میراسدالله کارش را به عنوان نویسنده از سال ۱۳۷۲ شروع کرد و آثاری را در زمینهٔ شعر و قصه کوتاه نگاشت. او بهعنوان روزنامهنگار کارش را از سال ۱۳۸۳ درهفتهنامه چلچراغ آغاز کرد و دبیر صفحات موسیقی جهان و هنرهای تجسمی بود. وی همچنین در روزنامههای شرق و اعتماد به صورت پراکنده مطالبی را نگاشتهاست.
میراسدالله اولین نمایشگاه نقاشیاش را در سال ۱۳۷۳ در تهران و در نگارخانه نقش جهان برپا کرد و بعد از آن چندین نمایشگاه نقاشی و عکس و عروسک در کشورهای نیوزیلند و بریتانیا نیز داشتهاست. میراسدالله هم اکنون تهیهکننده تلویزیون فارسی بیبیسی است.
او فیلمهایی در زمینه انیمیشن عروسکی پیکسلیشن و مستند ساختهاست که از آن جمله میتوان به فیلمهای زیر اشاره کرد:
دیو من زنگ انشا (برنده جایزه جشنواره فیلمهای ایرانی در کانادا) بند ناف زندگی در زمان حال (مستندی درباره مهدی سحابی)
جدا دلم خواست که با داستان اولش بمیرم... توی مترو بودم که خواندمش! و بعد دادمش که بغل دستیم هم بخواندش! و بعد بعضی دیگر هم خواستند که بخوانندش! و 4 نفر به غیر از خودم خواندنش و کلی خوششان آمد( به هر حال خانم توکلی، راضی باشین :دی البته میدونم که هستین...) یعنی، عالی بود.