این مجموعه دربردارنده داستان زندگی و ماموریت دختری جاسوس از اداره ی متساوای سازمان موساد در منطقه غرب آسیاست. آن دختر، همانند دیگر خواهرانش به خیانت به تاریخ مشغول بوده و جنایت های دیگر را از طرف رژیم غاصب صهیونیستی مرتکب می شود تا بتواند مدیریت رفتاری و تصمیم ساز سران داعش را در دست بگیرد. این داستان مستند به وقایع تاریخی است که به شهادت کتاب پنجاه درصد کتاب را شامل می شود و الباقی به منظور جذابیت توسط نویسنده به شکل داستانی درآمده است. اکثر اسامی و تاریخ نگاری ها قابل مشاهده در منابع اینترنتی و بقیه موارد به جهت مسائل امنیتی در کتاب ذکر نشده است.
همچنین در پشت جلد این کتاب چنین آمده است:
البغدادی به فلوجه می رود و حیفا والعدنانی هم به الرمادی می روند. در خلال مدتی که حیفا در زندان است یا شاید تازه با العدنانی از زندان فرار کرده و به الرمادی رفته اند، طی یک حفره اطلاعاتی در موساد و به دنبالش نفوذ نیروهای اطلاعاتی جبهه مقاومت (ایران، عراق و حزب الله) از این حفره مدارک مربوط به این ماموریت موساد لو می رود و توسط تیم اطلاعاتی جبهه مقاومت تحلیل می شود. ونهایتا ردپای حیفا (حفصه) و ابومحمد العدنانی در الرمادی کشف می شود.
اول از همه بگم خودمم نمیدونم چرا پنج دادم😆 اما واقعا بنظرم بیشتر از ۴ ارزش داشت بعد از مدت ها ی کتابی و توی کمتر از ۲۴ ساعت خوندم و خوب فک نمیکردم روز قبل از آزمونم هیچ وقت همچین کاری اتفاق بیفته موصوعش دلیل اصلیه بود ک اصلا دیشب کتاب و خریدم و اطلاعات جالبی داد کلا اینکه درباره یک مسئله ای ک هر روز میشنویم دربارشون کتابی بخونیم و ب شخصه اطلاعات خاصی ندارم و خعلی خوشحال میشم اگر کتاب جدی تری حتی میشناسین معرفی کنین😊 و اینکه قلم جذابی هم داشت نویسنده پیشنهاد میشه
تعریفش رو زیاد شنیده بودم اوایل داستان اصلا حس خوبی بهش نداشتم، حس میکردم دارم واقعا یه کتاب تخیلی رو میخونم این حس خیلی منفی که نسبت بهش پیدا کرده بودم بخاطرهی مقدمهی داستان بود که خود نویسنده ذکر کرده بود ۵۰ درصد داستان، یعنی پردازش فضای داستان، تخیل خودش بوده اگر بخوام امتیاز بدم بهش بین دو تا دو و نیم میدم قلم بدی نداشت ولی نتونست اطمینان خواننده رو جلب کنه بخشهای پایینی داستان از لحاظ اطلاعات محیط و شرح وقایعی که داده بود جالب بود
اینو دارم بعدا اضافه میکنم، چون نظرم رو بعد تموم کردن کتاب نوشتم نشستم یکم بهش فکر کردم به اصل قضیه و جایگاه حیفا و پدید اومدن داعش و اصلا تاثیر یه دختر ۲۳ ساله روی شکل گیری داعش یجوری نوشته بود و این آدم رو انقدر برده بود بالا که واقعا آدم توی طولانی مدت که بهش فکر میکنه حس میکنه به شعورش توهین شده من درمورد چگونگی پدید اومدن داعش اطلاعات خاصی ندارم ولی اینکه بخوای این اتفاق که عین غدهی سرطانی میمونه رو انقدر بیاری پایین در حد یه دختر ۲۳ ساله اسرائیلی و تاثیرش .. واقعا توهین به اصل داستانه انگار چون پردازش دیگهای به عللهای به وجود اومدن داعش نداشت واقعا ته کتاب حس میکردی به شعورت توهین شده
