستاد تا او بیدار شد. مادر کوزۀ آب را از دست بایزید گرفت درحالی‌که از سردی بر انگشت بایزید یخ زده بود و پاره‌ای از پوستِ انگشت او بر دستۀ کوزه باقی بود. مادرش چون چنین دید، پرسید. بایزید او را آگاه کرد و گفت: در دل گفتم اگر کوزه را بر زمین نهم به خواب روم شاید تو آب بخواهی و آن را نبینی. مادرش گفت خدای از تو خشنود باد (همان: ۱۵۶-۱۵۷)!
و هم ازو شنیدم که می‌گفت: مردِ مردستان آن است که نشسته است و اشیاء به دیدار او می‌آیند و هم نشسته است و اشیاء در هر کجا که هستند با او سخن می‌گویند. گفت و شنیدم که می‌گفت: مرا با خویش به جایگاهی بُرد که همه خلق را از میانِ دو انگشتِ من به من نشان داد (همان: ۱۷۱). هم شنیدم ابوموسی دَبیلی را که می‌گفت از بایزید شنیدم که می‌گفت: سی ‌سال خدای را جُستم. پس دانستم که من اویم. پنداشتم که من او را می‌جویم و او بود که مرا می‌جست (همان: ۱۵۲-۱۵۳).
از بایزید شنیدم که می‌گفت: سبحانی! سبحانی! ما اعظم شأنی. سپس می‌گفت: حَسبی مِن نفسی حَسبی (همان: ۱۷۰). و از محمد داعی شنیدم که به یاد می‌آورد که بایزید گفته است: أنا ربی الأعلی من پروردگارِ برترم (همان: ۲۲۳-۲۲۴).

منبع:

_ سهلگی، محمد بن علی، ۱۳۸۴، دفتر روشنایی از میراث عرفانی بایزید بسطامی، ترجمه و تصحیح محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران، سخن.
Profile Image for Nima.
18 reviews
July 31, 2025
اگر ادبیات عارفانه مان را دوست دارید، از حدت عیشی که اشعار و نوشته های عطار و مولانا در جانتان جام جام از آنها می‌ریزید و نوش میکنید، حتما از روایات بایزید خوشتان میاید، بخصوص که گاهی این نوشته ها به قدری موجز اما ژرفی سوزناک از خود بروز می‌دهند که آدم را به وجد میاورد.
کتاب اصلا چیزی نیست که بشود در یکی دو روز خواند، باید کم کم آنرا چشید و درک کرد، بخصوص چاپ اول که در دست من حقیر بود و از تعلیقات چاپ های بعد عاجز، اما در باب ترجمه که استاد کدکنی آنرا لرگردانده، به گمانم اصل مطلب و حقش ادا شده، هرچند میشد که به سبک خراسانی نزدیک تر شود.
خلاصه که بخوانید و لذت ببرید از این بزرگمرد عارف.
Profile Image for Ermiya.
67 reviews1 follower
March 31, 2023
این کتاب شرح زندگی و احوال وجملات و کرامات و ابعاد مهم این شخصیت بزرگ عرفانی ست. بررسی دقیق دکتر شفیعی کدکنی و شناخت ژرف ا�� از بایزید، شگفت و قابل تأمل است.
لینک خرید کتاب در طاقچه
https://taaghche.com/book/61216
Profile Image for MohammadReza.
4 reviews6 followers
July 17, 2018
سلام
کتاب بسیار فوق العاده است و پر از شور و حال عرفانی و مقدمه ای فوق‌العاده جذاب ولی استاد کدکنی کتاب رو بسیار عجیب غریب ترجمه کردند. از چه نظر؟
از اون نظر که کتاب انگار فقط به فارسی برگشته و همین! برای من که صرفا یک مخاطب عام ادبیات فارسی هستم باید در قرن 14 شمسی کتابی که از عربی به فارسی ترجمه شده رو بازم بشینم هر صفحه کلی کلمه رو دوباره ترجمه کنم. به نظرم به فارسی برگشته ولی ترجمه... تقریبا نه! از دکتر کدکنی خیلی بیشتر از این حرفها انتظار داشتم
دکتر درسته به سبک کتب قدیمی و کهن فارسی ترجمه کردند ولی آخه حساب این رو نکردند که اسمشون روی کتاب باشه اونایی که حداقل آشنایی به ادبیات فارسی دارند میرن و کتاب رو میخرن؟! و بعد اینکه در قرن 14 شمسی کتاب باید انقدر ترجمه خاک خورده ای داشته باشه؟ قبول دارم به سبک کتب عرفانی ترحمه شده ولی خب توجه به زمان انتشار ترجمه نشده
اون 4 هم فقط کتاب و مقدمشه باید بخاطر ترجمه حداکثر 3 میدادم
Displaying 1 - 11 of 11 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.