سال ۱۳۵۹؛ داود نوجوانی ۱۵ ساله کلینی بود که جنگ شروع میشود. از طرفی، درس و مشق مدرسه دارد. از طرفی هم خانواده به کمک او در کشاورزی نیاز دارد. اما جبهه را انتخاب میکند و با همه دشواریهای روزهای نخست که سازمان رزم مشخصی نداریم، خود را به مناطق نبرد میرساند و فرماندهان ناچار به پذیرش او میشوند. داود در جبهه بزرگ میشود و در این کتاب، تا عملیات مرصاد و پایان جنگ را روایت میکند.
سن تکلیف پسران در اسلام، ۱۵ سالگی است. نوجوانان سهم مهمی در جنگ ما داشتند. درک انگیزهها و کیفیت حضور آنها برای زندگی امروز هم درسآموز است. داود از ۱۵ تا ۲۲ سالگی در صحنههای سخت نبرد حضور داشت.
ژاژیله جایی است سرد و کوهستانی. بخشهایی از کتاب، دشواریهای نبرد در این مناطق را توضیح میدهد. چه از نظر سرما، چه از نظر نظامی و کمی از نظرگاه ایدئولوژیک؛ چرا در آنجا جنگیدیم؟!
در جلد کتاب، عبارت «تاریخ شفاهی» به چشم میخورد. محتوای کتاب هم سؤال و جواب است. این کتاب به عبارتی حاصل ۴۰ ساعت مصاحبه است. البته به نظر میرسد سؤالها خیلی خوب نیستند. در تاریخ شفاهی، سؤال خوب پرسیدن خیلی مهم است. با این حال، سرهنگ پاسدار داود طایفهخانی با اطلاعات فراوانش، توضیحات خوب و جامعی میدهد.
او خاطرات جزیی و موردی هم تعریف میکند، اما شاید سهم تاریخ تحلیلی دفاع مقدس بیشتر شده باشد. ضمن اینکه فصلبندی و چینش کتاب هم بیشتر بر مبنای عملیاتها و رویدادهای مهم دفاع مقدس است.
گستره زمانی کتاب هم جالب است. کودکی در یک فصل کوتاه روایت میشود. از فصل دوم (اولین اعزام!) تا هفدهم (عملیات مرصاد) روایت جنگ است. بنابراین یک دوره تاریخ دفاع مقدس با محوریت عملیاتها مرور میشود.
بخش قابل توجهی از کتاب هم به استان سمنان، وقایع و شهدایش میپردازد. نظیر قضیه ترور امام جمعه شهر گرمسار که در نوع خود مهم است. پرداختن به دفاع مقدس شهرستانها هم یک ضرورت همیشگی است.
استفاده از رویکرد عالمانه تاریخ شفاهی به دفاع مقدس و جمعآوری خاطرات و دیدگاهها در زمینه دفاع مقدس عامل مهمی در روشن شدن حقایق و جلوگیری از تحریف دفاع مقدس است.
پاورقیهای کتاب که برای ارائه توضیحات تکمیلی، اولیه و نسبتاً فشرده و استاندارد اضافه شدهاند، از نکات قابلتقدیر در تدوین کتاب است.
فهرست اعلام و تصاویر (با زیرنویس) هم پایانبخش این کتاب هستند.