۳۵۳
دیلاق: این عاشقیته که توش زهرماری قاطی داره
عیوض: درست میشه
دیلاق: تا ترسم بهش نمیشه. می دونم
عیوض: پیرم برسی. می خوای چی کار؟ میخوای بهش بگی قرمه سبزی واسه شام و آبدوغ واسه ناهار فردا و فسنجون واسه شامش و حلیم بوقلمون واسه فردا صبحش یادش نره؟
دیلاق: نگو نگو آق عیوض. این از اون هاش نی
عیوض: از ما گفتن
دیلاق: اوستایی درست. ولی عاشقیا مایه صیغه دیگه س
عیوض: همه هم همینو میگن. خنده داره. نه؟
دیلاق می گرید: من که خنده ام نمیاد
۴۲۲
گوشت تن آدمیزاد، وقتی کباب میشه، بوی زُخم استخوانپیچی داره. تا ته مغز آدم میره و میسوزونه. انقدر اذیتت میکنه تا بهش عادت کنی. وقتی بهش عادت کردی میتونی عق نزنی! چون دیگه حسش نمیکنی. بهش عادت که کردی، دیگه نمیفهمیش. بعضی وقتها فکر میکنم این هیتلر عجب دلی داشته! کورههای آدمسوزیشو میگم. همهرو میکرده تو کوره و یه کبریت؛ اونوقت همون بو! لابد اون هم بهش عادت کرده بوده وگرنه همه جای آلمانو استفراغ هیتلر میگرفت! البته شنیدم مزاج آلمانیها ضعیفه... خودشون نمیدونن این مال مزاجشون نیست! مال بوی کباب آدمیه که تو هوای آلمان هنوز پیچ میخوره