بخش های کتاب: مقدّمه نگاهی به سنّتهای عزاداری محرّم در هند مراسم نیمه شعبان در لکهنو نگاهی به 19 و 21 رمضان و آیینهای آن در میان شیعیان هند امامباره و درگاه: زمینهای برای همزیستی هندوها و شیعیان از امامباره تا عاشوراخانه: مردمشناسی مناسک سوگواری حسینی در شبهه قارّه هند نگاهی به نماد ببر در فرهنگ شیعیان جنوب هند معرّفی کتابی تاریخی در مورد زندگی شیعیان هند «مشاهداتی از مسلمانان هند» خاطرات خانم میرحسن علی از شیعیان اوده
خلاصه کتاب: مقدّمه مبادله فرهنگی میان ایران و هند، اغلب از سمت ایران بوده است. عمده مطالعات هندشناسی در ایران، با نگاه ادبی، عرفانی یا فلسفی بوده استو تفکر و تحقیق علوم اجتماعی در ایران گرفتار نوعی غربزدگی جغرافیایی شده است. فرهنگشناسی و مردمشناسی هند، میتواند کمک شایانی به شناخت بهتر تاریخ و میراث مسلمانان و حکومتهای اسلامی و هویت شیعی کند. بیشتر پژوهشهای شیعهشناسی فرامرزی، به سمت عراق و لبنان بوده است. این کتاب، خلاصه و بخشی از پایاننامه دکتری نویسنده در هند، درباره آیین مناسکهای شیعی(محرّم، شعبان و رمضان) مردم آن دیار است. نگاهی به سنّتهای عزاداری محرّم در هند در گذشته زبان فارسی، زبان دربار بوده است و این به خاطر حکومتهای ایرانی در هندوستان است. مهاجرتها و از همه مهمتر، مهاجرت علما به هند، در گسترش زبان فارسی و فرهنگ ایرانی و شیعی تأثیر بسزایی داشته است. البته زبان فارسی رفته رفته جای خود را به اردو داد. زبان «اردو» را نظامیان شاه عبّاس ساکن «اردوگاه» که کلمات زبان فارسی را در قالب و ساختار رسمالخط زبان هندیها به کار میبردند، به وجود آوردند. نفوذ انگلستان باعث شد که دیگر زبان فارسی به طور کامل جای خود را به اردو بدهد. هنوز هم اشعاری به فارسی در عزاداریها خوانده میشود، که بیشتر از مداحان جدید ایرانی گرفته شدهاند. روز عاشورا در سرزمین هفتاد و دو ملّت، سهم مناسک شیعیان یک درصدی در هندوستان است. در این روز، دیگر ادیان و اقوام هم دست از کار میکشند و در عزاداریها شرکت میکنند. عصر عاشورا، روضه زنانه دارند و حتّی یک مدّاح زن مشهوری در هند هست که هندو است و برخی از هندوها اماام حسین(ع) را از خدایان و یا از تجلّیات ویشنو میدانند! اعتقاد عجیبی به رخدادهای معجزهگونه دارند و علائم و مکانهای زیادی را منسوب به حضور چیزی از معصوم(مانند پر خود حضرت عبّاس روی علم و ...) دارند. عزاداریها با آغاز محرّم و از بزرگترین امامبارهها شروع شده و به کوچکترینها و در نهایت خانهها تا هشتم ربیعالاول یا عیدالاضحی ختم میشود. امروزه زبان فارسی به کلّی از گویش ایرانیهای هند از میان رفته است و اردو صحبت میکنند. علّت حضور بسیار کمرنگ فرهنگ عزاداری ایرانی در هند، حضور فراگیر و گوناگون هندیها در عزاداری است و باعث میشود این مناسک به شکل بومی تداوم پیدا کنند. به همین خاطر در هر منطقهای عزاداریها شکل خودشان را دارند. نماد محوری عزاداریشان، «تعزیه» است. تعزیه به معنای نمایش نیست؛ بلکه بارگاههایی شبیه بارگاه اولیا است. در هندوستان تعزیههای زیادی با مقیاس حرم امام حسین(ع)، امام علی(ع)، مسجد کوفه و ... ساخته شدهاند. به ایستگاه صلواتیها، سبیل میگویند. روز هفتم محرم متعلّق به حضرت قاسم و هشتم متعلّق به حضرت عبّاس است. جلوس حنا برای حضرت قاسم، مراسم ماتم بر روی آتش، قمه و زنجیر تیغی زنی و ... دارند. روز عاشورا به طور نمادین تعزیهها را دفن میکنند. عصر عاشورا که از صبح چیزی نخوردهاند، فاقهشکنی با پلو قیمه دارند. دکتر خواجهپیری که سیسال است در