Jump to ratings and reviews
Rate this book

شاهراه

Rate this book
شاهراه روایت پسر بودن است در تهران سال های اخیر. در باب پرسه زدن در شهر و درک رازها و خاطرات گذشته ای نه چندان دور. رمان درباره ی پسری است جوان که مدام گذشته ی خود رابه یاد می آورد. گذشته ای که بخشی از آن با پدری خاص گره خورده و البته مکان هایی که او آن ها را دوست داشته است. خواننده شاهراه با رمانی قصه گو و شهری روبه رو است که تلاش می کند از دل مکان ها حافظه یک دوران مملو از تغییر را بازیابی کند؛ حافظه دو دهه گذشته شاید. و این میان پسر گره می خورد در برخوردهایش با شهر، آزادی ای که در پرسه زنی های جسمی و ذهنی اش می سازد تا به رهایی برسد و سوال این جاست که آیا رستگار خواهد شد؟

321 pages, Hardcover

Published January 1, 1396

3 people are currently reading
57 people want to read

About the author

سینا دادخواه

4 books46 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
8 (9%)
4 stars
15 (18%)
3 stars
22 (27%)
2 stars
17 (20%)
1 star
19 (23%)
Displaying 1 - 13 of 13 reviews
Profile Image for Siavash haji saghati.
18 reviews13 followers
October 18, 2018

"شاهراه" حجم عظیمی واژه و تک جمله است از احساسات، افکار، آرزوها، حسرتها و سردرگمی های پسری نوجوان که پس از مرگ پدر در پی یافتن الگویی مناسب برای شکل دادن به مردانگی سالهای پیش رویش در قالب دفتر خاطرات ثبت شده اند
.
شخصیت خامی که در فضای شهری تهران دهه هفتاد، وابسته هر معماری و شخصیتی میشود که سر راهش قرار میگیرند!
و این به عهده مادری تنها در بحران میانسالی است که پرسه زنی ها و دلبستگی های بی وقفه نوجوانی خیالپرداز را مهار کند
.
با اینکه این سبک از نوشتار خاطراتگونه با "فلش فوروارد" هایی که باعث هرچه جذابتر شدن مطالعه میشوند مورد علاقه منه، همچنان رمان اول دادخواه .خیابان سی و سوم یوسف آباد. را بیشتر میپسندم و به نظرم متن شاهراه با وجود غافلگیریهای تک جمله ای که دارد گاها خسته کننده میشود و پختگی لازم را در مقایسه با همانندهای معاصرش ندارد!
Profile Image for Parisa.
39 reviews5 followers
March 23, 2019
از زیباتر خیلی بهتر بود،ولی یوسف آباد همچنان درصدره.پر نشانه های شهری،مناسب ذائقه ی ما عاشقان شهر،پر اشاره به تجربیات مشترک دهه هفتاد،پر لحظه های آشنا برای تمام کسانی که فضای سیاسی دهه هفتاد و هشتاد رو حس کردن.
البته از یه جایی خیلی شتاب زده میشد که سعی کرده بود توی پاورقی توضیحش بده و یه جاهایی هم حس میکردم یه حجم زیاد اطلاعات داره و خودشو ملزم کرده توی سیصد صفحه همه شو خرج کنه،و درنتیجه گاهی منو دلزده میکرد این اشاره هاش به اطلاعات واقعی.
ولی درکل لذت بخش بود برای من،که البته اگر مثل دادخواه دیوانه ی شهرها نبودم،اینقدر خوش نمیگذشت بهم.
Profile Image for Abos.
19 reviews1 follower
February 13, 2020
کتاب اول دادخواه ، یوسف اباد، را همان موقع‌ها خواندم و به امید یک کتاب دلچسب دیگر این را برداشتم اما بسیار ناامیدکننده بود. تمام کردنش از شدت اشفتگی تقریبا غیرممکن است. معلوم نیست چرا این خاطرات پراکنده کنار هم قرار میگیرند و این لفاظی‌ها و بازی‌های ذهنی باید به کدام ساختار منتهی بشود.
همان کتاب اول دادخواه را یکبار دیگر بخوانید بهتر است.
Profile Image for Mohammad Sadegh Rasooli.
558 reviews41 followers
September 18, 2021
https://delsharm.blog.ir/1400/06/27/s...

