رز آ'جا دفن شده -شده بود- موشهای درشتی که آن حوالی پرسه میزنند احتمالا اندکی بعد از دفن، جسدش را کاملا جویده و خوردهاند. البته فکر کردن به این موضوع حس خوبی ندارد اما حقیقت دارد؛ موشها دندانهای تیز و بزرگی دارند راحت میتوانند یک تابوت چوبی را بجوند و داخلش شوند مگر این که استطاعت داشته باشید برای عزیز از دست رفتهتان تابوت فلزی بخرید. من استطاعتش را نداشتم؛
ترجمه یکی از داستان های این کتاب که midnight meat train باشه (قطار نیمه شب گوشت) رو با نسخه اصلی مقایسه کردم. خیلی کاستی داشت نسبت بهش. هم حذفیات زیاد داشت هم وفادارانه نبود چندان. هر چند مفهومو رسوند، ولی خب قشنگی داستان ترسناک به توصیفشه. بهرحال. چیزی نبود که از حسین یعقوبی انتظار داشتم. یه قسمت از متن و ترجمشو میذارم که تو ترجمه یه جاهاییش حذف شده و بقیه جاها هم درست ترجمه نشدن و اصلا زیبایی متن اصلی رو نداشت.
He was a night-stalker: like Jack the Ripper, like Gilles de Rais, a living embodiment of death, a wraith with a human face. He was a haunter of sleep, and an awakener of terrors.
او یک فرا انسان بود، یک شکارچی شب، درست مثل جک شکم پاره کن. اون یکی از بدترین کابوس های آدم های عادی آن پایین بود.