وقتی باب دیلن جایزه نوبل ادبیات رو برد، خیلیها تو شوک بودن؛ چون همه فکر میکردن این جایزه مخصوص نویسندهها، شاعرها یا آدماییه که کتاب مینویسن، نه کسی که آهنگ میسازه و میخونه. و در مجموع میشه گفت که این انتخاب یکی از بحث برانگیزترین انتخابای تاریخ نوبل بوده و احتمالا خواهد بود
این انتخاب انقدر عجیب بود که وقتی دیلن جایزه رو برد (البته که اولش از پذیرفتنش سر باز زد) گفت که فکر نمیکرد آهنگاش یه روزی همچین جایزهای ببرن.
متن ترانههاش واقعا قشنگ و قویه ولی من خودم به شخصه حتی یه آهنگش رو نمیتونم تا انتها گوش بدم؛ اصلا سلیقم نیست
این کتاب سعی کرده یه سری از بهترین ترانههای اونو جمع کنه و از مترجم باید به خاطر این ترجمه خوبش تشکر کنم چون واقعا ترجمه شعر و ترانه کار سختیه و به نظرم کار خوبی از آب درومده بود
ترانه همچون یک خانه به دوش که یکی از معروفترین آثار باب دیلنه، به عنوان یکی از بهترین ترانههای تاریخ شناخته میشه
روزی روزگاری لباسی زیبا بر تن داشتی مغرورانه به گداها و بیخانمانها کمک میکردی، اینگونه نبودی؟ مردم به تو میگفتند: ای عروسک زیبا! مواظب خودت باش تا تباه نشوی و تو خیال میکردی به سخره ات گرفتهاند همیشه بلند بلند قهقهه میزدی ولی امروز دیگر با صدای بلندسخن نمیگویی... و دیگر آنچنان غرور نداری...
چگونه است این اوضاع؟ اینکه سرپناهی نداشته باشی همچون غریبهای بی کس و کار چگونه است اینکه اکنون همچون یک خانه به دوشی؟
بعضاً که برای نوشتن در مورد یکی (آدما، آثار) اشتیاق دارم شبیه شبهای روشن (یا به قول خودمون بایاض گجهلر) میشم و از قبل از خریدن کتاب در موردش رؤیا میبافم... تا وقتی که بخرمش و قطرهچکاناً، وسط شب و رؤیا بهش دل بدم و ازش قلوه بستونم. زمانی که نوبل ادبیات رو به باب دیلن دادن (تا همین دیروز فک میکردم دو سه سال قبل بوده که نگو هشت سال...) بعضی از رفیقکانِِ اون موقع که خودشون رو مالک عمارت ادبیات میدونستن ناراحت شدن که وا اسفاها، چرا به خواننده؟ و من میخندیدم چون باب دیلن یه اسطورهی بیبدیل توی ترانهسراییه، کسی که ترانه رو به یه فرم ناب هنری بدل کرد. هم شعر گفت هم سیاست بازی کرد و وقتی فرزندای عجیبالخلقهش رو دید در نهایت خودش رو هم انکار کرد. (یاد فیلم ناب تاد هِینز، من آنجا نیستم میوفتم و قسمتِ کِیت بلانشت؛ یهودا) کسی که اسم مجله رولینگ استون از روی ترانهاش برداشته شده و خودِ Like a rolling stone (همچون یک خانه بهدوش) به عنوان بهترین ترانهی تاریخ راک انتخاب شده، که گروه افسانهای رولینگ استونز اسمشو ازش به امانت گرفته. کسی که به آمریکا تاریخ هدیه داده. https://www.youtube.com/watch?v=rVMUe...
در حقیقت کل هدفم (از این رویاپردازی و اینا) پرداختن به یکی از ترانههای عالی باب دیلن بود که با صدای آسمانی جون بایْز جاودانه شده... (چهار خط اول به سادگی قلبم رو تکون داد: شاعرانه، مینیمال و پر از باب دیلن-همون پسربچه سیاهپوست-زیمرمن (توی God، جان لنون یه دونت بیلیو هم به زیمرمن تقدیم کرده؛ آخرین قبل از بیتلز https://youtube.com/watch?v=x4tK2ZkHM... ) که یه روز پرید توی قطار و از دست پدر و مادرش فرار کرد. بعد این فرار توی تمام ترانههاش موند، این رها کردن هرچه باقی مونده...)
