یورگن روله نویسنده و روزنامهنگار بود. او اثری سهجلدی به نام «ادبیات و انقلاب» را خلق کرده که در جلد نخست آن به نویسندگان روس، در جلد دوم به نویسندگان آلمانی و در جلد سوم به نویسندگان کشورهای گوناگون جهان همچون فرانسه، انگلستان، آمریکا، هند، چین و چند کشور دیگر اروپایی پرداخته است. این نویسنده از جمله روشنفکرانی بوده که زمانی مسحور کمونیسم و ایدههای آن شده؛ ولی پس از مواجهه با چهرهٔ تلخ واقعیتِ استالینیستی از باورهای خود دست کشیده است. وی از زمان پناهندگی به آلمان غربی بهعنوان نویسندهای صاحباندیشه و بیطرف، عرصهٔ ادبیات و تئاتر کمونیستی را مشاهده و بررسی کرده است. این کتاب با جدول سالشمار و کتابنامهٔ جامع هم در زمرهٔ کتابهای مرجع میگنجد و هم در دستهبندی کتابهای نقد ادبی جای میگیرد. مترجم این اثر درخصوص این کتاب گفته است: «کتاب یورگن روله نقد منصفانهای بر آثار ادبی است؛ زیرا دید سیاسی او در بررسی این آثار دخیل نبوده است.» یورگن روله در کتاب ادبیات و انقلاب (از آسیا تا آمریکا) به تأثیر کمونیسم بر کامو، سارتر، ژید، مالرو، الوار و نویسندگان ایتالیایی پرداخته است. همچنین به بازیهای پیچیدهای اشاره میکند که برخی نویسندگان آمریکایی همچون دوس پاسوس و اشتاین بک با مارکسیسم و رؤیای کمونیسم داشتهاند. نویسنده در دو فصل پایانی هم به ماجرای دو مرتد اعتراضگر در ادبیات مارکسیستی میپردازد. همچنین ماجرای شورش نویسندگان جوان لهستانی و مجارستانی علیه استالینیسم را در سال ۱۹۵۶ شرح میدهد. ین کتاب ترجمه بخشی از کتاب زیر است: Literatur und Revolution Parr of: Literatur und Revolution: die Schriftsteller und der Kommunismus in der Epoche Lenins und Stalins
عنوان اصلی (آلمانی) کتاب Liiteratur und revolution; die schriftsteller und der kommunismus هست که «ادبیات و انقلاب: نویسندگان و کمونیسم» ترجمهی آن است و به نظر من چه بهتر بود که کامل ترجمه میشد چرا که اینگونه خواننده بهتر درباره موضوع کتاب آگاهی مییافت. این کتاب توسط مترجم به سه کتاب مجزا تقسیم شده است. کتاب مذکور به نویسندگان و شاعرانی (از آسیا تا آمریکا) میپردازد (البته تا سال 1960) که در برههای از زندگی با کمونیسم مواجه شدهاند و طرفدار آن بودهاند (هرچند مقطعی) و موضع گیری آنها در برابر کمونیسم در طول زمان را نشان میدهد. لیست نویسندگان و شاعران به قرار زیر است برنارد شاو- هربرت جورج ولز- آناتول فرانس- رومن رولان- آنری باربوس- مارتین آندرسون(نکسو)- پانائیت ایستراتی- سارتر- کامو- دوبوآر- ژید- مالرو- سلین- الوار- آراگون- اینیاتسیو سیلونه- چزاره پاوزه- الیو ویتورینی- کارلو لوی- واسکو پراتولینی- کورتسیو مالاپارته- آلبرتو موراویا- شون اکیسی- لورکا- رافائل آلبرتی- هالدور کیلیان لاکسنس- جان رید- آپتون سینکلر- تئودور درایزر- جیمز تی. فارل- دوس پاسوس- ارسکین کالدول- همینگوی- استاین بک- ریچارد رایت- لنگستون هیوز- هاوارد فاست- ب. تراون- خورخه آمادو- نرودا- نیکولاس گیین- امه سزر- تاگور- لو شون- پریم چند- تینگ لینگ- استیون اسپندر- مانس اشپربر- آرتور کوستلر- اورول- میلووان جیلاس- مارک هلاسکو ******************************************************************************** سلین در اعماق دیگ جوشان اجتماع زندگی میکرد، جایی که تمام اغتشاشها و انحرافات همهی انقلابها در آن آغاز میشود. سلین خود را آنارشیست مینامید. برنانوس میگفت: «خدا اورا آفرید که ناسزا بگوید». شر و شوری عنان گسیخته و ضد سرمایهداری در وجود سلین کشش مرگباری به سوی آخرزمان بر میانگیخت، به سوی زمانی که در آن همه چیز از هم میپاشد- کاخ ثروتمندان و سرپناه بینوایان. ص 79کتاب سیلونه زمانی میگفت: « اگر من سوئیسی بودم، هرگز به این فکر نمیافتادم که در زندگی سیاسی کشورم فعالانه شرکت کنم. زیرا در کشوری مانند سوئیس با چنین دموکراسی عمیقا نهادینه شدهای، در زمینهی