یورگن روله نویسنده، روزنامهنگار و سردبیر تلویزیون بوده که مضمون اصلی کتابها و نوشتههای او را ارتباط متقابل نویسندگان و دیکتاتوریها شکل میدهد. او در فیلمهای گوناگون دربارهی چگونگی مواجهه با گذشتهی آلمان توضیح داده و علیه گرفتار شدن به فقدان تاریخ سخن گفته است. نویسنده کتاب «ادبیات و انقلاب» را در سه جلد مجزا گرد آورده است که در جلد نخست آن به ادبیات کشور شوروی و نویسندگان روس، در جلد دوم به نویسندگان آلمانی و در جلد سوم به نویسندگان کشورهای گوناگون جهان همچون فرانسه، انگلستان، آمریکا، هند، چین و چند کشور دیگر اروپایی پرداخته است. لازم به توضیح است که چون کتاب به نویسندگانی با گرایش چپ پرداخته، تقسیمبندی کتاب به این شکل انجام گرفته است. این کتاب با جدول سالشمار و کتابنامهی جامع هم در زمرهی کتابهای مرجع میگنجد و هم نقد ادبی. مترجم این اثر درخصوص آن گفته است: «کتاب یورگن روله نقد منصفانهای بر آثار ادبی است؛ زیرا دید سیاسی او در بررسی این آثار دخیل نبوده است.» ادبیات چپگرای آلمان برخلاف ادبیات شوروی که با وجود حکومت استبدادی مجبور بوده همهی تغییرات سیاست فرهنگی کمونیستی را به تصویر کشد، تصویری غیرمنسجم و گاه متناقض از خود ارائه میداد. ادبیات آلمان که در آشوب جنگ و انقلاب پاگرفت، از بدو شکلگیری توانست فارغ از خطمشی حزبی و نظارت دولتی رشد کند و به تولید ادبی بپردازد. در ایامی که استالین در شوروی ادبیات انقلابی روسیه را به افتضاح میکشید، ادبیات انقلابی آلمان با رشد جبههی فراگیر نیروهای چپ هر روز بیشتر از دیروز رشد میکرد. در کتاب ادبیات و انقلاب (نویسندگان آلمان) با خواندن ماجرای کشته شدن موهزام، فریدل و… متوجه میشویم که ادبیات از پیشههای خطرناک دنیاست. ین کتاب ترجمه بخشی از کتاب زیر است: Literatur und Revolution Part of: Literatur und Revolution: die Schriftsteller und der Kommunismus in der Epoche Lenins und Stalins
عنوان اصلی (آلمانی) کتاب Liiteratur und revolution; die schriftsteller und der kommunismus هست که «ادبیات و انقلاب: نویسندگان و کمونیسم» ترجمهی آن است و به نظر من چه بهتر بود که کامل ترجمه میشد چرا که اینگونه خواننده بهتر درباره موضوع کتاب آگاهی مییافت. این کتاب توسط مترجم به سه کتاب مجزا تقسیم شده است. این جلد به نویسندگان و شاعران آلمانی میپردازد (از 1917 تا سال 1960) و مواجهه و موضع گیری آنها را در برابر کمونیسم در طول زمان نشان میدهد. با توجه به این که بیشتر نویسندگان معرفی شده (حداقل برای من) نا آشنا بودند و اثری از آنها نخوانده بودم این جلد برایم جذابیت کمتری داشت. اگر خواستید بدانید ترتیب جذابیت این سه جلد از نظر من چگونه است به ترتیب از بیشتر به کمتر: "از آسیا تا آمریکا"، "روس"، "آلمان". لیست نویسندگان و شاعران به قرار زیر است: اریش موهزام، ارنست تولر، توماس مان، هاینریش مان، هانس فالادا، ام ولک، اسکار ماریا گراف، آدام شارر، واینرت، کارل اوسیتسکی، کورت توخولسکی، ارنست نیکیش، لئون فویشتوانگر، اگون اروین کیش، لودویگ رن، آنا زگرس، برتولت برشت، آرنولد تسوایگ، یوهانس ر. بشر، کورت بارتل، اشتفان هرملین، اشتفان هایم، آرنولت برونن، تئودور پلیویر، ارنست