هند زندگی میکند، مهمترین متخصّص فرهنگشناسی شیعی و اسلامی در هند است. با توجّه به اختلافات بومی در هند، نامهای متفاوتی برای محافل و مکانهای اختصاصی عزا دارند؛ عاشوراخانه، امامباره، دربار حسینی و ... مراسم نیمه شعبان در لکهنو عزاداری شیعیان لکهنو در محرّم، به شکل جریان سیّال محلّهای است و در واقع هویت شیعی هندی، به شهرها و سپس به محلّات خرد میشود و نمادها و محافل متفاوتی پیدا میکند که فرصتی است برای ابراز هویت. اجتماعات مناسکیشان عبارت است از: 1- محفل؛ که شعرخوانی و بیشتر مولودیخوانی است. 2- زیارت؛ فردی و جمعی امامبارهها و روضهها(که شبیه روضههای ائمّه ساخته شدهاند) 3- جلوس؛ معادل عزاداری ایرانیان. هدایت جریان فرهنگی، مردمی است و روحانیون و ذاکرین در همان چارچوباند. سیر کلّی برنامه نیمه شعبان:(شروعها متفاوت است ولی پایانشان یکی است) 1- مجالس و محافل شعرخوانی و مولودیخوانی 2- زیارت امامبارهها، قبور نیاکان و علما 3- توزیع غذا و خوراک نذری 4- عریضهنویسی و انداختنش در رودخانه از زیارت گذشتگان به امید به منجی آیند ختم ممیشود و در واقع یک حرکت اعتقادی است به همراه امید اجتماعی. حسینیه غفرانمآب(از شاگردان وحید بهبهانی) یکی از مراکز اصلی و زیبا و باشکوه است. در قبرستانش، او و نسل عالمش(از جمله میرحامد حسین، نوه ایشان) و به تبع آنها، دیگر علما، سادات، بزرگان، درباریان، رجال سیاسی و ... نیز مدفون هستند. یکی از مراسمهایشان کشتی یا بجرا است که با متّصل کردن چندین قایق به هم، اتاقکی بر روی آب ساخته و از ساحل مهدی تا ساحل راج آن را حرکت میدهند. شیعیان در شب نیمه شعبان به جشن و شادی و مولودی و ترقّهبازی و توزیع و خوردن غذاهای نذری میپردازند. امّا اهل تسنّن این شب را شب برات و قدر میدانند و به دعا و راز و نیاز پرداخته و فردایش را هم روزه میگیرند. نگاهی به 19 و 21 رمضان و آیینهای آن در میان شیعیان هند یکی از پدیدههای منحصر به فرد در لاکهنو، ساختن بارگاههای مشابه زیارتگاههای ائمّه و سرداب و مسجد و کوفه ... با مقایس واقعی و یا نزدیک به آنها است که به نوعی تاریخ تشیع را با معماری بازآفرینی کرده است. این بارگاهها محلّ تجمّعات و مناسک مردمی است و محوریّت خاصّی دارند. مراسم 19 رمضان، پس از نماز صبح در مسجد کوفه لاکهنو آغاز میشود و اندکی پس از شروع مراسم که با آوردن یک علم آغاز میشود، صدای ولوله و گریه از جمعیّت بلند میشود؛ گویی همه شاهد صحنه واقعی شهادت امیرالمؤمنین(ع) هستند. کنار محراب، بر اساس اعتقاد مردم به تاریخ شهادت، یک گلیم قرار داده شده است که نماد همان گلیمی است که حضرت را با آن از مسجد خارج کردهاند. یکی از تعزیههای(تعزیه در هند، به هرگونه نماد مادّی گفته میشود) متداول در این مراسم، تابوتهای سیاه در ابعاد 30 سانتی هستند که به شیوه هندی، با گلهای سفید تزیین شدهاند. یک تابوت در ابعاد واقعی هم ساخته شده است که با همان تزیین، روز 21ام توسّط مردم تشییع میشود. مراسم تشییع از یک محلّه شلوغ آغاز و به کربلا تالکه تورا(کربلاها، بارگاههای مشابه حرم سیّدالشهدا در ابعاد واقعی یا در مقیاس کوچکتر هستند) میرسد. مراسم تشییع همراه با عزاداری و سینهزنی و قمه زنی در شبیه نجف، پایان مییابد. مردم تقدّس ویژهای برای شبیه نجف و دیگر شبیهها قائلاند و احساس و اهتمامشان به زیارت آنها، همانند زیارتگاههای واقعی است. روحانیت نیز که در مناسک مردمی حضور کمرنگی دارد و عمدتاً همراهی خاصّی ندارد، به دلخواه و یا الزام عرف شبیههای بارگاه ائمّه را زیارت میکنند. مردم