Jump to ratings and reviews
Rate this book

مزه‌ی میوه‌ی ممنوعه: گزیده شعر امیلی دیکسون

Rate this book
ترجمه‌های فارسی موجود هرکدام تنها به بخشی از اشعار امیلی، و نه همه‌ی آن‌ها، پرداخته‌اند؛ از این رو سعی شده در این کتاب تعدادی از شعرهایی را که در ترجمه‌های پیشین یافت نشد، در کتاب حاضر گنجانده شود و بعضی شعرهای تکراری از کتاب حذف شود. البته تعدادی از اشعار مشهور امیلی را، گرچه در ترجمه‌های پیشین هم آمده‌اند، در این کتاب نیز آورده شده چون بعضی خوانندگان برای اولین بار با شاعر آشنا می‌شوند و نباید حق خواندن اشعار مشهور و قوی امیلی را از این دست از خوانندگان گرفت.

امیلی اگرچه در زمان حیاتش شعرهایش را چاپ نکرد و گامی در جهت مشهور شدن برنداشت، اما همانطور که پیش بینی کرده بود، شهرت پس از مرگ دامنش را گرفت و وی را در کنار شخصیت‌هایی چون سورو و امرسون قرار داد. به جز زندگی غیرعادی و ارزش ادبی اشعارش، شاید این بی‌آلایشی در شعر و عدم توجه به قیل و قال مردم و منتقدان است که شعر امیلی را اینچنین دلپذیر و دوست داشتنی می‌کند.

90 pages, Paperback

Published January 1, 2016

18 people want to read

About the author

Emily Dickinson

1,567 books6,924 followers
Emily Dickinson was an American poet who, despite the fact that less than a dozen of her nearly eighteen hundred poems were published during her lifetime, is widely considered one of the most original and influential poets of the 19th century.

Dickinson was born to a successful family with strong community ties, she lived a mostly introverted and reclusive life. After she studied at the Amherst Academy for seven years in her youth, she spent a short time at Mount Holyoke Female Seminary before returning to her family's house in Amherst. Thought of as an eccentric by the locals, she became known for her penchant for white clothing and her reluctance to greet guests or, later in life, even leave her room. Most of her friendships were therefore carried out by correspondence.

Although Dickinson was a prolific private poet, fewer than a dozen of her nearly eighteen hundred poems were published during her lifetime.The work that was published during her lifetime was usually altered significantly by the publishers to fit the conventional poetic rules of the time. Dickinson's poems are unique for the era in which she wrote; they contain short lines, typically lack titles, and often use slant rhyme as well as unconventional capitalization and punctuation.Many of her poems deal with themes of death and immortality, two recurring topics in letters to her friends.

Although most of her acquaintances were probably aware of Dickinson's writing, it was not until after her death in 1886—when Lavinia, Emily's younger sister, discovered her cache of poems—that the breadth of Dickinson's work became apparent. Her first collection of poetry was published in 1890 by personal acquaintances Thomas Wentworth Higginson and Mabel Loomis Todd, both of whom heavily edited the content.

A complete and mostly unaltered collection of her poetry became available for the first time in 1955 when The Poems of Emily Dickinson was published by scholar Thomas H. Johnson. Despite unfavorable reviews and skepticism of her literary prowess during the late 19th and early 20th century, critics now consider Dickinson to be a major American poet.

For more information, please see http://www.answers.com/topic/emily-di...

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
3 (21%)
4 stars
3 (21%)
3 stars
5 (35%)
2 stars
3 (21%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 6 of 6 reviews
Profile Image for Saeed.
59 reviews5 followers
December 4, 2020
عشق همچون زندگیست، فقط طولانی تر

