توی سرچهای اپلیکیشن طاقچه به این رمان برخوردم و با توجه به نظراتش تصمیم گرفتم بخونم... روند داستان خیلی جذابه و خواننده رو همراه میکنه... خصوصا آشنایی با هیتاش، که خیلی خیلی هیجانی بود (خوب میشد نویسنده میگفت همهش تخیلیه یا نه، رگههایی از واقعیت هم توش بوده) چیزی که تو داستان خیلی برام جالب بود، صبر گلاب و تلاشیه که برای زندگیش میکرد، که واقعا قابل ستایشه، هر آسیبِ جدیدی بهش میرسید، باز دست روی زانوهای خودش میذاشت و بلند میشد. ضمنا ضربالمثلهای خیلییییی جذابی داخل متن استفاده شده بود که کلی خنده روی لب آدم میاره😁 . اما ایراد خیلی بزرگی کتاب داشت که به خاطر اون، فقط دو ستاره بهش میدم، اشکالاتِ نگارشیِ خیلی زیادیه که تو نوشتار وجود داشت... از رمانهای اینستاگرامی و تلگرامی انتظار نمیره اینها رو رعایت کنن ولی وقتی یه رمان منتشر میشه و اسم یه انتشارات میاد روش، انتظار میره ایرادِ نگارشیِ فاحشی مثل ۱. عدمِ رعایتِ #هکسره ۲. عدمِ اتصالِ ضمیرِ متصل (که بعضا با نیمفاصله نوشته شده بودن) ۳. به کار بردنِ نادرستِ کسره به جای ه در آخر کلمات (که در اونجا نقش فعل داره)، توش نباشه!! امیدوارم نویسندهی محترمِ کتاب که قلم بسیار عالی دارند در پی اصلاح این مورد باشن. البته در خیلی جاها هم با نوشتن کسره، خواننده رو در جهت خوانش بهتر یاری کرده بودن که خوب میشد در تمام موارد، این اتفاق می افتاد. در کل از داستان راضی بودم و مایلم کتابهای دیگهی نویسنده رو هم بخونم.