در این مراسم، به نوعی در آن امر قدسی و مصیبت تاریخیشان شریک میشوند و احساساتی واقعی را از خود نشان میدهند. این مراسم ساعت 10 صبح پایان مییابد. امامباره و درگاه: زمینهای برای همزیستی هندوها و شیعیان همزیستی و درهم آمیختگی خاصّی میان هندوئیسم و تشیّع در هند وجود دارد. این همزیستی در جانب هندوها به خاطر اعتقادشان به اشتراک خدایان و تجلّی مختلف خداوند در حقایق گوناگون است. از طرفی ظرفیت ملموس بودن در کربلا، بیش از هر منسکی وجود دارد. به همین خاطر شیعیان تأثیر زیادی در معماری و شکل مناسک از هندوها داشتهاند. همگرایی و همزیستی هندوها و شیعیان با تأکید بر درگاه حضرت عبّاس. اگر دین را نمادهایی بدانیم که معانی مفسّر واقعیّات و انگیزشهایی نسبت به آنها را همراه با شکلگیری کنشها ایجاد میکند و فرهنگ را شبکه از معانی حاکم بر تفسیر انسان از تجاربش و هدایتگر کنشهای او بدانیم، میتوان گفت که دین بخشی از فرهنگ است که بر نماد تکیه دارد. برای انسانشناسی تفسیر مواجهه به نمادهای مقدّس، بایستی چشمانداز مذهبی کنشگران را در نظر داشت که آن نماد را برایشان تفسیر و معناساز میکنند. از نظر گیرتز، مهمترین رکن دین، ایمان است که از طریق نمادها و مناسک بازتولید میشود و با رفت و برگشتهایی که میان جهان قدسی و زندگی روزمره دارد، به واقعیات و تجربههای عادّی، معنا میبخشد. جالب است که شیعیان نسبت به حضور هندوها در امامبارهها و درگاه حضرت عبّاس(درگاهها، امامبارههایی هستند که زیارتگاه هم هستند. در واقع هم امامباره یا به قول ایرانیها حسینیهاند و هم شبیه قبور اهل بیت هستند و زیارتگاه) مشکلی ندارند و حتّی آن را دلیلی بر حقّانیّتشان میدانند، امّا حضور آنها را در مسجد، نجس و ممنوع میدانند. نگاه پندیت برهمنها یا حسینی برهمنها(که به اعتقاد خودشان از نسل برهمنهایی هستند که روز عاشورا امام حسین را یاری کردند) این است که امام حسین و حضرت عبّاس، تجلّیهای گوناگونی از یک چیزاند و در حقیقت هندوها نوعی وحدت حقیقت و تعدد اسامی را قائلاند که باعث میشود همانند خدایانشان به دیگر انسانها و اسطورههای خوبی و نیکی احترام و ارادت داشته باشند. گذشته از این نکته کلّی، به طور خاصّ آنها حضرت عباس را شبیه رامجی میدانند و همین تراژدیک بودن حادثه عاشورا هم باعث شده تا احساس همذاتپنداری بیشتری داشته باشند. برخی از آنان از نمادهای اسلامی در مندیرهایشان(پرستشگاههای خانگی هندوها) استفاده میکنند. شغل بعضی از آنها ساخت امامباره برای شیعیان و حتّی خود هندوها است. یک زنی هم که مداح و مرثیهخان معروفی است و حتّی از نظر شیعیان از بسیاری از منبریهای زن مسلمان بهتر است، مورد استقبال قرار میگیرد و حتّی آقایان در اتاق کناری امامباره به اشعار او گوش میکنند. ساختار معماری درگاه و نوع زیارت و تبرّکجستن مردم در آن، بسیار متأثّر از هندوها است. در واقع تعامل و مشارکت هندوها در امر قدسی ادیان دیگر، برگرفته از نگاه مذهبی آنها است که هر دینی را بهرهمند از حقیقت میدانند، در حالی که ادیان توحیدی قائل به انحصار حقیقت و انحراف و بطلان دیگر ادیان و فرق هستند. همین امر سبب این شده است که هیچ حضوری از طرف شیعیان در مناسک هندوها دیده نشود و حتّی همچنان آنها را کافر خطاب کنند. البته این سیالیت مفهومی و مصداقی امر قدسی، بیشتر در طبقه پاییندست جامعه هندوها دیده میشود. حتّی تنها بستر تشیّع که(علاوه بر همزیستی) اجازه همآمیزی را به سایر ادیان، مشروط به پذیرش برتر «ما»ی شیعیان را میدهد، کربلا و مناسک آن است. از امامباره