نزدیک داستان دومین کتاب از مجموعه ناداستان نشر چشمه به قلم علی خدایی است. ناداستان روایتی ازتجربه شخصی نویسنده است که خواننده را با خود همراه میکند. روایتهایی واقعی از برخورد نویسنده با واقعیتها، ظرافتها و رویدادهای کوچک و بزرگ زندگی و محیط پیرامونش. کسی که ناداستان مینویسد در حقیقت آیینهای به دست گرفته تا بخشی از زندگی را روبهروی خواننده بگذارد و او را با تجربهها و نوع برداشتش از زیستن همراه کند، به عبارت دیگر ناداستان «عین زندگی» است. علی خدایی نویسندگیاش را با «از میان شیشه، از میان مه» در دهه ۷۰ آغاز کرد و «نزدیک داستان» را در سال ۱۳۹۶ منتشر کرد. این کتاب ۱۷ روایت از زندگی او در اصفهان دارد و این شهر توی همه روایتها با خدایی همراه است. بیشتر روایتها از زمان حال شروع میشوند و بعد از چند خط به گذشته پرتاب میشوند، شما را به گشت و گذار در خاطرات نویسنده میبرند و دوباره به زمان حال برمیگردانند. یک ویژگی خوب روایتهای علی خدایی هم این است که شما را کامل در فضای شخصی نویسنده غرق نمیکنند، بلکه فرصتی میدهند تا شما هم فضاهای خاطره انگیز خودتان را بسازید.
مجموعه داستانها یابهتربگویم تلفیق خاطره - داستان از زندگی نویسنده درسنین ومکانهای متفاوت. بعضی دل نشین ترودل چسب تر . بعضی قطعات برای من چهارستاره بودند وندرتا" دوستاره.کارهای نویسنده رادوست دارم .به ویژه که حوصله پرگویی ندارم واو پرگو نیست.
خواندنش برایم بسیار لذت بخش بود ناداستان هایی که علی خدایی با حس و حالی عموما نوستالژیک تعریف می کند معلوم نیست خاطراتی واقعی باشند یا نه به داستان نزدیک می شوند اما داستان نیستند موجز و بی حاشیه بدون اظهارفضل های ادیبانه سرراست و دلنشین هستند شاید دلیل دلنشینی آنها برای من تعلق خاطر نویسنده به اصفهان و ردپایی که همه قطعه ها از اصفهان در خود دارند نام بردن از اشخاص جاها و اتفاقاتی که می شناسم و بعضاً خودم آنها را زیسته ام ناداستانهایی از اصفهان که گاه حاوی ناگفته هایی از تاریخ و فرهنگ این شهر است
به شدت پراکنده گویی و شروع ها و پایان های ناسازگار. خاطرات شخصی و بیشتر شابهت به فضاهای مجازی تا کتاب. ناداستان، همراه کردن عده ای با خاطره ی شخصی ست به نوعی که تبدیل به خاطره ای جمعی شود وبتوان عنصر تعمیم را به نوعی در آن دخیل کرد. . "هر کسی اصفهان خودش را دارد. اصفهانی که همچنان در او زنده است و جذاب. ما در اصفهان های گوناگون زندگی می کنیم."
امتیاز رو به لذتی دادم که برای من داشت خوندنش و فکر کردن به گذشته و حال تکتک اون فضاها، درگیر شدن با اینکه کجاها رو بلدم و کجاها رو هنوز یادمه حتی اگه کمرنگ شده باشه در حافظهم، کدوم خیابونها به کدوم نقطههای شهر میرسه، و هرکدوم از اونجاها تو ذهن من بیننده و توریست و عاشق دورادور اصفهان چه معنایی داره و تو ذهن نویسندهی جستارها که اصفهان شهر و محل زندگی و عشقشه چه معنایی. وگرنه که جستار/یادداشت/دلنوشتهها اکثرا خیلی شخصی بودن، بعضا پراکنده و زیادی ساختارنیافته و حقیقتا حس میکردی داری دفترخاطرات نویسنده رو میخونی، و خب تمرکز اصلیشون هم که روی نوستالژیبازی و دوگانهی جدید/قدیم بود. اما مسئله اینجاست که حتی این نقاط ضعف هم وقتی محورشون اصفهانه برای من دلنشین میشن. ولی بین تمام جستارهای درهمتنیدهای که مطمئن بودم قرار نیست هویت مستقل توی ذهنم ازشون بسازم و قراره بهزودی زود ازشون فقط یه حس و حال و فضای واحد برام بمونه، یکیش بود، عمارت خورشید، که بهشدت مجذوبم کرد و حالا میدونم کل کتاب رو قراره با این یکی به یاد بیارم. دربارهی دیدارهای خدایی با حقوقی در آخرین روزهای زندگیش، و نسبت خدایی با اصفهان و با حقوقی و با اون بخش از تاریخ شهر که جُنگ رو درون خودش جا میده. که هم موضوعش از همه نزدیکتر بود به چیزهایی که اصفهان رو برای من عزیز میکنن و هم از همهی جستارها منسجمتر و درستحسابیتر نوشته شده بود. خیلی.
