Jump to ratings and reviews
Rate this book
Rate this book
مشکلات و خط مشی ، منابع ، تاریخ و زندگی ، ابهام گویی و تحقیر انسان ، ویژگی پیامبرانه ، نسبت با متفکران قدیم ، روشهای فلسفی ، لوگوس ، سه بیان اساسی تبیین نهایی نظریه تغییر ، آتش و نفس ، تغییر و ثبات یا مفهوم اندازه ، تصویر کامل جهان ، الیهیات ، دین و سرنوشت نفس ، ستاره شناسی و کائنات جو ، نتیجه

175 pages, Hardcover

First published January 1, 1962

34 people want to read

About the author

W.K.C. Guthrie

72 books51 followers
William Keith Chambers Guthrie was a Scottish classical scholar, best known for his History of Greek Philosophy, published in six volumes between 1962 and his death.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
2 (20%)
4 stars
2 (20%)
3 stars
4 (40%)
2 stars
2 (20%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 3 of 3 reviews
Profile Image for KamRun .
398 reviews1,623 followers
November 14, 2017
مسیح یونان، فیلسوف گریان

اینان نه می‌دانند چگونه بشوند و نه می‌دانند چگونه سخن بگویند. بهترین انسان از همه چیز برای یک چیز دست می‌کشد، اما بسیاری از مردم تنها شکم خود را چون چهارپایان پر می‌کنند. این ابلهان آنگاه که گوش سپارند، چونان کرانند؛ این مثل وصف حالشان است: هرچند حاضرند، اما غایبند. اینان مانند سگ بر هر آنکس که نشناسند پارس می‌کنند. - برداشت آزاد از متن


هراکلیتس اهل افسس، از فیلسوفان پیشاسقراطی و یکی از حکمای بزرگ هفت‌گانه محسوب می‌شود. او را به حق پیامبر فیلسوف نامیده‌اند، آنقدر فیلسوف که هسته‌ی تفکراتش بر روی افلاطون تاثیر شگرفی گذاشت و آنقدر پیامبر که او را با مسیح مقایسه می‌کنند. پیامر و غیب‌گو، چیزی نیست که به او نسبت داده باشند، بلکه او خودش را به نوعی پیام‌آور می‌دانست و در معدود قطعات یا اشارت غیرمستقیمی که از او به جا مانده، این ادعا به وضوح دیده می‌شود. او از یک سو مردم عادی و سطحی‌نگر را مورد تمسخر قرار می‌داد، از این رو که چشم دارند اما نمی‌بینند و گوش دارند اما نمی‌شوند (قرابت با انجیل مرقس 8 :18) و از سویی دیگر، دانشمندان را، از این رو که آن‌ها دانش را جمع‌آوری می‌کنند اما قادر به درک و استفاده درست از آن نیستند. او آگاهی شهودی را در مقابل دانش اکتسابی قرار می‌دهد و خود را یک خویشتن‌پژوه می‌نامد، سکنی گزیده بر قله‌ی انزوای خودکاوی. متاسفانه تقریبا هیچ اثری از هراکلیتس مستقیما بدست ما نرسیده، در حدی که بعضی در این که اصلا او کتابی نوشته باشد شک کرده‌اند. کل شناخت موجود از هراکلیتس، صرفا از طریق نقل‌قول‌ها و تفاسیر تاریخ‌نگاران و فلاسفه‌ی یونانی حاصل شده است و این موضوع در کنار علاقه‌ی هراکلیتس به زبان استعاری که ادبیات غالب اوست و استفاده‌ی تعمدی از تمثیل، ابهام و متناقض‌نما باعث شده برداشت‌های کاملا متفاوت و گاها متناقضی از او صورت بگیرد، نتیجه‌ای که به یقین خواست خود او بوده، شیوه‌ای دیگر برای تحقیر فهم سطحی انسان‌

تاثیر بر روی افلاطون

شناخت اندیشه‌ی هراکلیتس از دو جهت حائز اهمیت است: نخست، نقش او در گذار اندیشه‌ی یونانی از اسطوره به فلسفه و دوم، تاثیر اساسی بر روی افلاطون. کلیدی‌ترین اندیشه‌ی فلسفی هراکلیتس، پذیرش صیرورت و تغیّر محض و نفی هرگونه ثبات است. این اصل، خود را در سه وجه به هم پیوسته نشان می‌دهد: 1- هرگونه هارمونی حاصل کنش اضداد است، از این رو حقیقت اساسی و طبیعی جهان، ستیز مداوم است. 2- هر چیزی پیوسته در حرکت و صیرورت است. 3- هستی نشات گرفته و تحت امر لوگوس، آتشی زنده و پاینده است. طبیعی و عادلانه دانستن اضداد، کاملا در تقابل با اندیشه‌ی آناکسیمندر در باب تضاد است، که آن را عین بی‌عدالتی محض می‌داند. از سویی دیگر، آموزه‌ی صیرورت و سیلان دائمی در تضاد با اساس تفکر پارمنیدس یعنی وجودِ مبتنی بر سکون و ثبات مطلق قرار می‌گیرد. افلاطون با بیان نظریه‌ی مثل و تقسیم‌بندی جهان محسس و معقول، برآیندی از تفکر هراکلیتس و پارمنیدس در باب ثبات/تغیّر ارائه می‌کند

