در ابتدا باید بگم که این کتاب نقد، تفسیر یا خلاصه آثار هومر یعنی ایلیاد و ادیسه نیست بلکه میشه گفت لذت هومر خوانی رو بیشتر میکنه. کتاب در سه بخش ایلیاد، ادیسه و آواشناسی تهیه شده است. در دو بخش اول شروع به گفتن خلاصهای از متن دو کتاب میکنه و توجه مخاطب را به ظرایفی جلب میکند که حس میکنه خوانندهی دو کتاب اصلی توجه کمتری به آن داشته است.
در بخش اول که شامل ایلیاد میشود خلاصهای نسبتا کوتاه (به گفته خود نویسنده، یک دهم 24 کتاب اصلی) ذکر شده است که خواندن آن خالی از لطف نیست چرا که بنظر میاد نویسنده کتاب اشراف کاملی بر مطالب داستان ایلیاد داره و نکات جالب توجهای ذکر میکنه؛ از جمله: چرا هرا، آتنه و پوزیدون در جنگ تروا جانب داری مردم آخایی را میکنند و بر ترواییان میتازند؟ و چرا آفرودیته طرفدار ترواییان و خصوصا پاریس است؟ یا چرا تمامی نبردها به طول و تفصیل ذکر شدهاند؟ جدا از ذکر خلاصه داستان نویسنده هیچوقت به سمتی نمیره که بخواد تفسیری اخلاقی یا الاهی از داستان ذکر بکنه و صرفا به نشان دادن زیباییهای ادبی و نگاهی زیباییشناسانه به کلیت داستان کفایت میکنه مگر در مواقعی که مختصرا و در حد تک جمله ذکر میکنه که نقش خدایان در آثار هومر چیست؟ یا گاها بعضی از دیالوگهای ایلیاد چه تاثیری بر جامعه سیاسی پس از خودش گذاشته؟
در بخش دوم که شامل ادیسه میشود، خلاصهای کوتاهتر از بخش اول مینویسد چرا که معتقد است تمام داستانهای اولیس را همه میدانند و گفتن آن لزومی ندارد. اما این بار میکوشد تا ادیسه را با ایلیاد مقایسه کند تا اثبات کند که ادیسه رو هم خود هومر نوشته. اما این بار هم به نگاهی زیباییشناسانه ادبی کفایت میکند دارد مگر باز هم درحد چند جمله در باب نمادگرایی سفرهای اولیس.
در بخش سوم که به آواشناسی سرودهای هومری میپردازد درواقع ترجمه اثر نتوانسته است مطلب را ادا کند که این البته ایراد از ترجمه نیست و بنظرم به کل نمیشود این بخش را لاقل به فارسی ترجمه کرد (مگر اینکه کسی اشعار هومری را از یونانی به فارسی ترجمه کند.).
در کل کتاب برای مرور این دو اثر، کتابِ جالبی میتونه باشه ولی اگر ایلیاد و ادیسه رو نخوندید این کتاب چیزی برای گفتن نداره. ایلیاد و ادیسه
سری کتاب های جیبی و جمع و جور "نسل قلم" که شرح احوال، زندگی و آثار، و گهگاه نظر منتقدان متعدد در مورد یک نویسنده است، با مترجمین زبردست در زبان فارسی، کاری ست ستودنی و قابل تحسین، کمبودی که در ادبیات فارسی مشهود بود، و متاسفانه، و به احتمال قوی به دلیل شرایط، متوقف ماند. به نظر می رسد این سری آثار، به همت خشایار دیهیمی و یکی دو تن دیگر از اهل قلم در ایران شکل گرفته باشد. با تشکر و سپاس از این تلاش ادبی سترگ