این رخداد توی داستان از جراحیهای پزشکی هست به نام lobotomy که در گذشته برای درمان یه سری از بیماریهای روانی استفاده میشد ولی حالا منسوخ شده چون درصد کمی موفقیتآمیز بود. چون لوب پیشانی مغز ظرف رفتارها و شخصیت انسان هست، قطع شدن اتصال عصبهای این لوب باعث میشه فرد شخصیت و اخلاقش رو از دست بده و بیادب بشه. در واقع ربطی به این نداره که فرد قبلا آدم خوشاخلاق و دینداری بوده یا نه و نمیشه سرزنشش کرد. مثل این که یکی چشمهاشو از دست بده و بگن این که قبلا خوب میدید. البته فرد تمایل پیدا نمیکنه دیگران رو مثل خودش بکنه ولی این اختیار نویسندهست که داستان این جوری باشه. توی داستان تکههای طنز جالبی هست که خیلی خوب جا افتادهن. همینطور لحن افراد با توجه به شغل و صنفی که دارن به درستی تغییر میکنه که مهارت نویسنده رو نشون میده.