خوندنش دیروز تموم شد . کتاب پیشرو یه کتاب تخیلی با یه نثر خام هست که سعی کرده ادای تریلرهای سخت و در بیاره در حالی که حتی تریلر نرم هم نیست . اگر بخوایم عادلانه نقدش کنیم شاید چند صفحه ای بشه ازش ایراد گرفت، ایرادهای جدی اما مخلص کلام اگر می خواید این کتاب و بخونید از الآن دارم بهتون میگم با اثر ضعیفی طرف هستید . اما همه ی اینا به کنار نقاط قوتی هم وجود داره که برای من خیلی مهمه . اول اینکه نویسنده جوانی زحمت کشیده و نوشته و من همه این ایراداتی و که گرفتم به جوونیش می بخشم . همین که یه ایرانی تو حوزه ادبیات فارسی داره تلاش میکنه یه تریلر مربوط به مسائل روز بنویسه برای من خیلی محترم و عزیز هستش و کار دوم و خوبی که کرده مقلد آثار غربی هم نبوده . (اغلب تریلر ها غربی هستن ) نه اینکه من این اثر و تایید کنم . خیر همین که سعی کرده مدل خودش و داشته باشه برام محترمه . به نظرم زحمتشو کشیده . مشکل دیگه ای هم که احساس کردم و فکر می کنم باید بگم اینه که ظاهرا نویسنده از جامعه روحانیت هست و طبیعیه که کتابش هم مبتنی بر ارزش های تفکر خودش باشه تا اینجاش و مشکلی ندارم ولی کتاب شعار زده ست . حرف ها تو مدل های خیلی تکراری زده شده و فکر میکنم اثر منفی داشته باشه . نهایتا به عنوان جمع بندی کار خیلی ضعیفه ولی من برای تلاش و جرات نویسنده جوون احترام زیادی قائلم.
امتیازم به این کتاب، امتیازم به محتواشه، به اون 50 درصد واقعیتِ آمیخته به داستانش . اونقد درگیر ماجراش شدم اصلا متوجه نثر یا حتی غلط املایی ها نشدم. جزو معدود کتابهایی بود که اواخر داستان رفتم مقدمه ش رو خوندم و یه کم تو ذوقم خورد که 50 درصدش زاده ی تخیل نویسنده ست. ولی خب قبل از خوندن این کتاب هیچ ایده ای راجع به داعش یا سیستم های موساد و اسرائیل و نحوه ی مبارزه ی بین حزب الله و اسرائیل نداشتم. چیز جالبی بود. میتونه قوی تر بشه. ولی من بیشتر درگیر اون بخش های سانسور شده ام. خیلی دوست دارم تهِ تهِ همه ی ماجراهای اینچنینی رو بدون چاشنی داستان ، بدونم
هنگام خواندن با خود میگفتم حتی اگر هم ۵۰ درصد کتاب را نویسنده از خودش نوشته باشد ۵۰ درصد بقیه اش که واقعیت دارد... چیزهایی که در این کتاب خواندم بسیار مرا به تفکر و البته به هیجان واداشت...به یاد آیه ی ۵۶ سوره ی مائده افتادم که می فرماید کسانی که خدا و رسولش و مومنانی چون علی بن ابیطالب را به سرپرستی خود بگیرند حزب خدایند و یقینا حزب خدا در هر زمان و همه جا پیروزند. همانا که از این مصادیق در قرآن فراوان است...معلوم نیست هم اکنون چندین نفوذی میان ما مشغول جاسوسی هستند چون ما فقط خبر از آنهایی که لب مرزهایمان به درک واصل می شوند داریم. برشی از متن کتاب: وقتی برای بازبینی رفتم، داخل صندوق عقب ماشینی با جنازه ی متعفن و بدبوی زنی مواجه شدم. جنازه ی آن زن با گذشت زمان و تابش آفتاب گندیده بود.از طرفی حدودا هفده نقطه از بدن آن زن سوراخ و تخلیه شده بود از جمله چشم ها و شکم و رحم و... از بررسی دقیق زخم ها معلوم بود که اشیایی را از این نقاط برداشته اند که اصالتا متعلق به بدن نبوده است. پس از بررسی معلوم شد این اقدام توسط عناصر رژیم صهیونیستی صورت گرفته است. این جنازه ی (حیفا) یا همان حفصه بود...یکی از ماموران کاربلد و جوان اسراییلی...