نقطه قوت کتاب

پیش‌تر اشاره کردم که نظریات ضد و نقیضی درمورد اندیشه‌ی هراکلیتس وجود دارد، به‌طوری که محال است با کنار هم گذاشتن دو کتاب تاریخ فلسفه از دو نویسنده مختلف، با نظریات و تاویل‌های متضاد از او روبرو نشویم، موضوعی که مخاطب را دچار سردرگمی و مشکل می‌کند. اما مطالب این کتاب، از پیوستگی و نظم خاصی برخوردار است و نویسنده تا جایی که ممکن بوده، با بررسی نقل‌قول‌های مستقیم و غیر مستقیم و اشارات دیگر اندیشمندان، تصویری منسجم و معقول از او ارائه می‌کند. شِمای کلی این بررسی‌ها در پاورقی - که خود از حیث تفصیل و دقت، کتاب ارزشمند دیگری محسوب می‌شود - آمده است. تمام این‌ها در کنار هم سبب شده تا مطالب این کتاب، بهترین اطلاعاتی باشد که تا امروز درباره‌ی هراکلیتس خوانده‌ام
Profile Image for Elaheh.
24 reviews37 followers
Read
May 16, 2020
آن چه هراکلیتوس از جهان میپنداشت این بود که جهان قانون دارد اما قانون ثبات نیست و در تغییر است. همه چیز در حال ستیز و جنگ است و همه چیز از ستیز پدید می آید هراکلیتوس به مثابه آنکسیماندر که آرخه را آپیرون مینامید، او آرخه را به مانند دیگر پیشاسقراطیان پیش از خودش آرخه را الهی، فناناپذیر، حساس، زنده و فسادناپذیر میدانست.
هراکلیتوس می گوید:( در حیات و مرگ ما،هم زندگی وجود دارد هم مرگ زیرا وقتی ما زنده اییم روح ما مرده است و در ما مدفون است.اما وقتی بمیریم روح های ما دوباره زنده می شوند و زندگی می کنند
.
در بخش دیگر کتاب اشاره به این دارد که هراکلیتوس دور ترین بخش جهان را جایی میپنداشت که از آتش تشکیل شده و آتش درون ما تمایلیست به بالا.

در انتها در بخشی از یادداشت ها گفته شده که هراکلیتوس با داریوش کبیر ( پادشاه هخامنشی ایران باستان) دوست بوده.

در کل کتاب خوبی بود در مورد هراکلیتوس، یکی از فیلسوفان پیشاسقراطی. اگر چه ترجمه کتاب میتونست بهتر از این هم باشه.
Profile Image for امیر لطیفی.
177 reviews209 followers
May 26, 2020
هراکلیتوس ملقب است به فیلسوف تاریک؛ بدین سبب که مبهم، پیامبرگونه و شاعرانه می‌نویسد. او، برخلافِ فیثاغورس که شیفته‌ی نظرم و هامونی بود، مجذوب تضاد، تنش، و ستیزه‌ی موجود در کیهان و اشیاء شد. هراکلیتوس در معروف‌ترین جمله‌‌اش مدعی‌ست: «نمی‌توان دو بار در یک رودخانه پا گذاشت». ادعایی که به وضوح خلاف عقل سلیم است. من در قسمت پنجمِ پادکست دیدن به هراکلیتوس پرداختم. بعید می‌دانم استدلال‌های هراکلیتوس رو بشنوید و همچنان این ادعای عجیب هراکلیتوس را ناپذیرفتنی بدانید. مهم‌ترین وجوه فلسفه‌ی هراکلیتوس اینهایند: آتش همیشه فروزنده و لوگوس به عنوان نظم جهانی همیشه حاضر؛ تضاد و ستیزه‌ی همیشه حاضر در جهان، وحدت در کثرت در قالب آموزه‌ی هماهنگی اضداد؛ تغییر و تحول دائمی به عنوان وضعیت ثابت و ضروری جهان.
Displaying 1 - 3 of 3 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.