Farewell, Angelina The bells of the crown Are being stolen by bandits I must follow the sound The triangle tingles And the trumpets play slow But farewell, Angelina The sky is on fire And I must go
There's no need for anger There's no need for blame There's nothing to prove Everything's still the same Just a table standing empty By the edge of the sea Means farewell, Angelina The sky is trembling And I must leave
The jack and queen Have forsaked the courtyard 52 gypsies Now file past the guards In the space where the deuce And the ace once ran wild Farewell, Angelina The sky is falling I'll see you in a while
See the cross-eyed pirates sitting Perched in the sun Shooting tin cans With a sawed-off shotgun And the neighbors, they clap And they cheer with each blast But farewell, Angelina The sky's changing color And I must leave fast
King Kong, little elves On the rooftop they dance Valentino-type tangos While the make-up man's hands Shut the eyes of the dead Not to embarrass anyone But farewell, Angelina The sky is embarrassed And I must be gone
The machine guns are roaring And the puppets heave rocks And fiends nail time bombs To the hands of the clocks Call me any name you like I will never deny it But farewell, Angelina The sky is erupting I must go where it's quiet https://www.youtube.com/watch?v=0Z_nJ... https://www.youtube.com/watch?v=qcwP2... . قبل از هر چیز من تخصص ترجمه ندارم و صرفاً یه علاقمندم... اولین ترانهای که ترجمه شده بود ترانهی knockin' on heaven's door شروع اینجوریه: Mama take this badge from me I can't use it anymore It's getting dark too dark to see Feels like I'm knockin' on Heaven's door آه مادر، این درجه را از من بستان دیگر به کارم نمیآید. هوا به تاریکی میگراید، آنقدر که دیگر چشمانم سوی دیدن ندارند گویی بر در بهشت میکوبم
برام عجیب بود که مترجم badge رو «درجه» ترجمه کرده بود. به نظرم «نشان» (همون چیزی که شِریف های قدیم داشتن که بارها تو فیلمها دیدیم واژهی بهتریه. بعد این: Knock-knock-knockin' on Heaven's door بر درِ بهشت میکوبم و میکوبم
مترجم اول کتاب گفته که من بر خلاف بقیه ترجیح میدم کتاب رو شاعرانهتر، کلاسیکتر ترجمه کنم تا اینکه زبان عامیانه رو انتخاب کنم. شاعرهای بزرگ معاصر ما هیچوقت از عامیانه سرودن نترسیدن؛ شاملو هیچوقت از نوشتن قوقولی قوقو نترسید، این زیبایی زبانه که به ساحت صدا نفوذ کنه و حس رو شکل بده. به نظرم دو تا «تق تق» نوشتن حس بیشتری منتقل میکرد تا میکوبمهای بسیار. جالبه همهی اینها اساساً توی ژانر موسیقی «فولک» اتفاق میوفته و باب دیلن کسیه که فولک رو به دنیا معرفی کرده و آثارش به سادهگی شاعرانهشون معروفان. انگار خود شاعر نفهمیده که نوشته: ناک ناک ناکین آن... ترانهی دوم: آری، پاسخ در باد است! Wow :))) بامزهترین جای قضیه هم این بود که مترجم توی like a rolling stone کلمهی tramp رو «دلالِ افیون» ترجمه کرده بود. و شاهکار مترجم توی Mr. Tambourine man بود که I'm not sleepy رو «من بیخوابم» ترجمه کرده بود! . اصلاً همهی اینا به کنار، هر کس یه بار باب دیلن گوش بده و لحنش رو بشنوه، اون ساز دهنی دیوونه رو بشنوه، میفهمه که دقیقاً همهی اینا در مورد چیه :) . به خاطر این کتاب همینجوری شانسی توی چند تا از وبلاگها ترجمهی چندتا ترانهی باب دیلن رو خوندم که خیلی بهتر از ترجمههای این کتاب بودند. . در نهایت این زیبایی... https://youtube.com/watch?v=oecX_1pqx... ... And take me disappearing through the smoke rings of my mind Down the foggy ruins of time Far past the frozen leaves The haunted frightened trees Out to the windy beach Far from the twisted reach of crazy sorrow Yes, to dance beneath the diamond sky With one hand waving free Silhouetted by the sea Circled by the circus sands With all memory and fate Driven deep beneath the waves Let me forget about today until tomorrow
Hey! Mr. Tambourine man, play a song for me I'm not sleepy and there is no place I'm going to Hey! Mr. Tambourine man, play a song for me In the jingle jangle morning I'll come following you
همزمان باهاش ترانهها رو توی اسپاتیفای گوش میدادم. لذت وافری بردم و فهمیدم چرا نوبل گرفته. License to kill With god on our side Let me die in my footprints و محبوب ترینم هم: One more cup of coffee
برای منی هیچ شناختی از باب دیلن نداشتم، این کتاب زمینه خوبی برای آشنایی فراهم کرد؛ اما به نظرم ترجمه چندان خوب نبود و می توانست بهتر باشد. این سه ستاره هم بیشتر به خاطر لذتی است که گوش دادن به ترانه ها برایم به همراه داشت.
از اینجور کتابها خیلی خوشم میآید چون نشان میدهند که چهقدر نادانم و چهقدر آدم مهم و جذاب هستند که نمیشناسم و چه آثاری که نخواندم و نشنیدم و ندیدم. باب دیلن برای من یک اسم بود، اما حالا که فهمیدم چهکاره بوده، چطور نوبل گرفته و با خواندن ترانههایش حق را بهکمیتهی داوری نوبل دادم، حس میکنم پیشرفت کردهام. ترانههای باب دیلن، مملو از عشق و جنگاند، دو مسئله که هرکدام مقدم و تالی یکدیگرند و نتیجهاش، هنر است.