احادیثی از کتاب رو اینجا میارم: امام سجاد در دعای بلند مکارم الاخلاق از خداوند اینگونه میطلبد: خداوندا! مرا ثابت قدم و استوار بدار ،تا با ناخالصان و دغلها خیر خواهانه برخورد کنم ، و هرکس از من دوری گزید من به او نیکی کنم ، وبه کسی که مرا محروم کرده بذل و عطا کنم،و با آنکه با من قطع رابطه کرده بپیوندم ، و کسی را که غیبت مرا کرده است به خوبی یاد کنم،توفیقم ده که نیکی را سپاسگزار باشم،و از بدی چشم پوشم و در گذرم.
در حدیثی از پیشوای ششم حضرت صادق چنین آمده است: به خدا و محمد و علی ایمان نیاورده است کسی که هرگاه برادر دینی اش برای رفع نیازی به او مراجعه میکند با چهره ای خندان با او برخورد نکند. اکر رفع حاجتش به دست اوست ،باید به انجام آن بشتابد و اگر کار از دست او بیرون است سراغ دیگری رود و از طریق دیگران،م شکل او را حل کند.
به تعبیر زیبای امیر المومنین: راز تو اسیر توست،اگر آشکارش ساختی، تو اسیر آن شده ای.
امام سجاد در رساله الحقوق در مورد حق کسی که بر شما نیکی کرده و وظیفه ای که در برابر او دارید چنین فرموده است: حق کسی که صاحب نیکی بر توست این است که سپاسگزار او باشی و کار نیک او را یاد کنی و خالصانه بین خود و خدایت در حق او دعا کنیو گفتار نیک در حق او داشته باشی اگر چنین کنی در نهان و آشکار او را سپاس گفته ای و اگر هم روزی قدرت بر جبران داشته باشی نیکی او را جبران کنی.
پیامبر خدا:هرکس فضیلت و مقام یک بزرگ را به خاطر سن و سالش بشناسد و او را مورد احترام قرار دهد خدای متعال او را از هراس و نگرانی روز قیامت ایمن میدارد.
http://sarbook.com/product/339296 موضوع این کتاب اخلاق اسلامی، اخلاق و علوم تربیتی است.در فهرست این کتاب آمده شناخت و مراعات حق دیگران،سلام ومصافحه ،خوش رویی،مردم داری،ادب، رازداری،برخورد کریمانه،عزت نفس،شوخی و مزاح و...این مجموعه ای است از رهنمودهای اخلاق دینی ،معاشرت با دیگران از دیدگاه قرآن و اهل بیت یعنی داشتن یک زندگی مکتبی.البته برای هر بخش کاملا توضیح داده شده و باید اضافه شود که صدق در گفتار، صداقت در کردار انسان را محبوب دل و مورد اعتماد مردم می گرداند و برعکس این، نزد خدا مطرود می سازد.
با کتابهای اخلاقی باید مثل کتابهای طبی رفتار کنیم. باید بگردیم ببینیم درد اخلاقی مان چیست تا درمانش را پیدا کنیم و خط مشی درستش را پیدا کنیم و عمل کنیم. مثلا یک آدم بییخیالی مثل من که هیچ وقت عصبانی نمیشود لازم نیست برود درباره غضب و کنترل عصبانیت بخواند بلکه باید بروم سراغ درد بی خیالی و خمودگی و آن را درمان کنم