Jump to ratings and reviews
Rate this book

دنیای معماها

Rate this book

222 pages

First published January 1, 1992

Loading...
Loading...

About the author

John Godwin

115 books

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
0 (0%)
4 stars
1 (20%)
3 stars
3 (60%)
2 stars
1 (20%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 2 of 2 reviews
Profile Image for ناصر سليم.
553 reviews28 followers
April 1, 2020
این کتاب در چهار فصل نوشته شده:
فصل اول عصر پیشگویان
فصل دوم آدم برفی (ناشناخته)
فصل سوم مردی از هیچ کجا
فصل چهارم کورهای بینا
نویسنده در این کتاب
نویسنده در این کتاب عنوان کرده چینی‌ها برای دیدن آینده از آینه‌های اسرار آمیز استفاده می‌کردند.
ایرانی‌ها از جام جهان‌نما
مصری‌ها بهترین راه را برای کشف اتفاقات خوش و ناخوش آینده تعبیر خواب می‌دانستند.
بابلی‌ها از طریق ستارگان
و فنیقی ها از طریق تاس ریختن پی به آینده می‌بردند
سرخ پوستان به وسیله اشکال خاصی که روی زمین رسم می کردند از آینده خبر می دادند
و ساکنان اولیه استرالیا به وسیله استخوان حیوانات آینده خوانی می‌کردند.
شمن های مغول و تبتی روی آتش تجربه می‌کردند
و قبایل آفریقایی از اشکال مختلفی که در اثر ریخته شدن خون قربانیان به وجود می‌آمد
و شاید آینده خوانی از نقش چای و قهوه در ته استکان، مانده از همان رسم باشد!
یک نکته مهم در این کتاب به زمانی برمی‌گردد که کراسوس آخرین پادشاه لیدی تصمیم به حمله به امپراطوری کوروش گرفت
او ابتدا پیشگویی مخصوص خود را احضار کرد تا چون همیشه با او مشورت نماید پیشگو در پاسخ سوال کراسوس گفت اگر این جنگ در بگیرد امپراطوری عظیمی سقوط خواهد کرد کراسوس که اعتقاد زیادی به پیشگویی و پیشگویی خود داشت بلافاصله دست به حمله عظیم و همه‌جانبه به ایران زد اما در این جنگ شکست سختی خورد و تعداد زیادی از سربازانش را از دست داد بعد از آن که به کشورش بازگشت کسی را به معبد دلفی فرستاد تا از پیشگاه توضیح بخواهد که چرا یک چنین اشتباه عظیمی را مرتکب شده است جوابی که از آن پیشکوه به امپراتور رسید این بود ولی شما از من نپرسید که منظورم کدام امپراتوری است

فصل بعدی کتاب نیز در رابطه با موجودی به نام آدم برفی است که در کوه های اورست زندگی می‌کرد و هیچگاه این موجود دستگیر نشد و افراد زیادی برای دیدن آن موجود و یا به دام انداختنش به اورست سفر کردند و دست خالی بازگشتند.

فصل بعدی کتاب در رابطه با پسری ۱۶ ساله به نام کاسپار هاوزر بود که بعد از ۱۶ سال زندگی کردن در یک اتاق یا خانه تاریک با یک نامه و لباس‌های گشاد و طرز راه رفتن غیر معمول خود را به شهر رسانده و تنها می‌توانست بگوید که دوست دارم وارد نظام بشوم و اسبی داشته باشم هویت این مرد هم تا زمان مرگش همچنان در هاله‌ای از ابهام باقی ماند به عقیده بسیاری از پسر فرزند نامشروع یک شخص مشهور یا سیاسی بوده و در آخر کاسپار هاوزر را در یک روز برفی در پارکی به وسیله چاقو به قتل می رسانند ، حتی قاتل نیز شناسایی نشد.

فصل آخر این کتاب نیز در رابطه با اشخاص نابینایی بود که می‌توانستند صفحات کتاب را بخوانند رنگ ها را تشخیص بدهند و حتی شخص پاکستانی و مسلمان که نابینا بود می توانست به راحتی دوچرخه سواری کرده و حتی علائم راهنمایی و رانندگی را ببیند به گفته دانشمندان این اشخاص می‌توانستند به نوع دیگری از سامرا ببینند
شروع خوانش کتاب 22/اردیبهشت /97
پایان خوانش همان روز

خوانش دوم کتاب ۲۳/ اسفند / ۱۳۹۸
پایان خوانش ۲۵ / اسفند/ ۱۳۹۸
Displaying 1 - 2 of 2 reviews