غلامحسین ابراهیمی دینانی که او را با عناوین حکیم، دکتر و استاد میشناسیم متولد ۵ دیماه ۱۳۱۳ شهرستان دینان از توابع اصفهان است. دینانی یکی از فیلسوفان معاصر ایرانی است که عمدهٔ شهرتش به دلیل تحقیق در حکمت شیخ اشراق و احیای آن است. وی با بررسی تمامی آثار و نوشتههای شیخ شهاب الدین سهروردی تا کنون چندین کتاب مهم در رابطه با فلسفه و افکار این فیلسوف ایرانی نگاشتهاست. هم اکنون استاد بازنشسته گروه فلسفه دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران است. او در سال ۱۳۸۴ با کتاب دفتر عقل و آیت عشق، ۱۳۸۵ با کتاب درخشش ابن رشد در حکمت مشاء و ۱۳۸۹ با کتاب فلسفه و ساحت سخن برنده جایزه کتاب سال شد.
او نزد اساتیدی همچون آیات عظام اراکی، بروجردی، علامه محمد حسین طباطبایی، امام خمینی (ره) و آقا میرزا مسلم ملکوتی دروس حوزوی و فقه را گذرانده و همچنین دکترای فلسفه را از دانشگاه تهران اخذ کرده است.
استاد دینانی سمتها و کتب با ارزش و زیادی در کارنامهٔ خود ثبت کرده است. و در میان اهل فکر جایگاه بسیار رفیعی را دارا میباشد.
کتاب خوبی نبود. درست حرف نمیزد. یک سری کلان مسئله طرح کرد مثل مواجه فلسفه غرب و اسلامی که چیز دندانگیری درباره شان نگفت. در بهترین حالت میشود گفت یک کتابسازی از حضرت استاد بود. تا قبل از بخش فلسفه اشراق همه حرف همان مشهورات بود. هیچ چیز جدیدی گفته نشد. چیزی به آدم اضافه نمیکرد. میآمد مسئله ای وسط سخنرانی طرح میکرد و بعد با جمله "امکان بسطش نیست" بحث را در اجمالی کسالت بار تمام میکرد. اما بحث که به فلسفه اشراق رسید چون آقای دینانی تعلقی به این جریان دارد، گفتم حتما چیزی میگوید و دری باز میکند. که نکرد. البته اقتضای کتابی به این کوچکی با مسائلی به این بزرگی یا اختصار بود یا اجمال. که خب اجمال را انتخاب کردند. اگر کسی که هیچ(هیچِ هیچ) اطلاعی از وادی فلسفه اسلامی ندارد و حتی خورده اطلاعی از جریان های مهم آن نداشته باشد شاید این کتاب برایش سودمند باشد. با مجموعه ای از مشهورات طرفداران فلسفه اسلامی آشنا میشود که جای تامل آنچنانی هم نداشتند فقط در حد خورده اطلاعاتی باقی میماندند. در بخش دوم فلسفه اشراق بحث جالبی مطرح شد. بحث درباره جزئی از وصیت نامه شیخ بود. در بهترین حالت میشد گفت که یک نکته اخلاقی یا پندی اندرزی حساب میشد که آن نسبتی با اسم عناوین باقی کتاب و حتی خود اسم فصل(فلسفه اشراق) هم نداشت. اولین مواجهه ام با حضرت دینانی اصلا جالب نبود. در قامت یک حکیم که عُلقه ای به فلسفه ای غیر صدرایی و سینوی دارد چیز دندانگیری نداشت. خیلی از آنچه که فکر میکردم ضعیف تر بود. بماند که عنوان کتاب(عقلانیت و معنویت) چندان ربطی به متن کتاب نداشت. میشد این سخنرانی ها را با چند سخنرانی دیگر کنار هم گذاشت و چیزی به نام مجموعه سخنرانی درآورد، که حتی اینطور هم نشده بود.