Jump to ratings and reviews
Rate this book

نقد بنیادهای فقه و کلام

Rate this book

693 pages, ebook

Published January 1, 2017

2 people are currently reading
30 people want to read

About the author

محمد مجتهد شبستری

12 books48 followers
Mohammad Mojtahed Shabestari is a highly influential Iranian philosopher, theologian, writer and distinguished professor at Tehran University. He is noted for his idea that ad-din, (religion) is perfect, but not all-encompassing, i.e. it does not possess the answer to every question.
محمد مجتهد شبستری اندیشمند مسلمان ، قرآن شناس و استاد سابق دانشگاه تهران است. وی به خاطر نظرات جدید خویش در مورد هرمنیوتیک و فهم متون دینی چهره شاخصی است.
محمد مجتهد شبستری در سال 1315 در شبستر (آذربایجان شرقی) چشم به جهان گشود. وی مدت 18 سال در حوزه علمیه قم به تحصیل و تحقیق در فلسفه و کلام اسلامی، فقه و اصول و تفسیر پرداخت و در بالاترین سطوح حوزوی تحصیلات خود را به پایان رساند.
در سال 1348 به دعوت دکتر سید محمد بهشتی برای اداره مرکز اسلامی هامبورگ به آلمان رفت. وی با سمت مدیر مرکز اسلامی هامبورگ مدت 9 سال در کشور آلمان اقامت داشت. اقامت در اروپا برای وی فرصتی پیش آورد تا با تسلط بر زبان آلمانی در فرهنگ و تمدن غرب به ویژه فلسفه جدید و الهیات مسیحی از نزدیک مطالعات و تحقیقاتی به عمل آورد.
مجتهد شبستری در سال 1357 به ایران بازگشت. وی در بیست سال اخیر ارتباط علمی و فلسفی خود با جهان غرب را همواره حفظ کرده و در سمینارها و کنفرانس‌های بین‌المللی متعدد که به مباحث الهیات تطبیقی و یا گفتگوهای میان ادیان مرتبط است شرکت نموده و در آنها سخنرانی کرده است.
در سال 1386 آخرین نظریات وی در باب هرمنوتیک متون دینی اسلامی (قرآن) به صورت یک مقاله مفصل با عنوان «قرائت نبوی از جهان» و یک مصاحبه با عنوان «هرمنوتیک، تفسیر دینی جهان» در شماره 6 فصلنامه مدرسه منتشر شد که مخالفتها و موافقت‌های دامنه‌داری را برانگیخت. در این مقاله و مصاحبه برای اولین بار وی این نظر را را مطرح کرد که قرآن کریم، «کلام نبوی» پیامبر اسلام است و محصول وحی است و نه خود وحی، قرائتی است توحیدی از جهان در پرتو وحی. بحثها و چالشهای انگیخته شده پیرامون این نظریه همچنان ادامه دارد.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
1 (20%)
4 stars
3 (60%)
3 stars
1 (20%)
2 stars
0 (0%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 3 of 3 reviews
Profile Image for Bekhradaa.
142 reviews60 followers
August 29, 2019
۵۰۲
انسان میخواهد در تجربه ستم زندگی نکند... میان فلاسفه اخلاق یک اختلاف نظر است و آن ای است که آیا مصداق عدالت را می شود تشخیص داد که این عمل عادلانه است یا نه؟ مصداق عمل غادلانه را نمیشود تشخیص داد، مصداق عمل ظالمانه را می شود تشخیص داد. می شود با قاطعیت گفت این عمل ظالمانه است و در صدد اعتراض به آن برآمد، اما نمی شود با قاطعیت معین کرد که فلان عمل مصداق عمل عادلانه است. کار ما این است که همیشه اعمال ظالمانه را کنار بزنیم و اعتراض کنیم و آنچه که از کنار زدن اینها میماند، یعنی آن عمل را که تجربه به ما دست نمیدهد که ظالمانه است، آن را بپذیریم


۴۵۸
در مقام تربیت، نباید انسانها را به انطباق با وضع موجود دعوت کرد؛ تربیت نباید انطباق‌جویانه باشد... این خود همان اراده آزاد است که خودش خودش را شکل می‌دهد... اعمال این آزادی از منظر اخلاق البته معطوف است به مرزهای اعمال آزادی اراده از سوی دیگران و این یعنی مسئولیت اخلاقی... اینجا یک خود تربیت میشود که درواقع خودش باید تکلیفش را، برای نیازهای نوشونده‌اش و زندگی تواناتر و اخلاقی‌تر از گذشته تعیین کند

۴۵۰
وقتی فیلسوفی این‌طور حرف می‌زند یا متولی‌ای می‌گوید من عدالت را تعریف می‌کنم و ما از آن تبعیت می‌کنیم، به این معناست که برای عدالت معنایی از قبل معین کرده و می‌گوید شما باید خواسته یا ناخواسته آن‌را بپذیرید. شرط اقل و اول عدالت این است که همگان در رسیدن به تعریف و معنای مشترکی از عدالت و قواعد عادلانه سهم داشته باشند. شرکت همگان، در برداشت مشترکی از عدالت، شرط اولیه عدالت است

۴۴۵
عدالت نه هویت و طبیعتی دارد که باید کشف شود و نه توافق های ناشی از فشار نیازها و تمایلات و منافع است. عدالت در هویت خودش امری اخلاقی است. امری اخلاقی که انسان ها خودشان آن را تعریف می کنند، اما نه بر مبنای مقتضای نیازها و تمایلاتشان، بلکه بر اساس درک و شعورشان از اخلاق در زندگی اجتماعی و با گفتگوی آزاد