بلوخ. ******************************************************************************** اوسیتسکی حتی پس از روی کار آمدن هیتلر هم در صحنه باقی ماند. نوشت: «هر روزنامه نگاری که در این دوران پرآشوب از ندای وجدان خود فرمان میبرد، باید بداند که زندگی پرخطری دارد. کسی که مانند نویسندگان به نیروی فرامادی سخن پرتاب شده در جهان اعتقاد دارد، ناله سر نمیدهد اگر سخنش، جسمیت یافته، به صورت ضربات باتوم یا محبس دوباره به سوی او برگردد. بگذار ما را به جرم سخن گفتن محکوم کنند، ما محکومیت خود را میپذیریم، اما افتخار ما این است که "اصلاح" شدنی نیستیم، بلکه نیرومندتر، برندهتر، انبوهتر و مقاومتر خواهیم شد. در این کشور که قطار مراجعش با سرعت حلزونی حرکت میکند، حرفهی ما از ویژگی دادگاهی نامریی و مردمی برخوردار است.» ص46 کتاب «... در چنان روزی لیبرال بودن دوباره مدرن خواهد بود. بعد کسی خواهد آمد و کشفی خواهد کرد که مثل رعد صدا خواهد داد: آن کس انسان منفرد را کشف خواهد کرد. خواهد گفت: ارگانیسمی هست به نام انسان، و مهم همین انسان است، مهم این است که این انسان خوشبخت باشد. هدف اصلی آزادی این انسان است. گروهها امری فرعیاند... حکومت امری فرعی است. زنده بودن حکومت مهم نیست، مهم این است که انسان زنده باشد!» کورت توخولسکی، ص 47 کتاب به راستی در روزگار سیاهی عمر میگذرانم! سخن به پاکدلی راندن نابخردی است. پیشانی بیچین از بیغمی خبر میدهد. آنکه میخندد هم از آن رو است که هنوز خبر هولناک را نشنیده است. چه زمانهای که ازدرختان سخن گفتن کم از جنایت نیست ... میگویند: بنوش و بخور! از این که داری، شاد باش! اما چگونه میتوانم بنوشم و بخورم، آنجا که خوراک را از چنگ گرسنهای میربایم، و تشنه کامی در حسرت جام پر آب من است! با این همه مینوشم و میخورم... برتولت برشت، صفحات 151-152 کتاب «وقتی ترس فراگیر شود و وضعیت حاکم اجتماعی را شکل بدهد، انسان شادابیاش را روز به روز از دست میدهد و به محصول ترس بدل میشود: موجودی لرزان، بیهوده، فاقد هر گونه اعتماد به نفس و همواره آگاه به ناتوانی خود، موجودی در چشم خود عاری از شان و منزلت. هومو دمینیوتوس، انسان تنزل کرده، انسان بیارزش شده، کم و بیش به حداقل کاهش یافته، انسانی کاملا بیهوده... جهانی که تا انتها اندیشیده شده باشد، دیگر جهانی انسانی نیست، جهانی که در آن همه چیز تا انتها اندیشیده شده باشد، برای زندگی انسانی فضایی باقی نمیگذارد.» یوهانس ر. بشر، ص 200 کتاب «به دهان رهبرانت نگاه نکن، به دستهاشان نگاه کن.» تئودور پلیویر. ص 234 کتاب
یورگن روله در این جلد زیبا و خلاصه به شرح نویسندگان چپ در آلمان از ابتدای قرن تا سالهای جنگ سرد میپردازه.نویسندگان و فیلسوفانی که اکثرا به کمونیست به عنوان یک راه نجات باور داشتند و میخواستند باور کنند که میشه دنیا رو از فقر و بی عدالتی نجات داد .ولی اکثر اونها بعد ها با دیدن جنایات استالین و ضعف ها و خودکامگی های حاکمان،از اون دست شستند و ترجیح دادند منزوی تا اخر عمر باقی بمونن. این کتاب تلاشی است برای ارائه یک رفرنس از تعدادی از این نویسندگان و بررسی سیر تحول فکری و نوشتاری اونها. افسوس که بسیاری از کتاب های اشاره شده در کتاب به فارسی ترجمه نشده که در اون صورت قضاوت منصفانه تری میشد به آثار این افراد داشت.