عنوان جدید کتاب هست دلهره های کودکی برخلاف بقیه کتاب های روانشناسی که پر از نظریه و اسم های روانشناسان هست این کتاب درباره کودکی میگه و اسیب هایی که در دوران کودکی از سوی والدین بهمون میرسه و در بزرگسالایی به گونه ای آنها را به صورت ناخوداگاه ادامه میدیم و این چرخه ادامه پیدا میکنه تا زمانی به احساساتمون اگاه بشیم و دردی که در کودکی تجربه کردیم ازش فرار نکنیم و تخلیه احساساتی داشته باشیم کتاب خیلی روان و ساده هست و مطالب مفیدی داره که خالی از لطف نیست خوندنش :)
«درام کودک با استعداد بودن و جستجو برای خود واقعی» که در سال 1979 در آلمان و 1981 به زبان انگلیسی چاپ شد، دیدگاه تازهای از موقعیت کودکان تحت آموزش رایج والدین (در اروپای بعد از جنگ) ارایه داد که با نگاه همکاران او در رشته روانکاوی کاملا متفاوت بود. در این کتاب که نخست با نام زندانیان کودکی چاپ شد میلر به بررسی تروما و بدرفتاری کودکان توسط والدین پرداخت و قدرت والدین و تنبیه جسمی و روانی را کانون اختلال در کارکرد کودک و بعدها در بزرگسال دانست.»
کتاب درام کودک با استعداد بودن همون دلهره های کودکیه که بنظرم دلهره های کودکی با ترجمه سهرابی نیک روان تر و خوانا تره و درام کودک با استعداد بودن خوندنش سخت تر بود.
وقتی با حقیقت خود مواجه شدیم و تجربهاش کردیم، نیاز درونی برای ساختن توهمات جدید و انکارها برای جلوگیری از تجربه آن حقیقت از بین میرود. پس ما میفهمیم که کل زندگیمان را برای فرار از چیزی که دیگر اتفاق نمیافتد، ترسیده و دست و پا زدهایم، البته این مسئله در ابتدای زندگیمان، وقتی کاملاً وابسته بودیم، اتفاق افتاده است.
ترجمه خانم پورجهان بسیار قابل فهم و روانتر هست. با اسم غمنامه کودک تیزهوش از نشر دانژه.