سال 96 توی نمایشگاه کتاب خریدمش ده تومان(کاش به جای این کتاب باهاش آدامس خریده بودم). توی کتاب خونه خاک خورد تا امسال که بحثش داغ شد و از چند نفر که فکرشو هم نمیکردم (کسایی که توقع داشتم عاشق کتابی با این موضوع باشن) شنیدم که چه کتاب ضعیفیه. از اونجایی که احتمال نمیدادم من با اون افراد سلیقه مشترکی داشته باشم، خوندمش که به خودم ثابت کنم اونها اشتباه میکنن و انقدرام فاجعه نیست. ولی من از همون نقطه ای که فکر کردم امکان نداره من با این آدمها سلیقه ی مشترک داشته باشم در اشتباه بودم.
کتاب سطحی و بدون شخصیت پردازی، که با وجود اینکه به خیال خودش سنت شکنی کرده و شخصیت زن قدرتمند به تصویر کشیده، جز مردسالاری کثیفی که توش همه ی زن از اینکه ابزار و بازیچه ان کاملا راضی و خشنودن، چیز دیگه ای به تصویر نکشیده. کلا بیشتر حس شست و شوی مغزی داشت تا مطالعه.
همین که همه در حال تکروی هستند و هر کس به یک سمت و یک جهت و یک نفر و یک هدف و یک حکومت و یک دولت و یک جایگاه و یک ایدهی خاص تمایل دارد ، به من میفهماند که همه به سمت تک بودن و یکتایی تمایل شدید دارند. اگر یکی نبود که این یکها را مدیریت کند ، سنگ روی سنگ بند نمیشد و همهی دنیا زودتر از اینها به هم میریخت ، پس هم ((او)) هست و هم یکتاست. اگر یکتا نبود ، کسی از تکبودن ایده و فکر و راه و هدفش دم نمیزد.
کتاب داستان مستند ضد صهیونیزمی تکفیری «حیفا» نوشته محمدرضا حدادپور جهرمی
این کتاب هم مثل «کف خیابون». حتی ضعیفتر از آن ولی خوشدستتر و کوتاهتر.
البته یک چیز برای من عجیب بود و اون هم اینکه با وجود ویراستاری اثر توسط مؤسسه ویراستاران و رسیدن به چاپ شانزدهم در نشر معارف، غلطهای فاحش املایی و حروفچینی هم دیدم. مثلاً قساوت قلب، برخاستن، ضربالاجل و در به صورت قصاوت قلب، برخواستن، ضربالعجل و درب نوشته شده بودند.
خواندن «کف خیابون» جنبهها و نکات مفیدی در تشخیص شرایط فتنهگون میدهد اما خواندن «حیفا» برای اهل کتاب حرفهای، سخت است و نسبتاً هم چیز دندانگیری در پی ندارد. ابعاد مختلف ماجراهای کتاب چه اصل داستان (اینکه یک زن مأمور امنیتی فاحشه اسرائیلی با بزرگان داعش رابطه داشت) و چه رویدادهای حاشیهای آن هم باورپذیر نیست. بر فرض هم اگر باور کنیم، اطلاع خاص و مفیدی به دست نمیدهد.
مستند ضد صهیونیزمی-تکفیری حیفا، محمدرضا حدادپور جهرمی (متولد ۱۳۶۶) چاپ شانزدهم (۳۰۰۰ نسخه)، ۱۳۹۷ قم: نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها؛ دفتر نشر معارف ۱۸۸ صفحه، قطع رقعی، ۱۵۰۰۰ تومان (این هم گرون شده!)
