Jump to ratings and reviews
Rate this book

نفرین صندلی

Rate this book
کتاب نفرین صندلی (مبل جادویی)، داستانی‌ست ترسناک که توسط شروین وکیلی به نگارش درآمده است. شاید نفرین صندلی ترسناک‌ترین داستانی باشد که تا به حال شنیده‌اید. این کتاب چیزی شبیه به جن گیر و کلبۀ وحشت نیست که فیلم‌هایش را حتماً دیده‌اید و احتمالاً در دلتان به ساده لوحی کسانی که با دیدنشان وحشت زده می‌شوند، خندیده‌اید. حق هم دارید چون این‌ها داستان‌هایی واقعی نیستند. اما این داستان واقعیت دارد. این ماجرا هیچ ربطی به قصه‌­های جن و پری و یا ماجراها­ی خانه­‌ی ارواح ندارد. هیچ نشانه‌­ای از خرافات هم در آن دیده نمی‌­شود. این در واقع شرح وقایعی کاملا مستند و واقعی است که در دی ماه سال 1384 در تهران رخ داد. وقایعی که ماهیت­شان با قصه­‌های هیجان­‌انگیز و تخیلی­‌ای که حرفشان را زدیم، تفاوت می­‌کند و با این وجود هیچ توجیه معقولی برایشان پیدا نمی­‌شود.

ماجرا از وقتی شروع می‌شود که دکتر طهمورثِ ایرانیان، بزرگ خاندان ایرانیان، عمرش را به شما می‌دهد. گروهی از افراد که به ظاهر ارتباطی با هم ندارند، به عنوان وارثان این پیرمرد ثروتمند برگزیده می‌شوند و خانه‌ی زیبا و قدیمی‌اش را به ارث می‌برند. با این شرط که به زیرزمین خانه وارد نشوند و به خصوص به مبل‌های سیاهی که در آنجا وجود دارد نزدیک نشوند. اما وارثان این وصیت را نادیده گرفته و ...

188 pages, Unknown Binding

8 people want to read

About the author

شروین وکیلی

32 books57 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
2 (10%)
4 stars
6 (30%)
3 stars
6 (30%)
2 stars
3 (15%)
1 star
3 (15%)
Displaying 1 - 4 of 4 reviews
Profile Image for Mateen Ar.
73 reviews5 followers
March 9, 2019
از خواندن این کتاب لذت بردم. هیچ جنبه منطقی‌ای نداشت داستان ولی با این حال خواندنش جالب بود. در پایین برداشت خودم از استعاره‌ها و منظور نویسنده از داستان رو نوشتم. اگر هنوز کتاب را نخوانده‌اید، من اینجا راجع به آخر داستان هم حرف زده‌ام!
به نظرم نویسنده به شکل بارزی زیرزمین خانه‌اش را به سرزمین ایران تشبیه کرده بود:
پیرمردی باسواد (پیشینیان ایرانیان) خانه‌ای را برای بستگانش به ارث می‌گذارد و در آن امتحانی برای این بستگان قرار می‌دهد. خانه و زیرزمینش استعاره‌ای از ایران هستند. مبل‌های سیاه، که خود کتاب به عنوان نماد آز، تنبلی معرفی کرده، استعاره‌ای از نفت هستند، چندین بار قبل از اینکه ورثه به طبقات زیرزمین بروند خودشان حدس می‌زنند که طبقات پایین باید محل نگهداری نفت باشند.
شخصیت هر کدام از وراث هم نشانگر انواع مردم جامعه از نگاه نویسنده است. باز اینجا نویسنده با گذاشتن نام خانوادگی «ایرانیان» برای همه‌شان دارد به همین استعاره اشاره می‌کند.
فقط این که در آخر داستان، همه شخصیت‌ها تلف می شوند و فقط یکی فرار می‌کند. این یعنی ایرانیان دارند خود را قربانی می‌کنند که قشر خیلی کوچکی از جامعه از ایران (به خارج) فرار کنند؟ اگر برداشت من به منظور نویسنده نزدیک باشد، نگاه نویسنده خیلی مأیوس‌کننده است!
جالب بود که نطر دوستان رو هم می‌شنیدم در مورد این برداشت.
Profile Image for P_H.
94 reviews1 follower
April 30, 2020
جدای از اینکه میگه داستان واقعیه یا نیست. یه طمعی میکشونه تمومش کنید. همون طمعی که وراث دکتر را میکشونه تا عمق ساختمون و صندلی های سیاه و در نهایت........ فقط نوع طمع فرق داره ولی حرص حرصه
Profile Image for Diba Ami.
14 reviews
January 23, 2026
از داستان و زبان و ادبیات چیزی در این کتاب وجود ندارد. بزرگترین مشکلش همان نداشتن داستان است. کتابی بی هدف است که صرفا ایده ای برای یک "فیلم کم خرج ترسناک هالیوودی" می تواند باشد.
سیصد صفحه از کتاب مدام در میان "اشیای گرانقیمت و عجیب" گشت و به هیچ چیزی نرسید. هر چه بود، هدف نویسنده از به میان کشیدن تمام تندیس‌ها و گلدانهای چینی و شمشیرها و کتاب‌ها که تا "دوردست" می رفت مشخص نشده بود.
تنها چیزی که می شود برداشت کرد تلاش نویسنده برای شبیه کردن فضای تاریخی به ایران است ولی باز چیزی از آن در نمی آید به جز شعارهای توخالی. ده نفر ایرانیان که همه تلف شدند. خب! باشد! نکته‌ش چی بود، راه حلش چی بود، نظر خودت چی بود، چه نتیجه ای باید بگیریم؟ شعار! بدبخت مصدق! اون هم انگار نفهمید ایتالیا این وسط چی می گه!
توصیفات تکراری، شخصیت پردازی ناموجود، داستان بی معنا، و ادبیات بسیار ضعیف بود.
به جای ده شخصیت شبیه به هم می توانست داستان بهتری با دو یا سه شخصیت بنویسد. خواننده نیازی به دانستن نامها و خواندن آنها ندارد، چون فرقی نمی کند چه کسی حرف می زند. همه ی مکالمات تکراری، قابل پیش‌بینی و شبیه به هم هستند.
باز از منظر داستان نویسی، راویِ داستان هروقت "هرکسی که دلمان خواست" بود. داستان مثلا گزارش گونه و مستند بود ولی از دید مردگان و آخرین افکارشان نوشته شد.
باز از نظر نحوه ی نگارش و ادبیات، فصل اول راوی ادعا می کند که خبرنگار است ولی نحوه ی روایت بسیار ساده است و بیشتر شبیه بچه‌ای می ماند که قلم به دست گرفته. این را حتی در انتخاب کلماتِ وکیل هم می بینیم که جاهایی حتی از واژگان سرسری و غلط استفاده می کند. برای مثال از وکیل انتظار می رود به جای وارث‌ها بگوید وُراث یا ورثه.
نتیجه اینکه در خودم نمی بینم کتاب دیگری از این نویسنده بخوانم.
This entire review has been hidden because of spoilers.
Profile Image for Simin Yadegar.
325 reviews47 followers
May 27, 2018
طلسم ، جادو ، جن ، هیچ یک را باور ندارم ولی به اظهار نویسنده مطالب این کتاب واقعی است ولی کدام یک از عوامل فوق باعث حوادث رخ داده در این کتاب است ؟ ......
Displaying 1 - 4 of 4 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.