انتقام، محور تازهترین رمانی است که سیامگ گلشیری برای نوجوان نوشته و نشر افق به بازار کتاب عرضه کرده است. دو دوست و همکلاسی، همقسم میشوند که نگذارند آب خوش از گلوی معلمشان پایین برود؛ آنها به دنبال گرفتن انتقام از او هستند، انتقامی که قرار است درس عبرتی برای این معلم سرسخت و بداخلاق باشد. شبی که بعد از مدتها تعقیب و مراقبت، او را در وضعیت مناسب پیدا میکنند، سوار ماشین میشوند تا به سراغش بروند. دوستان دیگری هم به این مراسم انتقام دعوت شدهاند، دوستانی که البته پیشینهی خوبی ندارند و با افراد شرور مراوده دارند. ریاحی، معلمی است که دو دانشآموزش از او دل خوشی ندارند، کسی که باعث شده دونفر از دانشآموزان تنها بر اثر یک اشتباه ناخواسته، از امتحانات نهایی محروم شوند. معلمی که ابتدا آنها را سر کلاس و مقابل دوستانشان تحقیر، و شبی دیگر در برابر التماسهای پدر شخصیت اصلی داستان، با غرور و تکبر، بزرگی پدر را مقابل دیدگان فرزندش بیحرمت کرده است. حالا، پوریا با همدستی هومن، به وعدهگاه انتقام میروند؛ اما پوریا که از نقشهی اصلی باخبر نیست، دقیقهبهدقیقه در وضعیت نامناسب پیش میرود. سیامک گلشیری در این رمان نیز مانند برخی دیگر از داستانهایی که برای نوجوانان نوشته، فضاهای تلخ و واقعی زندگی نوجوانان را به همراه ناکامیها و سرخوردگیهاشان ترسیم کرده است. ویژگیای که آثار این نویسنده را متمایز میکند، صراحت روایت او و فضاسازیاش از جهان واقعی یک نوجوان است: سرکش، صریح، پر اشتباه، و گاهی تلخ. نثر گلشیری در این اثرش، به زبان نوجوانان امروز نزدیک است و گاه، رگههای از همان خشم دوران نوجوانی را در خود دارد. از همینرو، خواننده را درگیر کرده و فضای داستان را برایش ملموستر میکند. «آرش و تهمینه» و «خانهای در تاریکی»، از دیگر آثار گلشیری هستند که پیش از این از سوی نشر افق منتشر شدهاند. رمان «داستان انتقام» در 178 صفحه و با قیمت 10000 تومان منتشر شده و از هفتهی آینده در کتابفروشیها عرضه میشود
سیامک گلشیری در بیستودوم مردادماه سال ۱۳۴۷ در اصفهان متولد شد. تحصیلاتش را تا سطح کارشناسی ارشد زبان و ادبیات آلمانی ادامه داده. فعالیت ادبیاش را به طور جدی از سال ۱۳۷۱ آغاز کرد. سیامک، پسر احمد گلشیری، مترجم و برادرزاده هوشنگ گلشیری، داستاننویس فقید است.
داستان انتقام چیز خاصی نداره ولی برا یکی دو ساعت خوندن بد نیست. نکات مثبتش اینه که تروتمیز نوشته و جملههاش خوبان (قشنگ نیستند صرفا سالم و درستان و این خودش قشنگه) و دو اینکه سعی کرده تو فضای امروز بگذره و گونه محاورهش نزدیک به چیزی باشه که امروز حرف میزنن. این ستودنیه. ولی چیزی که هست تا جایی که من دیدهم نوجوونا زیاد ازین کتاب خوششون نمیاد چون به نظرشون پایان بدی داره، داستان ناتموم میمونه و ماجرا توش کمه. من موافق نیستم البته و به نظرم کتاب معمولی دارای استانداردیه.
یه داستان کوتاه با یه طرح دم دستی که به ضرب و زور درازگویی و تکرار تبدیل شده به یه کتاب صد و هفتاد صفحهای. حقالتالیف مفتی یعنی همین. متاسفانه حتی ارزش ریویو نوشتن هم نداره.
این جزو اون دسته از کتابا بود که من به خوندنش ادامه میدادم که ببینم واقعا اینقدر کشششششش داره و چاپ شده یا اینکه نه یه چیزی میشه . یک ماجرای پر ازززززز اضافه گویی