تا عاشوراخانه: مردمشناسی مناسک سوگواری حسینی در شبهه قارّه هند یکی از مهمترین مشکلات پژوهشهای میدانی، عدم حمایت مادّی و معنوی از جانب نهادی کشورمان است. نظام مناسکی شیعه، بیشتر برخاسته از نظامهای زندگی شهری است و علّتش هم تأثیر سرمایهگذاریهای سیاسی حکومتهای شیعی و حمایتشان از مناسک است. مناسک عزاداری شیعی، پیوند مهمّی با گفتمان سیاسی و ساختار خانوادگی او دارد. یا به صورت فعّالان در سدد انکار مشروعیت نظام حاکم است و یا منفعلانه بر انفعال سیاسی تأکید میکند. ساختار پدرسالار آن نیز در این مناسک بازتولید میشود و شما نسبتهای خانوادگی پدری مانند عمو و عمه و اینها را میبینید؛ نه خاله و دایی. باید مناسک عزاداری را با تاریخ فرهنگی هر قومی بررسی کرد. بنابر این بدیلسازی عتبات، بیش از آن که ریشه در فاصله جغرافیایی داشته باشد؛ ریشه در فرهنگ هندویی دارد که تقدّس مکانی خاصّ ندارد؛ بلکه تقدّس مکانیاش عامّ است. همانطور که برای ما فرقی نمیکند نماز را در مسجدی در مشهد بخوانیم یا یزد. ولی آنها برایشان فرقی نمیکند که در معبدی باشند که رامکریشنا در آن دفن باشد یا نباشد. همین امر باعث شده که در شیعیان هند هم چنین فضاهای زیارتی با همان حدّ از تقدّس مکانهای اصلیشان ساخته شود؛ ولی همان خاصّ نگری شیعی به فضاها که مثلاً حساب مسجد الحرام را از دیگر مساجد و کربلا را از دیگر زیارتگاهها متمایز میداند، باعث شده تا هندیها در همان بدیلهایشان نوعی ارتباط با آن مکان خاصّ را در نظر داشته باشند؛ مانند یک علمی که از حضرت عبّاس به اینجا رسیده است، یا پارچهای از چادر حضرت زهرا و یا ردّ پایی از یک امام و ... مردمشناسی میدانی، کاری لازم، امّا سخت و هزینهبر است و باید رنج آن را به جان خرید. نگاهی به نماد ببر در فرهنگ شیعیان جنوب هند یکی از نمادهای بسیار مهم در فرهنگ هندوهای جنوب هند، ببر است که بیشتر همراه با یک الهه به تصویر در میآید که روی آن ببر سوار است. این نماد آن قدر اهمّیّت دارد که برای بازتولید آن در مناسک، رقص ببری وجود داشته است که طیّ آن، این حیوان مقدّس، تکریم میشده است. بعدها و حتّی امروزه نیز، شیعیان هند نیز این نماد را حفظ کردهاند و آن را بازتولید میکنند، بهگونهای که در عزاداری محرّم، برخی جوانها با همان شمایل ببر، رقص ببر را اجرا میکنند. باید در مواجهه با فرهنگ، به لایههای پیشینی آن توجّه کرد و در تفسیر آن رویکردی همدلانه داشت. فرهنگسازی که مسئولش توده مردماند، بیش از آن که با ساخت دالّهای جدید صورت بگیرد، با دلالات جدید اتّفاق میافتد. در حالی که نقد نخبگانی عمدتاً بر روی فرم و دالّ است، حال آن که عامّه مردم برای دالّ ارزشی قائل نیستند؛ بلکه آن را به جهت دلالتی که بر معنای قدسی دارد و آن را بازتولید میکند، حفظ و تکرار میکنند. معرّفی کتابی تاریخی در مورد زندگی شیعیان هند «مشاهداتی از مسلمانان هند» خاطرات خانم میرحسن علی از شیعیان اوده یکی از مهمترین منابع فرهنگشناسی، سفرنامهها است و یکی از مشکلات سفرنامههای غربیها به شرق این است که چون بیشترشان مرد بودهاند، تفکیک جنسیتی در جوامع شرقی مانع درک و بازتاب درستی از جامعه زنان شرقی میشده است. در این میان یک سفرنامه خاصّ، قابل توجّه است که نام و نسب نویسندهاش به درستی معلوم نیست. او، همسر انگلیسی یکی از درباریان حکومت نیشابوری اوده و رابط حکومت با انگلستان بوده است. در طول مدّت اقامتش در هند، برای خانوادهاش در انگلستان نامهنگاری کرده و از وضعیت و مشاهداتی هندش با جزئیات دقیق برای آنها گزارش میکند.