راستی، بهترین کتابی که درباره داعش خوندم، کتاب «ده روز با داعش؛ از درون دولت اسلامی» نوشته خبرنگاری به اسم یورگن تودنهوفر بود؛ خبرنگاری که به درون خلافت اسلامی رفت و از نزدیک پای صحبتشان نشست.
نه که فاجعه باشه ها، ولی واقعن همون یک و نیم اینا امتیازشه برام. و نه امتیاز پایین رو بخاطر محتواش و دیدی که داشت ندادم چون میدونستم دارم چی میخونم. بخاطر اینکه اگه قرار بود مستند باشه چرا آنقدر نامستند بود، و تخیلی و فکر های درونی رو ... رو نوشته بود، درسته که انقدر تخیل خودمون رو قاطی کنیم و به عنوان مستند معرفی کنیم؟ و اازاون ظرف اگه اسم مستند نمیذاشت روش شاید راحت تر میتونست فضاسازی کنه و تخیل رو گسترش بده، چون واقعن به لحاظ داستانی هم ضعیف بود.
یکم هم میتونست یه سری جاها رو یه مدل دیگه بنویسه کمتر کاغذ مصرف بشه.(مثلن اطلاعات اول هر سند که اکثرن چیز به درد بخوری ننوشته بود، خب همه رو تو یه خط مینوشتی.)
ولی خب وقت زیادی نگرفت و یه دیدگاه رو میتونسنی بخونی دیگه. زیاد از حد طولانی ننوشته بود.
در استفاده ابزاری یهودیان صهیون از خانمها در امور امنیتی و اطلاعاتی هیچ شکی وجود نداره
این رفتار هم ریشه دینی براشون داره هم تاریخی که ماجرای "استر" نقطه عطف این قضیه است که الگوی ادامه داری رو ایجاد کرده و در ادامه تاریخ بسیار تکرار شده تا زمان حال
درمورد خود کتاب:
کتاب جذابیه و این جذابیت درکتابهای بعدی ایشون بصورت چشمگیری افزایش داشته و پرداختن ایشون به موضوعات مهم و بروز در مجموعه کتابهاشون قابل تحسینه
اتمام کتاب که نصف روز بیشتر طول نکشید درکل مطالعهاش خالی از لطف نیست
وقتی گفت این کتاب را یک هفته ای بخوان فکرش را هم نمی کردم آنقدر جذاب و گیرا باشد که دو روزه بخوانمش. سریع جلو می رفت اما وقتی به کناری می گذاشتمش و گرم کارهای دیگرم می شدم چیزی از آن با من نمی ماند و درگیرم نمی کرد تا وقتی که به خطوط انتهایی کتاب رسیدم، جایی که عاقبت حیفا را نوشته بود. همان چند خط کافی بود تا تمام کتاب در من جا بماند، همه ی آن چیز هایی که بر حیفا گذشته بود. مدام از خود می پرسم چرا؟ به چه قیمتی؟ برای کدام هدف و برای چه کسانی؟ این چگونه زیستنی ست، بودن و نفس کشیدن اما نه برای خود، برای چیزی در بیرون از خود. تسلیم بودن و مال خود نبودن را دوست ندارم حتی اگر مهم ترین مفهوم آزادی را در خود داشته باشد. نمی دانم چه می شود که گاهی هدفی آنقدر ارزشمند و مهم می شود که آدمی حاضر است برای رسیدن به آن دست به هر کاری بزند و حتی شرافت و شخصیت و هویت خود را بفروشد تا حتی قدمی به آن هدف نزدیکتر شود. نمی دانم چه می شود که گاهی انسان آنقدر مصمم قصد کشتن و نابودی خود را می کند و پس از قتل خود، اینگونه با لذت به دستان خونینش می نگرد. کاش آدمی اینقدر پیچیده و دشوار نبود و کاش ساده و تهی زیستن واقعا ساده بود. بگذریم. در این ژانر قبلا هم کتاب خوانده بودم. نیمه های پنهان ماه برایم دردناک بودند، به خصوص وقتی از ایوب بلندی می خواندم. حیفا اما برایم پر از دلهره و ترس و وحشت بود تا جایی که حس می کردم حتی خواندنش روحم را خراب می کند. با این وجود خواندمش و حین خواندن ایراداتی به نظرم می رسید که مربوط به آن پنجاه درصدی از کتاب است که به گفته ی خود نویسنده حاصل داستان پردازی های اوست. برخی از این قسمت ها اغراق شده و غیر منطقی می نمود که این از مقبولیت داستان می کاست. در کل به نظرم قطعا ارزش یک بار خواندن را دارد.