مسائل بنیادین آزادی و کرامت انسانی چند و چونی وجود ندارد، و در نتیجه مباحث سیاسی عمدتا به آن دسته از مسائل عملی ارتباط دارند که از لحاظ اصولی دارای اهمیت کمتری هستند. اما در ایتالیا وضع به گونهای دیگر است. من به عنوان یک ایتالیایی وظیفهی خود میدانستم که در فعالیتهای سیاسی شرکت کنم، همان طور که در زمان جنگ شهروندان صلح طلب هم وظیفه دارند اسلحه به دست بگیرند و از میهن خود دفاع کنند. زیرا آزادی و کرامت انسانی در ایتالیا بیست سال آزگار سرکوب شد، و این خطر وجود دارد که فردا دوباره سرکوب شود- این بار توسط دیکتاتور سرخ.» ص 99 کتاب لوی: « ما باید به نقطهای برسیم که بتوانیم حکومت نوینی را طرح بریزیم و آن را محقق کنیم، حکومتی که نه فاشیستی باشد، نه لیبرال و نه کمونیستی، زیرا اینها همه اشکال گوناگون، اما در اصل یکسان مذهب حکومتی هستند. ما باید به ریشههای ایدهی حکومت برگردیم، به مفهوم فردگرایی که زیربنای ایدهی حکومت محسوب میشود.» ص 111 کتاب لنین: « کتاب "ده روزی که دنیا را تکان داد" اثر جان رید را با علاقهی بسیار و دقتی کاستی ناپذیر خواندم. مطالعهی این کتاب را بی هیچ قید و شرطی به تمام کارگران جهان توصیه میکنم. مایلم این کتاب در شمارگان میلیونی منتشر و به تمام زبانها ترجمه شود.» اما استالین انتشار آن را ممنوع کرد. اگر در نظر بگیریم که رید در کتاب خود فقط دو بار، آن هم به اختصار از استالین، دیکتاتور سالهای بعد شوروی، نام میبرد، ولی از رهبران واقعی اکتبر سرخ که همه بیاستثنا قربانی استالینیسم شدند، فراوان نقل قول میکند، پی بردن به علت ممنوعیت کتاب از سوی استالین چندان دشوار نخواهد بود. ص 155 کتاب تروان: « هر تازیانهای که بر پیکر انسان فرود میآید، ناقوسی است که از فروپاشی قدرت خبر میدهد، قدرتی که در لوای آن این تازیانه فرود آمده است. وای به حال تازیانه خوردههایی که بتوانند زخم خود را از یاد ببرند. و سه بار وای به حال آن کسانی که برای تلافی زخمها مبارزه نکنند!» ص 212 کتاب امه سزر: « آنچه من میخواهم این است که مارکسیسم و کمونیسم به ملتهای سیاهپوست خدمت کنند، و نه ملتهای سیاهپوست به مارکسیسم و کمونیسم. جهانبینیها و جنبشها باید در خدمت انسانها باشند و نه انسانها در خدمت دکترین و جنبش. این امر البته فقط شامل کمونیستها نمیشود. من اگر مسیحی یا مسلمان هم بودم، باز همین را میگفتم. جهان بینیها در صورتی ارزشمند هستند که اندیشهی ما باشند، برای ما اندیشیده شده باشند و توسط ما دگرگون شوند... ص 229 کتاب
من هم کتاب میخونم ،آقای یورگن روله هم کتاب میخواند،تازه انتهای کتاب هم به کتاب خواندن ایوان آنیسیموف ،مدیر انیستیتوی ادبیات جهان در مسکو شوروی،غبطه میخورد.
روله در این جلد به طیفی گسترده تر از لحاظ جغرافیایی از نویسندگان می پردازه.از شرق آسیا و چین تا اروپای شرقی و آمریکا و آمریکای لاتین و چند کشور باقی مونده مثل فرانسه. به خوبی سیر تحولات جهانی از زمان پیدایش کمونیزم و انقلاب سوسیالیستی شوروی و نحوه مواجهه نویسندگان نامدار با اون رو نشون میده.آثار مهم شون رو بررسی میکنه و در انتها چگونه بریدن و نا امید شدن اونها از آرمان شهر حکومت شوراها رو به تصویر میکشه. بسیاری از این نویسندگان و شاعران اهمیتی به اینکه اون ایسم چیه نمیداند. بلکه اونها به دنبال راهی بودند تا با اسب در حال تاخت سرمایه داری که نتیجه اش ایجاد شکاف طبقاتی شدید بود مبارزه کنند.این وسط کمونیست وسوسیالیسم در جای درست از جهت زمان و تاریخ قرار گرفته بود و با تبلیغات چشم نوازش وعده بهشتی جدید رو میداد. کتاب برای بررسی خلاصه و مروری بر آنچه اتفاق افتاده خیلی مناسبه ولی برای بررسی های بیشتر هر کدام از این نویسندگان نیاز به یک کتاب مخصوص به خودشون وجود داره. در مجموع کار روله در این سه جلد ادبیات و انقلاب برای گذاشتن سنگ بنا برای تحقیقات بیشتر به شدت قابل تقدیر ،ستایش برانگیز و خوندنی هستش.