این دومین رمانی است که از سینا دادخواه می‌خوانم. «یوسف‌آباد خیابان سی و سوم» خیلی در زمان خودش صدا کرده بود ولی آن طور که از هفت سال پیش خاطرم مانده، من از «ایرانی نبودنش» زیاد خوشم نیامد. حس می‌کردم با آدم‌هایی مواجهم که رونوشت شخصیت‌های همینگوی و سلینجر هستند تا آدم‌هایی که در خیابان‌های تهران می‌دیدم و می‌شناختم. «شاهراه» اما این مشکل را ندارد. خوب روایت شده است. در جمله‌نویسی و روان‌گویی دقت کافی شده است. در نمادسازی و استعاره‌پردازی افراط نشده و خیلی جاها جملات معترضهٔ نویسنده لذت‌بخش است. داستان از زبان راوی جوانی است که خاطرات نوجوانی‌اش در دههٔ هفتاد شمسی تهران در شهرک اکباتان و سپس در امیرآباد را روایت می‌کند. داستان در مورد طبقهٔ متوسط تهرانی است که می‌توانند خانهٔ اکباتان را اجاره بدهند و خانه‌ای در امیرآباد بخرند که به مطب پزشک نزدیک‌تر باشند. به قول خود راوی، کم‌شماران گاهی کم‌فروغ گاهی پرفروغ. با وجودی که از این طبقه نبوده‌ام، به نظرم توصیفات نویسنده کاری کرد که بتوانم با آن‌ها همذات‌پنداری کنم. نویسنده سعی کرده جزئیات بسیاری از حافظهٔ جمعی نسل متولد دههٔ شصت بیرون بکشد. مثلاً برداشتن سیگار ویرا، سرمربی ایران در بازی معروف ایران و استرالیا. یا دادگاه کرباسچی. یا ۱۶ آذر ۱۳۸۳ در دانشگاه تهران. و چیزهای دیگر.



آن چیزی توی ذوق می‌زند شتاب روایت در پایان داستان است. نویسنده با طمأنینه دههٔ هفتاد را روایت کرده است اما یک‌دفعه به سرعت از اوایل دههٔ هشتاد می‌گذرد. کنایه‌پراکنی نویسنده در مورد دورهٔ اصلاحات و بعد دورهٔ احمدی‌نژاد اصلاً با کلیت داستان همراه نیست و گوییا از بیرون از داستان آمده است و در نهایت به جز چند تکه‌پرانی مبتذل سیاسی ختم نمی‌شود.



و اما بعد، برای منی که به دلایل زیاد سال‌هاست ایران را از نزدیک ندیده‌ام، خواندن این کتاب ترکیبی نامأنوس بود از لذت و درد. نوستالژی هم لذت دارد هم درد.



پی‌نوشت آن که به کالیفرنیا برگشته‌ام. اولین سر زدن به کتابخانهٔ عمومی سانی‌ویل و دیدن دو قفسه کتاب فارسی که اکثرشان رمان‌های اخیر فارسی عمدتاً‌ از انتشارات معروف روشنفکری مثل چشمه و نگاه هستند. فعلاً و پس از مدت طولانی انگلیسی‌خوانی، کمی برگردم به زبان مادری.



