حسن اصغری نويسنده و منتقد شناخته شده در اين مجموعه نگاهی موشكافانه به بيست داستان از بيست نويسندهی صاحبنام حوزهی داستاننويسی ايران داشته است. با نگاه به برخی از داستانهای اين مجموعه، میتوان پنداشت كه وقايع زندگی انگار آميزهای از خيال و واقعيت است. آيا هنرمندان نيز همين حقيقت را در آثارشان میآفرينند؟
به نظرم یکی از دلایل کم شدن آمار کتابخوانی، در کنار بسیاری عامل دیگر، نبود جشنوارههای مستقل در ژانر خاص برای معرفی آثار و آشنا نبودن من خواننده با منتقدینی چون حسن اصغری است. منتقدینی که جرأت کنند و نقد خود را هم بر آثار شناخته نشده و هم به آثار نویسندگان مطرح کشور منتشر کنند. آن هم نقد سازنده و حرفهای و به دور از حب و بغض وگرنه تخریب که نقل هر مجلس است. اصغری معتقد است کار نویسنده عادت شکنی است در خواننده، اینکه کاری بکند دوباره ساحلنشینان صدای امواج دریا را که بخاطر عادت دیگر نمیشنوند، بشنوند. از اینرو آثاری را انتخاب کرده است که سویهی اجتماعی پررنگتری دارند. وی معتقد است اثری نمیتواند منفک از خواستگاه اجتماعی خود باشد و از اینرو نویسنده را دارای مسئولیت در قبال جامعه میداند. مسئولیت آگاه کردن مخاطب از طریق تلنگر زدن به او تا نگاه عادتکرده به پیرامونش جلا بگیرد و نگاهی دوباره بیندازد به جایگاه خود و پیرامونش و بلکه ایجاد تحرک در جهت بهبود آن. در این کتاب ما با بیست داستان کوتاه روبرو هستیم به همراه نقد آنها که به فراخور داستان میتواند کاملا فنی یا ذوقی باشد. نقدهایی که بسیار آموختم از آنها. از تاریخ بیهقی و مقالات شمس شروع میکند و جمالزاده، هدایت، بزرگ علوی، آلاحمد، گلستان، بهرام صادقی، علیاشرف درویشیان، بهآذین، دانشور، احمد محمود، ساعدی، چوبک، گلشیری، اکبر رادی، جواد مجابی، هانیبال الخاص، غزاله علیزاده و جمال میرصادقی را شامل میشود. شما را نمیدانم اما من اولین بار بود که آثار برخی را میخواندم و یکی دو تا هم در کل نمیدانستم نویسندگی هم میکنند! مانند اکبر رادی که به نمایشنامههایش میشناختم و هانیبال الخاص که نقاش بود تا آنجا که میدانستم! این لطف اینگونه کتابهاست که خواننده را با آثاری از نویسندگانی آشنا میکند که شاید در حالت عادی هرگز به سراغشان نمیرفت، چه بخاطر عدم آشنایی و یا بخاطر عدم اعتماد. •نحوهی آشنایی: اگر نبود سیستمی که سعی در کشتن مسافرین یک اتوبوس داشت و اگر از پس بیش از ۲۰ سال اثری از این نویسنده و منتقد پرکار خوانده بودم، اکنون آنقدر احساس شرم نمیکردم از نخواندنش و اینگونه بدون آشنایی با نام نویسنده کتابش را نمیخریدم. ممنونم بابت معرفیاش ای جمهوری اسلامی!
این شد دومین کتاب از نوشتههای آن مسافرین، باشد که رستگار شویم...