از طرز ادبیات، روایت و خیالات نویسنده، مشخص است که مریض جنسیست. حیفا روایتیست که نویسنده ادعا میکند واقعیست. روایتی که از چگونگی تشکیل داعش با کمک اسرائیل مثلا پرده برمیدارد. برای مستند بودن زوایای خیالی و مریضگونهٔ زیادی دارد. اما میتواند ۲۰ درصدی هم شامل حقایق بشود. خواندمش تا فقط قدری بیشتر با دید چنین قشر و آدمهایی آشنا بشوم. طبق معمول مثل کبک سر در زیر برف دارند.
موضوع داستان از این قرار است که دختری از موساد به نام حیفا مأمور میشود تا به مخوف ترین زندان خاورمیانه بیاید و با نام مستعاری حفصه روی ابوبکرالبغدادی و عدنانی (از سرکردههای داعش) کار کند و آنها را ترقیب و تشویق کند و باعث ایجاد شدن گروهی به نام داعش به آن همه جنایت در خاورمیانه شود.
و اینکه این کتاب کمتر صحنه های جنسی داره و از این لحاظ بهتر از دیگر کتاب هایش هس
متن بسیار روان و داستان بسیار جذابی داشت. درمورد یک مامور از موساد بود که داستانش از زندانی در عراق شروع میشد و درنهایت به داعش ختم میشد. و اینکه چطور تونستن این مامور رو بگیرن. این کتاب رو فکرمیکنم دو روزه خوندم و در کنار داستان جذابش، اطلاعات خوبی هم ازش بدست آوردم و علاقمند شدم کتاب های دیگه ای رو هم از این نویسنده بخونم.
یه رمان اکشن و جذاب بود. مطمئناً کار اول ۱۰۰ درصد خوب نیست ولی بالای ۶۰ درصد خوب بود اتفاقات بسیار جالب و هیجان انگیزی میافته که در رمان های بعدی تکرار نمیشه و همیشه توی ذهن تون تازه میمونه. همیشه ساخت فیلم اکشن راحت تر از نوشتن رمان اکشنه چون توی فیلم میشه به راحتی نشون داد ولی توی رمان خیلی سخته که بخوای همه اتفاقات رو به خوبی جوری که برای خواننده قابل تصور باشه توصیف کنی. ایشون واقعا در این زمینه خیلی زحمت کشیدند که البته در رمان های بعدی بهتر شدند ولی متاسفانه صحنه های اکشنی که اینجا اتفاق میافته متاسفانه دیگه تکرار نمیشه و به همین دلیل این کتاب در صدر کتاب های آقای حدادپور قرار گرفته.
تا دم در حرم سرا رسیدند. رئیس نگهبان ها از آن مرد پرسید: «این خانم شوهر دارند؟!» -«-فکر کنم بله» -«پس لطفا همینجا محرم بشید.» -«باید چه کار کنیم؟» -«دستت را روی سرش بذار و سه بار تکبیر بگو!» . کتاب خیلی جذاب و خواندنی و پرکششی بود ولی به علت مسائل غیر اخلاقی و جنسی بسیارش خیلی نمیشود به کسی توصیه کرد.