بشیریه می نویسد: "به نظر می رسد عدالت اساسا مسئله ای اخلاقی است. عدالت، مانند دیگر نهادهای اجتماعی نهادی است که باید وزن شود. عدالت باید ویژگی نهادهای اجتماعی نیز باشد. وقتی نهادهای اجتماعی امکانات و توانمندی های خود را بر حسب قواعد عادلانه توزیع می کنند، عدالت برقرار می شود. بنابراین عدالت صفت نهادهای اجتماعی است

ایراد کلی نظریات قدیمی و طبیعی عدالت این است که همگی فضیلت تک گفتاری دارند. یعنی یک فیلسوف پیدا می شود و می گوید به نظر من معنای عدالت این است. یک عده هم قبول می کنند. حال آنکه عدالت به عنوان نهادی اخلاقی و اجتماعی باید نهادی مقبول یعنی اندیشیده شده باشد. ولی خود موکول به این است که ماهیت عمل عادلانه در توافق عمومی در هر عصر به دست آید. توافق عمومی را مردم و متفکران یک جامعه به دست می آورند نه نظرات تک گفتاری فلسفی و طبیعی و نه حتی توافق همگان در گذشته درباره ماهیت عمل عادلانه نمی تواند برای حال الزام آور باشد
Profile Image for Amin.
419 reviews442 followers
August 28, 2019
تئوری پردازی در حوزه دین، وقتی هرمنوتیک را بعنوان روش فهم به کار می گیرد، نه تنها به لحاظ روش شناختی برای ما یادگیری فراوان دارد، بلکه نکات قابل تامل بسیاری هم در بحث محتوای دین آشکار می کند. در کتابی هفتصد صفحه ای که مجموعه مقالات پراکنده است و به نظرم چکیده زندگی یک متفکر است، با اقسام گوناگونی از تفسیرها و تئوری ها روبرو هستیم که علی رغم فراز و نشیب های بسیار، در انتهای مطالعه یک جمله می توانست حس مرا خلاصه کند: با عینک تازه ای می توانم به هستی نگاه کنم. یعنی اعتقاد دارم چنین اثری جا را برای پویایی در فهم ما از دین و جهان باز می کند و کشوری که دهها متفکر مثل شبستری تئوری های خودشان را مطرح می کنند و در محیطی باز پیرامون آنها به گفتگو می نشینند، با ایران فعلی ما بسیار متفاوت خواهد بود

قرائت محمد و به نوعی روایتش از دنیا به منزله آنچه بعنوان قرآن در اختیار ماست، و به تفصیل ظاهرا در پانزده مقاله در وبسایت نویسنده مطرح شده، درون مایه اصلی مباحث تئوریک این کتاب بویژه نیمه دوم هم هست. نیمه اول بیشتر متناسب با عنوان کتاب هست، نقد فقه سنتی و مشکلاتی که برای جامعه و دنیای ما می تواند ایجاد کند، و شاید بهتر باشد آن را نقد فقه و کلام در جمهوری اسلامی دانست، البته نویسنده هم به کرات وارد مباحث و نقدهای سیاسی می شود. هر چه پیش میرویم، بحثهای نظری داغ تر می شوند تا آنجا که در اواسط کتاب مقاله "دیگری در فلسفه" پایه نظری مطالب هرمنوتیکی را بازگو می کند و پس از آن به نوعی جریان کتاب عوض می شود. از دل چنین جریان مفاهیم مسلما بحثهای حقوق بشری و قوانین مدرن درمیاید که یکی از بحث های اصلی آقای شبستری نیز هست

اما چند نکته که جای تامل و نقد دارد
یک - در فضای فرهنگی امروز ما، کمتر جسارت و حوصله نوشتن یک کتاب و متن یکپارچه دیده می شود. به هم چسباندن مقالات راحت ترین کار است که در نهایت یکپارچگی و انسجام کل اثر را کاهش می دهد و از طرفی موجب ارجاعات فراوان به آثار دیگر و البته تکرار مکررات می شود. می فهمم که وقتی اثری قرار نیست چاپ شود انگیزه وقت گذاشتن را کاهش میدهد، اما لااقل ویراستاری بهتری نیاز است. دو - در مواردی روش کار نویسنده تفسیر به رای به نظر می آید. مثلا در مقاله ایمان محمد و انسانیت زبان قرآن تفسیر عجیبی میگوید حتی اینکه محمد خودش را جای خدا جا زده در
مقام راوی متن تا از این طریق عدم نزول کلمات از جانب خدا مثال نقض نداشته باشد، درحالیکه توضیح قانع کننده نیست و در انتهای کتاب هم تکرار میشود، یا در صفحه 459 وقتی بحث تبشیر و انذار با تئوری روایت محمد از عالم نمی خواند می گوید چون محمد متاثر است به این صورت می گوید. ممکن است دیگران به شکلهای دیگری ببینند دنیا را ، اما توضیح نمیدهد در آن صورت تکلیف چیست و مثلا چه بر سر مناسک دینی می آید. سه - مقالاتی که بیشتر نویسنده را به چالش می کشند در انتهای کتاب آمده اند، یعنی مصاحبه کننده هایی که به نظر می آید آشنایی دقیق تری دارند و سوالات مهمی می پرسند و به چالش می کشند و توضیحات قانع کننده نیست لزوما و البته گاهی فنی تر از بقیه بخش های کتاب می شوند

فارغ از این نکات، مطالعه اثر بسیار توصیه می شود و من نیز ترغیب شده ام که آثار دیگر ایشان را مطالعه کنم
Profile Image for Nasser.
31 reviews9 followers
April 1, 2018
به نظرم همون طوری که از عنوان پیداست مطالب در این کتاب کمی صریحتر از کتابهای قبلی مطرح شدن
Displaying 1 - 3 of 3 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.