__________________________________________

معنای آب با تشنگی درک می شود

زمین را__ سرگشتگان دریا می فهمند __

و شادی را__ رنجدیدگان __

قدر صلح را __ به روز جنگ می توان فهمید __

عشق را در کنار سنگ مزار عزیزان __

و پرندگان را به هنگام برف

__________________________________________

دیوانگی چو از حد بگذرد خدایی ترین عقل است

در پیش چشمان روشن بینان

و عقل چون از حد بگذرد

هویدا ترین دیوانگیست

اما چه میتوان کرد که این جا هم

اکثریت مثل همیشه غالب می شود

گر همرنگشان شوی عاقل می شوی

و گر لحظه ای در کارشان درنگ و اندیشه کنی __

فورا خطرناک می شوی

و زنجیری به دست و پایت بسته می شود

__________________________________________

برای نفرت وقتی نداشتم

زیرا که گورم مرا باز می داشت

و زندگی آنچنان زیاد نبود

که بتوانم دشمنی را ریشه کن کنم

برای دوست داشتن هم زمان نداشتم

اما چون می‌بایست کاری می کردم

با خود گفتم،

درد کوچک عشق ما را بس

__________________________________________

می‌گویند که "زمان دردها را مرهم می نهد" __

زمان هیچ گاه مرهم نبوده __

درد راستین در گذر زمان قوی و قویتر می شود

چنان قوه ی آدمی که با عمر فزونی می یابد __

زمان بوته ی آزمایش و بلاست __

و نه داروی دردها

چه اگر زمان درمان بود __

تا حال دردی نمانده بود __

__________________________________________

گر بتوانم دلی را ز شکستن باز دارم

بی گمان زندگی بیهوده نبوده

گر بتوانم از درد زندگی ای بکاهم

یا زخمی را مرهم نهم

یا پرنده ی شکسته بالی را

در بازگشت به آشیانه اش یاری دهم

آنگاه می گویم که من بیهوده نزیسته ام

__________________________________________
دری ناگاه در خیابانی باز شد __

منِ گمگشته __ از کنارش گذشتم __

از لای در ، پرتوی از گرما آشکار شد __

و پرتوی از ثروت و همدلی

در __ پس از آنی بسته شد __ و من __

منِ گمگشته __ از کنارش گذشتم __

گمگشتگی ام دو چندان شد __ ازین دوگانگی __

و از شناخت سیه روزی ام __

__________________________________________

هیچ کشتی ای چون کتاب

نمی‌تواند

ما را به خود به سرزمین های دوربرد

و هیچ سمند تیزپایی

نمی‌تواند چون شعری مغرور __

ما را بر پشت خود بنشاند

تهیدست ترین مردمان هم می‌توانند

بی هیچ رنجی به این سفرها بروند __

چه ارزان است این ارابه

که روح آدمی را حمل می‌کند

__________________________________________

این که عشق همه چیز است

همه ی آن چیزیست که از عشق می‌دانیم

همین بس است ما را ،

زیرا

در جام به قدر لبریز بریزند

__________________________________________
Profile Image for امیرمحمد حیدری.
Author 1 book75 followers
August 13, 2022
خیلی بهتر از چیزی بود که فکرش را می‌کردم. اوایلش، دیکنسون برایم صبغه‌ای شبیه به ویرجینیا وولف داشت؛ مملو از ظرافت و طبیعت‌گرایی بیش‌ازحد. اما اگر نوع شعاری شعر غرب را_که صرفاً به‌علت غنای شعر داخلی این‌چنین به‌نظرم می‌آید_ را مورد اغماض قرار دهیم، شعر دیکنسون، انعکاس روح طغیان‌گر آمریکایی‌ست که در جنگ صلح را، در زندگی زیبایی را و در دروغ انسانیت، حقیقت را باز می‌یابد.
Profile Image for Nasrin M.
96 reviews31 followers
October 16, 2021
دل ابتدا لذت می طلبد
سپس خود را از درد معذور می دارد
و سپس به آن تخدیرکننده های کوچک دل خوش می کند
که دردها را می کشند
سپس از به خواب رفتن شادمان می شود
سپس اگر اراده صاحبش اجازه دهد
از آزادی مردن

--------------------

من در هراس زیستم
آنهایی که این انگیزه را می شناسند
می دانند که به هنگام خطر
انگیزه های دیگر
بی جانند و بی اثر

ترس اما به سان مهمیزیست برای روح
که او را به پیش می راند
و اگر این شبح در پسش نباشد
روح به آغوش نومیدی می شتابد
Profile Image for Bahman Bahman.
Author 3 books245 followers
June 23, 2022
آسمان دیگری هست
دائم آرام، صاف و زیبا
آفتاب دیگری هست
گرچه تاریک باشد آنجا -
غصه مخور برای بیشه های پژمرده
و کشتزارهای خاموش افسرده -
اینجا جنگل کوچکی هست
با برگهایی همیشه سبز -
اینجا باغ شاداب‌تری هست -
که هرگز منجمد نشده
از داخل گلهای همیشه شکوفایش
شنیدم از از زنبوری شاد این زمزمه را
بازا برادر بازا
برگرد و به باغ من بیا


برگی، گلبرگی و خاری
در یک صبح معمولی تابستانی
و شیشه‌ی شبنمی
و یک یا دو زنبور
و نسیم بازیگوشی
میان درختان
دوست دارم گل سرخی شوم در این میان
Profile Image for Nedasaffari.
41 reviews1 follower
October 7, 2022
برخی اشعار بسیار عمیق و برخی دیگه بسیار سنگین بود نه به لحاظ فهم، مترجم به خوبی از پس ترجمه دقیق و درست برآمده بود به لحاظ دوره زمانی نگارش اشعار و تناسب بین اشیا و نوع نگاه شاعر.

🤫امیلی دیکنسون جداّ که شخصیت عجیبی داشته.این رو به وضوح در اشعارش میشه دید.

https://taaghche.com/book/77209/%D9%8...
Profile Image for Zahra Jafari.
18 reviews5 followers
Read
January 18, 2023
دیکنسون رو خیلی دوست داشتم اما نمیدونم اینجا مشکل از ترجمه بود یا اینکه من با این شعرها ارتباط نگرفتم که احتمال اولی برام پررنگ‌تره.
اصل شعر هم تو کتاب نبود که بشه فهمید.
Displaying 1 - 6 of 6 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.