کتاب حیفا روایتی جذاب و گیرا دارد که حتا در برخی صفحات امکان زمین گذاشتن کتاب میسر نیست. اما از نظر من، نویسنده این کتاب یا اسرائیلی است و یا سواد کافی را نداشته. شاید تعجب کنید و بگویید مگر میشود یک روحانی که چندین کتاب ضدصهیونیستی نوشته است یک اسرائیلی باشد؟ بله میشود. ایراد بزرگی که به کتابهای آقای حدادپور وارد است تکیه بیش از حد داستان بر روابط جنسی است. روابط جنسی که نویسنده آن را نصفه و نیمه شرح میدهد که به سکس پنهان معروف است. این نوع توصیف به گفته کارشناسان حتا از دیدن فیلمهای پورن هم تاثیرگذارتر است. چراکه مخاطب رابطه جنسی شرح داده شده را در ذهن خود به کاملترین و زیباترین شکل ممکن بازسازی میکند. چیزی که در فیلمهای مستهجن ممکن نیست. مخاطب پس از خواندن این کتاب و سایر کتابهای آقای حدادپور چندین و چند صحنه جنسی را در ذهن خود ساخته و ذهنی آلوده خواهد داشت. خب حالا شما خودتان را بگذارید به جای اسرائیل. اگر بخواهید ذهن جوانان مومن و انقلابی ایرانی را آلوده کنید چه میکنید؟ مشروب تعارفشان میکنید؟ خیر. یک کتاب جذاب ضدصهیونیستی مینویسید و برایشان میفرستید. چیزی که جوانان انقلابی در ایران ندارند و برایش سر و دست میشکنند. بعد تمام آنچه نیاز است تا آنها را به بیراهه بکشید را در لابهلای صفحات کتاب بگنجانید. آن جوانها به مرور با روابط جنسی شکل گرفته در ذهنشان رشد میکنند و زمینه به گناه آلوده شدن در آنها به مراتب بیشتر از کسانی است که چنین کتابهایی را نخواندند. اگر این موضوع را یک توهم بچگانه تصور کنیم به این نتیجه میرسیم که پس نویسنده سواد کافی را ندارد و نمیداند که این سبک پرداختن به مسائل جنسی چه ضرری به بار خواهد آورد.
بسیاری از نظرات رو از خوانندگان محترم خوندم کتاب دیدگاه غالبش شناسوندن واقعیات به خواننده با زیباسازی جلوه های بیرونی و واقعی سخت امور ضد اطلاعتی و ضد جاسوسی است. اگر با دید یه رمانخوان حرفه ای نگاه کنیم بله مسلما ایرادهای دوستان بجاست اما شخص خودم با توجه به اسناد واقعی کتاب میل به خوندش پیدا کردم اسنادی مطرح شده که جای دیگه ندیدم و این خیلی جالب و مفیده (البته در صورت واقعی بودن اسناد) . در ضمن واقیعت موضوع حتما درسته متاسفانه سازمانهای اطلاعاتی کشورهای غربی و خصوصا اسرائیل بطور باور نکردنی از ماموران زن برای نفوذ در سرزمینهای اسلامی و حتی کشور های متحد خودش!! استفاده میکنه لذا خوانندگان هیچ گونه شکی در موضوع تاثیر گذاری یک دختر کم سن به این گونه امور نداشته باشند این افراد از دوره های ابتدایی در مدارس خاص جمع اوری اطلاعاتی و امنیتی درس می خونن و تا سن جوانی افعی هایی میشن که تز فارغ تحصیلیون یه عملیات خراب کاری در یه کشوره دیگه است! البته نه تنها اسرائیل کلیه کشور ها ایجور دانشجو ها رو دارند همین عراق همسایه در دوره صدام در ابتدای جنک چندین دانشجوی خود را در خرمشهر بوسیله نیروهای ایرانی از دست داد و وقتی بازجویی شده بودند گفته بودن برای تز پایان تحصیلات شون و انجام یک عملیات اطلاعاتی وارد ایران شده بودند. !!! در نهایت این رمان برای بازشدن فکر ما به عرصه های نفوذ در گوشه کنار گوشمان، معلم خوبی هستند .
