او با مدرک لیسانس علوم سیاسی از دانشگاه تهران، برای تحصیل در رشتهٔ فلسفه و سینما در دانشگاه سوربن به فرانسه رفت. وی پیشهٔ ادبی خود را از دههٔ ۱۳۴۰ و با چاپ داستانهای خود در مشهد آغاز کرد. وی که از بیماری سرطان رنج میبرد بعد از دو بار اقدام ناموفق به خودکشی، سرانجام در ۲۱ اردیبهشت سال ۱۳۷۵ در روستای جواهرده رامسر، خود را از درختی حلقآویز کرد.
آثار: * سفر ناگذشتنی * دو منظره * چهارراه * تالارها * شبهای تهران * خانه ادریسیها
چهار اثر نخست در مجموعهای با نام با غزاله تا ناکجا در سال ۱۳۷۸ توسط نشر توس منتشر شدهاست. کتاب خانه ادریسیها سه سال پس از مرگ غزاله، جایزه بیست سال داستاننویسی را از آن خود کرد.
دوستانِ گرانقدر، این داستان عجیب و البته کوتاه، در مورد دختری به نامِ «نیر» است که پس از مرگ پدر و مادرش، به همراه دو برادر دیوانه اش به نامهای «محمود» و «حامد» در یک خانه زندگی میکنند... برادرها هر دو از خواهر حرف شنوی دارند و هر دو عاشق خواهرشان هستند شبی برفی هر سه از خانه بیرون میروند... دو برادر دیوانه با هم بر سر یک بازی مسابقه میگذارند... مسابقهٔ بوم غلتونک... روی زمین بغلتند و هرکه زودتر برسد سمت خواهرشان برنده است... «محمود» زودتر رسید و «نیر» شروع به تشویق او کرد... «حامد» حسودی کرد که شاید «نیر» برادرش را بیشتر از او دوست دارد دو برادر با هم درگیر شدند و وحشیانه یکدیگر را زدند و ناگهان «حامد» ................عزیزانم، بهتر است خودتان این داستان را بخوانید و از سرانجام آن آگاه شوید... برادرها برای آنکه به تنهایی جفتِ خواهرشان باشند، چه کردند!!!۰ ----------------------------------------------- امیدوارم از خواندنِ این داستان لذت ببرید «پیروز باشید و ایرانی»