Profile Image for Muhammad Taqavi.
24 reviews5 followers
March 15, 2019
شاهراه قطعا نقطه عطف کارنامه سینا دادخواه است. قصه‌ای پرکشش که نویسنده به خوبی از عهده‌ آن برآمده و با وجود حجم نسبتا زیاد رمان، تب‌وتاب داستان به ندرت افت می‌کند و همواره خواننده را به دنبال خود می‌کِشاند. بریده‌ای از کتاب:
با اینکه چند ماه از مرگ بابا می‌گذرد اما مامان هنوز حلقه ازدواجش را از دستش در نیاورده. اما عجیب است که دارد وسایل بابا را دور می‌ریزد. برایم مبهم و متناقض است. اگر با افسوس و نگاه به گذشته زندگی نمی‌کنی پس چرا حلقه هنوز دستت است؟ احمق بالفطره‌ام. تازه وقتی داستان دلدادگی عمو هرمز را می‌شنوم چرایش را میفهمم: آن حلقه را عشق بهروز به او داده بود اما آنها صرفا وسایل شخصی بهروز است. جهانی که با هم ساختیم مهم است نه جهان خودساخته یکی از دو طرف. بی‌رحمانه است و در آنِ واحد، عادلانه.
Profile Image for Sonia.
80 reviews4 followers
November 6, 2020
باورم نمیشه که تموم شد. :))
اصلا دوسش نداشتم. جمله‌ها رو سخت تموم می‌کردم، گاهی اصلا معنیشون رو نمی‌فهمیدم.از این جمله تا جمله بعدی هیچ کششی نداشت برام. خلاصه باید تو این اخلاقم که می‌خوام همه کتاب‌ها رو تا آخر بخونم تجدیدنظر کنم واقعا. از سینا دادخواه هم حالا‌حالا‌ها چیزی نمی‌خونم.
امیدوارم کتاب بعدی بشوره ببره اینو.
Profile Image for Khashi.
15 reviews
September 19, 2018
کتابی جلدشده با بتن سرد نمازخانه‌ی موزه فرش و پر از سه‌نقطه‌های بی‌پایان.
هنوز دادخواه با یوسف‌آباد در ذهنم حک شده.
72 reviews2 followers
October 27, 2021
قرار نبود به این زودی ها تمام بشود.
می خواستم، بر خلاف دفعه ی قبل، آرام آرام بخوانمش و بگذارم خون شهر قطره قطره در رگ هایم جاری شود...
اما نمی دانم حکایت چیست که بعد از صفحه ی 30-40 دلم می خواهد کتاب را ببلعم طوری که اختلاف زمان شروع و پایان خواندن به صفر برسد!
خلاصه که این بار هم موفق نشدم و بلعیدمش، مثل دفعه ی قبل، پارسال همین موقع ها بود...لابد این همزمانی حکمتی دارد.
شاهراه هر بار من را به شهر و جهانی پرتاب می کند، و نقطه ی تمام این پرتاب ها "تهران محبوب" من است.
هر بار سفر تازه ای را به تهران محبوبم شروع می کنم که مدت هاست از آن دور افتاده ام...
به من اجازه می دهد در هوای شهرهایی نفس بکشم که هرگز آن ها را ندیده ام...
خلاصه اینکه با شاهراه بارها و بارها سفر کرده ام، آرزو کرده ام، ملاقات کرده ام، خراب کرده ام و از نو شهر محبوبم را ساخته ام...
درست مثل دفعه ی پیشین هوای ساک بستن و روانه شدن و بیرون زدن ار قفس به سرم زده...
شاهراه که در کتابخانه باشد، هرگز نخواهم توانست از وسوسه ی سفر و کشف و شهود شهر بگریزم...
امیدوارم که کتاب در راه سینا دادخواه جلوه ی دیگری از شهر را به رخم بکشد...
(دوست دارم نویسنده را ملاقات کنم، چیزی مشترک به اسم شهر، پیوندمان داده است).
Profile Image for Arghavan.ashtarani.
22 reviews4 followers
June 25, 2020
