قدرت قصه گویی نویسنده نسبتا خوب است. آبشخور این قصه گویی هم دریای بی پایان سنت و رفتارهای سنتی است. به همین خاطر فکر میکنم هر چه به انتهای کتاب که نزدیک به رزوگار الآن ماست نزدیک میشویم قدرت و جذابیت اثر کمتر میشود و توانایی نویسنده در قصه گویی نم میکشد و به جایش متوسل به بازی های زبانی نظیر به هم ریختگی های زبانی نامه های اسماعیل میشود. شخصیت پردازی ها هم در مجموع جاندار و پخته از آب درآمده اند الا چند شخصیت که نویسنده گویا خیلی سعی کرده زنده از آب درشان بیاورد اما شبیه کلیشه ها و تیپ ها شده اند. این اتفاقی است که وقتی نویسنده به زبان مسلط است می افتد. یعنی در توصیف ها زبان پیشنهادات جالب و رایجی جلوی نویسنده میگذارد. نویسنده هم نمیتواند صرف نظر و نتیجه این میشود که نوآوری در توصیف قربانی تسلط نویسنده بر زبان میشود جاهایی نویسنده سعی کرده امثال و حکم را در کار وارد کند که به افراط افتاده. یک صفحه را من خط کشیدم و شمردم هفت تا ضرب المثل آورده بود به هر حال اگرچه رمان در مجموع میشود گفت رمان خوبی است و خواندنی، اما نه تنها آن طور که حضرت میرشکاک فرموده بودند جزو سه رمان برتر فارسی نیست به هیچ وجه، بلکه شاید به سختی جزو سی رمان برتر بتواند قرار بگیرد
آنطور که انتظار داشتم، دلچسب و خواندنی نبود الکی پیچیده بود و پیچ در پیچ تنها قوت کتاب، زیبایی های گاه و بیگاهِ نثرش بود که خب واقعاً نمی ارزید که به خارش پول خرج کرد و ساعتها وقت گذاشت و شونصد صفحه رو خوند
خب یک رمان که صفحات اولش خوب شروع نمیشود ولی در ادامه حتما شما را جذب خواهد کرد ولی از حوالی صفحه 300 با سرعت زیادی رو به سرپایینی میرود و به تکرار میافتد تا جایی که احساس میکنید نویسنده رمان عوض شده است اما حال خوش بخش اعظم کتاب بخش پایانی را میپوشاند ضمنا برای اولین تجربه رماننویسی یک شاعر کار قابل قبولی بود
رمان «برادر انگلستان» اولین کار داستانی قزوه است که همه او را به شاعریاش میشناسند چه در قالب موزون (دیشب از شما چه پنهان، سر زدم به کوی مستان/گفتم: السلام یا می! گفتم: السلام یا خُم!) چه در قالب سپید (مولا ویلا نداشت). اینجا قزوه مضمونی دارد و محملی برای نوشتن. برادر انگلستان با خوابهای آشفتهٔ راوی در قطاری آغاز میشود که نقبی به گذشته میزند. به استان سمنان و شهر کودکی قزوه میرود، از آداب و سنتهای اوایل قرن قبل میگوید و گاهی عقب جلو میرود. شخصیت کانونیای که قزوه برای او مینویسد اسماعیل است که طی اتفاقاتی که در دورهٔ دانشجوییاش در انگلستان میافتد، مجنون میشود و جملات بیسر و ته شحطگونه مینویسد. داستان را میشود را در دو بخش دید: بخش اول خوابهای آشفتهٔ راوی پریشان و بخش دوم جستجوی پیگیر راوی برای یافتن معنایی از جملات اسماعیل که در مورد «بانوی محجبهٔ کربلا» و «الیاس» میگوید.
این رمان مورد تقدیر افراد شاخصی مانند یوسفعلی میرشکاک و محمدکاظم مزینانی (نویسندهٔ رمان «شاه بیشین») قرار گرفته است. در این رمان تا دل آدم بخواهد بازی زبانی (که شگرد شاعری چون قزوه است) پیدا میشود و گاهی بازی با روایت از جنس فنون نوین داستاننویسان پستمدرن. اگر در ترازوی شاعری که قبلاً دست به کار داستانی نزده باشد به اثر نگاه کنیم، میشود نمرهٔ قبولی به کار داد. اگر شما هم مثل من در اواسط دههٔ هشتاد شمسی اهل وبلاگخوانی بوده باشید، احتمالاً یادتان بیاید زمانی که قزوه در هند زندگی میکرد، شطحگونههایی در وبلاگ «عشق علیهالسلام» مینوشت که بیشباهت به پرت و پلاهای اسماعیل نیست. این بازیهای زبانی تا حدی مرا یاد شطحیات مرحوم احمد عزیزی (مثلاً کتاب «یک لیوان شطح داغ») میاندازد. اما اگر این رمان را در ترازوی ادبیات بگذاریم، باید بگویم که قزوه بیش از اندازه پرگویی کرده است، خردهداستان جدی تقریباً نداشته است و با چاشنی اطلاعات پربار فرهنگیای که او از مطالعات و تجربیاتی داشته خواسته رمان را پر کند.
پینوشت: مدتی قزوه تبدیل شده بود به موضوع طنز شاعران و خیلی از شاعران قزوهسرایی کردند. یکیاش ناصر فیض بود که حتی شعرش را جلوی رهبر انقلاب و قزوه خواند و گفت: «قزوه یک شاعر است اما کاش/هیس… آمد علیرضا قزوه»
شخصا از این سبک رویاگونه (سورئال) رمان اصلا خوشم نیامد. همچنین برخلاف بعضی از خوانندگان، متنهای بلند و عجیب دستنوشتههای اسماعیل برایم جالب نبود. تنها نقطه قوت رمان، بخشهای سنتی بازار و محلههای قدیمی تهران بود که حال و هوای خوبی داشت.
#علیرضا_قزوه را بیشتر به شعر و شاعری میشناختیم و گاهگاهی سفر نامه! حالا اما با رمان #برادر_انگلستان هنر قلمش را به پیش چشم خوانندگان و اهالی کتاب آورده است نمی دانم بگویم برادر انگلستان یک رمان اجتماعی- تاریخی است؛ یا یک رمان سیاسی! داستانی که از روزگار #کودتا ۳۲ شروع میشود و تا همین حوالی مذاکرات هستهای ادامه پیدا میکند! برای کتاببازها #رمان شیرینی است چراکه پر است از واژههای کمیاب و نادر که در دالان تاریخ ذهنمان به فراموشی سپردیم! یکی از هیجاناتی ترین قسمتهای کتاب که مکرر تکرار میشود نثر متفاوت اسماعیل است و به همریختگی آن است و دیگر فضای #سوررئالیسم داخل قطارهای خواب شبانه! ●کمی گنگ نوشتم تا اشتیاق بیشتری ایجاد کنم برای #مطالعهی علاقمندان
This entire review has been hidden because of spoilers.
با اغماض یک رمان متوسط. شاید بتوان گفت که داستان خوبی نقل شده اما شخصیت های داستان قوام نگرفته اند. شما با هیچ کدام از شخصیت ها آشنا نمی اگر وقت اضافه داشتید سراغ مطالعه اش بروید. شوید. کاملا از بیرون به شخصیت ها نگاه شده و احوالات و درونیات شخصیت ها در روند داستان مشخص نمی شود.