(شخصیت مرد داستان با وجود اینکه ۷-۸ سال مثلا در خارج از کشور زندگی کرده و درس خونده، وقتی بخاطر فوت پدرش برمیگرده زادگاهش، درست مثل خان یه روستا رفتار میکنه! همون جدیت و رفتار یک مرد ایرانی تعصبی! بنظرم این قابل قبول نبود اصلا! میشد یکم رفتارش متفاوت تر باشه! البته خیلی صریح بود و کلا خجالت تو کارش نبود! اما بازم به عنوان کسی که ۷-۸ سال خارج درس خونده نامناسب بود.)
اعتراف می کنم فقط چون از نصفه خوندن کتاب بدم میاد تمومش کردم به تمام معنا..... چندتا نقطه بود سرشار از جملات بی سر و ته که حس می کردی وقتی در حال نوشته شدن بودن کلمه ها با تعجب همدیگرو نگاه می کردن و با خودشون میگفتن مگه میشه ما کنار همدیگه قرار بگیریم؟مگه میشه مگه داریم؟!؟!!! خلاصه که وحشتناک
اولین کتابی بود که خانم نویسنده خواندم و حتما سراغ دیگر آثارشان خواهم رفت.داستان تک راوی سوم شخص و با روندی خطی روایت میشود. فضاسازیها و شخصیتپردازی ها خوب و تا حدودی برحسب موقعیت هرکدام باورپذیر بود. کتاب از افکار پوسیده و قدیمی در سالهای گذشته در روستاها میگوید که چگونه با این افکار زخم میزنند و نمک میپاشند به رویش، از مردانگی و زنانگی و سختیهای تحمیلشده به واسطه خانوادهای که هیچ نقشی در انتخابشان ندارد. در اوایل کتاب کمی متوجه اطناب شدم که زود از بین رفت اما گاهی متوجه ناراحت بودن کلمات از مکان قرارگیریشان میشدم که اگر نبود میتوانستند نثر روانتری را از خود نشان دهند. یکی از کنجکاویهایم که بعد از اتمام هم رفع نشد این بود که موقعیت زمانی و مکانی کتاب دقیق بیان نشده بود این کار قضاوت درباره کتاب را سخت میکرد. امتیاز واقعیم به کتاب ۲.۵❄️