یکی از انرژی های روانی که کاربرد زیادی در زندگی دارد #کهن_الگوی_دلقک است، کهن الگوی دلقک باعث درک لذت از جهان هستی می شود و کاربرد درستش این است که جایی که شرایط برای ما مطلوب نیست فضا را تلطیف کند و بهانه ای برای لذت بردن ما از زندگی ایجاد کند، تمام طنازیهای نویسنده ها مرهون کهن الگوی #دلقک است، اما در شکل منفی اش، وقتی #ایگو را تسخیر کند، ما با انسانی مواجه می شویم که معلوم نیست کدام حرفش شوخی و کدام جدی است، در #شوخی چنان #افراط می کند که به خود و دیگران لطمه می زند، نمونه تاریخی اش #چوپان_دروغگو است و یک نمونه دیگر #اسدالله_میرزا است که البته اسدالله میرزا ظاهرا دچار تسخیر شدگی نیست و به دلیل افسردگی از خیانت زنش تصمیم گرفته برای فریب خودش، دلقکش را به طور افراطی زندگی کند و به وقتش از تجزیه و تحلیل ایگو بهره مند است، اما کتاب #شاهراه #سینا_دادخواه به #واکاوی یک #تسخیر_شده توسط کهن الگوی دلقک که به تازگی فوت شده است توسط پسرش پرداخته است، پسر بهروز زمانی که می فهمد پدرش #سرطان دارد سعی دارد لودگیها و کارهای احمقانه پدر را به یاد بیاورد و او را ببخشد و #ن��رت خویش از پدر را مداوا کند اما هر چه پیشتر جلو می رود لودگیهای بدتری را به یاد می آورد، او حتی از مادرش دلخور است که چرا همواره مقابل لودگی های بهروز سکوت می کند تا او باز در جمع ها همان کارهای احمقانه همیشگی را تکرار کند، انگار فاجعه هایی که بهروز رقم می زند، تنها به کارهای احمقانه خودش خلاصه نمی شود بلکه این است که وقتی او در جمع ها لودگی می کند، مردهای دیگر پتانسیل بالقوه ی خود برای لودگی را عیان می کنند و در خانواده های مختلف جنگ و جدل به پا می شود، پدر جایی از چشم پسر کاملا می افتد که برای مسخره بازی دست به دزدی می زند و چقدر این وقایع کنار هم خوب روایت شده اند...
کتاب شاهراه رمانی سخت خوان است چرا که اتفاق داستانی چندانی ندارد و پاشنه اش روی در تعلیق نمی چرخد، اما به جرات می توانم بگویم جزو معدود رمانهای ایرانی بوده که از خواندنش دچار احساس خسران نگشته ام.
2 reviews
October 21, 2020
شاهراه قصه ‌کهن الگوی پدر و پسری است و به زعم من بهترین رمان سینا دادخواه تا امروز. بر مینای خرده پلات و ضد شخصیت پرداخت شده و برای ملال داستانی‌اش هم توجیه تکنیکال دارد. پدر و پسر از ساحت سنت به ساحت مدرنیسم رجعت دارند و این تقابل گیراست. نویسنده از سر حوصله شخصیت را می‌شکافد و بعد دوباره سرهم می‌کند. نمونه دیگری از این شکل را بخاطر ندارم. قطعا خواندنی و خوب.
42 reviews
June 26, 2019
بعد از مدت ها لذت کتاب خواندن رو با این کتاب به یاد آوردم. به نظرم نویسنده تونسته در این اثر نثر خودش رو پیدا کنه. خواندن این کتاب به شدت توصیه می کنم.
Profile Image for Malihe Dehghany.
23 reviews6 followers
November 27, 2019
اعتراف کنم که عکس روی جلد کتاب شاهراه را وقتی فهمیدم کجاست که آخر سر کتاب را پس از پایان خواندنش دست گرفتم. نمازخانه ی موزه ی فرش است که سپهر و بهروزِ داستان یک روز گذرشان به آن افتاده بود‌. همان نمازخانه ی عجیب روباز بتنی که کار دیباست.
شاهراه که هم قافیه است با دادخواه نویسنده اش؛ مانند دو  اثر قبلی نویسنده «یوسف آباد خیابان سی و سوم» و « زیباتر» باز هم اثری است شهری و بی سبب نیست که دادخواه را رمان نویس شهری نامیده اند. شهر داستان هم در غالب اثر باز تهران است و این بار بیشتر محله های شهرک اکباتان و امیرآباد؛ جاهایی که از کودکی تا نوجوانی و جوانی دست در دست   سپهر مشایخ در آن ها می گردیم و سیر و سلوک می کنیم.
Profile Image for Shiva nikseresht.
117 reviews1 follower
August 23, 2021
گاهی زمان زودتر از ماه و سال می‌گذرد.گاهی یک سال به اندازه‌ی ده سال اتفاق درون خود دارد. شاهراه داستان همین یک‌سال‌های پرماجراست.
Displaying 1 - 13 of 13 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.