https://delsharm.blog.ir/1401/12/17/ndak در «نزدیک داستان» علی خدایی، خاطرات مبهم کودکیاش را با روزهای امروزش در اصفهان تلفیق میکند و با کمک گرفتن از جریان سیال خیال، در این حجم کم ۹۷ صفحهای، نوشتهای را رقم میزند که میشود با آن احساس نزدیکی کرد. کلاً مقولهٔ ناداستانهای دستنوشته اخیراً برایم جذابتر شدهاند. و جالبتر آن که ناداستانهای فارسی شاید به خاطر قرابت فرهنگی بیشتر از انگلیسیها به دل نشستهاند. در این میانه میشود به «مشقهای خطنخورده» از ابراهیم حقیقی (نشر مرکز) و «در کلمات هم میشود سفر کرد» از اصغر عبداللهی اشاره کرد. در مورد کتاب «نزدیک داستان» جاهایی خاطرات نویسنده از سفرهای زیارتی اخیرش به مشهد میگوید که متن نشان از اعتقاد عمیق نویسنده به این مسائل دارد و من هی متعجب نگاه میکنم واقعاً این را نشر چشمه منتشر کرده است؟
اولین کتابی بود که از علی خدایی خوندم. قلم خوبی داره و سرشار از تجربه زیسته است. کتاب حاوی خاطرات جستهوگریختهای از دوران کودکی و نوجوانی نویسنده بر اساس دستنوشتههایش است
اولین کتابی بود که از اقای علی خدایی میخوندم. تعریفشون رو زیاد شنیده بودم. ولی انتظارم خیلی بیشتر از چیزی بود که در این کتاب دیدم. البته شاید ب این دلیل که انتظار داستان داشتم نه خاطرات پراکنده. تنها چیزی که جالب بود در این کتاب تصویری بود که ایجاد میکرد. خیلی خوب جزییات اصفهان به تصویر کشیده شده بود اما از نوع نوشته هایی نبود که من دوست داشتم.
جستار؟ استفاده از لفظ جستار برای این نزدیک داستانها بیشتر شوخیه. همین که نویسنده عنوان نزدیک داستان رو برای نوشتههاش انتخاب کرده نشان از سردرگمی فضا داره. شاید این بلاتکلیفی ذائقهی کسی باشه اما برای من نه. اگر اصفهانی بودم جذابیت نوستالوژیک داشت احتمالاً؛ اما برای من واقعاً نه.
بهترین چیز دنیا نبود. خیلی از یادداشتها کوتاه و بدون عمیق شدن بودن و نمیشد بهشون گفت جستار. صرفا یادداشتهایی از زندگی بودن. فضایی که توش زندگی میکرد حس نوستالژی جالبی داشت و به نظرم همین حس بود که تجربه خوندنش رو کمی لذتبخش میکرد. (اینطوری نبود که کلا ادامه ندم و نیمهبذارمش.) احساس نزدیکی نمیکردم یا نویسنده. البته کسی هم نگفته که باید این حس رو میکردم. صرفا حسمو میگم. شاید از همین جهت خوندنش جالب باشه، نوشتههای کسی رو میخونی که توی کشور خودت بزرگ شده و سنش خیلی ازت بیشتره و از لحاظ زمانی هم فاصله زیادی باهات نداره.
ناداستان هایی که هر کدام داستانی دارند. از اصفهان و خواجو و چهارباغ نوشتن های علی خدایی، صرف یک نوشته نیست. قدم به قدم خاطره است. اصفهان قدیم و جدیدی که مدام از نظرش و خاطرش می گذرد،مغازه هایی که بودند زمانی و حال تنها خاطره ای محو توی داستان از آنها مانده است. کتاب دوست داشتنی ای است.