کلا کتابهای آقای حدادپور جهرمی چند تا ویژگی داره. اولی اینکه روایت جذابی داره. دوم مسئلهای کتاب به اون میپردازه یک رنگ رو بوی از واقعیت برده و ارجاعاتی هم به اتفاقات امنیتی واقعی داره که شبهی واقعی بودن داستان رو در دل شما ایجاد میکنه. سوم عنصر سکس و فانتزیهای سکسی در قسمت های داستان وجود داره. من هیچ کتاب دیگهای جز کتابهای آقای حدادپور جهرمی نخوندم که اینقدر واضح به مسائل جنسی و صحنههای جنسی پرداخته شده باشه. این استفاده ابزاری از سکس توسط یک روحانی در داستان های اطلاعاتی کمی مشکوک بنظر میرسه. در حقیقت آقای جهرمی در تمام کتابهای خودش از گفتمان رسمی نظام حمایت میکنه و همین نظام برای افزایش جذابیت روایت اجازه چاپ صحنههای جنسی کتاب را میدهد. نکته چهارم این است که خلاهای داستانی عجیب و غریب درکتاب وجود دارد و با کمی دقت میتوان به این نتیجه میتوان رسید که نویسنده درک خیلی خیلی کمی از مسائل پیچیده امنیتی دارد. نکته جالب این است که خود نویسنده به این نافهمی خود، آگاهی دارد و این مسئله را بارها در مصاحبههای خود به صحرات اعلام کرده است. راهکار نویسنده برای پوشاندن این مشکل استفاده از نکات یک تا سه (که در همین متن به آن اشاره شد) استفاده میکند. در مقام نتیجهگیری باید بگویم که اساساً هدف محمدرضا حدادپور جهرمی از نگارش این دست کتابها دفاع از گفتمان رسمی ج.ا است.
یک مستند داستانی هیجان انگیز که با دقت فراوان نگاشته شده و نویسنده خیلی عالی توانسته خواننده را جذب کند. خواندن این مستند داستانی را به همه پیشنهاد میکنم هم به دلیل جذبه ادبی و داستانی کتاب و هم به خاطر بیان حقایقی که انکار ناپذیر هستند و مستند.
این کتاب به داستان دختر دورگه اسرائیلی- عربی که با سه خواهر دیگرش در اداره متساوا وابسته به دستگاه جاسوسی موساد در اسرائیل رشد کرده و به مأموریتهای اطلاعاتی- امنیتی میپردازند. در هر ماموریت اسمی برایشان انتخاب میشود، مهمترین ماموریت این دختر صهیونیست را که تشکیل داعش است. نویسنده در این داستان، دستگاههای مختلف جاسوسی اسرائیل را معرفی و اهداف و ماموریتهای هر یک را از ابتدای پیدایش تا کنون بیان میکند. این چهار خواهر با یکدیگر ارتباط چندانی ندارند و پدر و مادری ندیدهاند و در فضای خانواده هرگز حضور نداشتهاند و از ابتدا یک مأمور اطلاعاتی و امنیتی تربیت شدهاند. «حیفا» را از طاقچه دریافت کنید https://taaghche.com/book/94182
اگه میخواید از میزان دست داشتن اسراییل توی همه ی ظلمای جهان پراتون بریزه حیفا بخونید!
یه انتقاد به ریویو های بقیه دوستان که به چشمم میخورد این بود که اکثرا اتفاق نظر داشتن که مزخرفه چون ۵۰ درصدش واقعیه!😐 شما هر جای دنیا هر اثری که بر اساس واقعیت ساخته شده چه فیلم، سریال، کتاب و... رو که ملاحضه بفرمایین می بینین که نویسنده یا فیلمنامه نویس با یه واقعیتی طرفه که شاید ۵۰ درصد یا حتی کمتر بتونه یه داستان رو شکل بده و برای اینکه اون واقعیت به شکل داستانی در بیاد صد در صد و باید بهش شاخ و برگ بده! چه اثر خارجی چه داخلی! برای همین گارد تعصبی بعضی از دوستان رو واقعا متوجه نمیشم! به نظرم اثری بود که فوق العاده براش زحمت کشیده شده بود و من که خیلی دوسش داشتم