.. بعد همینطور فکر پشت فکر. تقریبا به همهچیز فکر میکردم. به سکوت فکر میکردم و به صدا؛ به این که چرا تا به حال از سکوت جنگل و ساکنانش لذت میبردم و حالا دیگر نه. دوست داشتم چیزهایی بشنوم. به جیغهای مادرم که دلم برایشان تنگ شده بود فکر میکردم. به سیاهی آسمان فکر میکردم و به این که آیا ماه یک توپ سفید چسبیده روی لایه آسمان است یا یک سوراخ است که به جهانی نورانی راه دارد.
«... آنچه زهرا از آشپزخانه میدید تصویر بیعیب و نقصِ شر بود که پیروزیاش را در خانهی آنها جشن میگرفت.» _زوزه در نور ماه / سارا سیاوشی
ممکنه تو داستانای سارا، از مزهی تند لحظهای که واقعیه و عیناً تجربهش کردی زودتر بری صفحه بعد و ممکنه چند صفحه بعد تو یه داستان دیگه ندونی راویت انسانه یا حیوان؟ من خوشم میاد که جنسیت راوی رو دیر شناسایی کنم و به نظرم این توانایی نویسندهست. اما سارا گاهی تو شناسایی «نوع» راوی هم منو سردرگم میکرد. شگفتشده شدم از مطرحشدن یک سری موضوعات که مدتها بود تو داستانهای فارسی نخونده بودمشون. داستانها سالها پیش وقتی اوضاع با الان فرقهای بزرگی داشت نوشته شدن معمولاً و این برام جالب بود که با این قدمت حس نمیکردم ازم دورن. داستانها خاک نخورده بودن و میشد در همین لحظه در حال اتفاقافتادن تو کوچهی بغلی تصورشون کنی. با بعضی از داستانها ارتباط ویژهای گرفتم و بعضیا رو هم طبعا کمتر دوست داشتم ولی به نظرم این مجموعه به طور کلی قدرتمنده و کفهش به سمت یه مجموعه داستان قوس و خوب، سنگینه. سارا زبانشناسه و این خیالت رو راحت میکنه که متن خوبی پیش روته و قرار نیست با خوندن فارسی نادرستی که در ترجمهها و حتی نوشتهها میبینیش کلافه بشی یا دلت بسوزه که محتوا حروم شده. توازن برقراره و میتونی با خیال راحت به محتوا دل بدی. من خودم به بقیه خوندن چندتا از داستاناشو حتی اگه کتابو پیدا نکردن، با قرضدادن کتاب خودم، پیشنهاد کردم چون مطمئن بودم با خوندنشون ایده میگیرن یا حال خوبی پیدا میکنن؛ و این نشون میده سارا چقدر خوب و قدرمند نوشته؛ و هنوز میتونه مخاطبش رو بعد از گذشتن از سالها تراژدی جدید، سرگرم و وادار کنه به تخیل و تفکر. زیادهگویی نمیکنم و از سارا متشکرم که مثل ما و خیلیهای دیگه در سالهای افسردگی این سرزمین، نوشتههاشو پاره یا گم نکرده، بهشون نظم داده، بارها به سر و روشون دست کشیده و یه مجموعه داستان تر و تمیز و خوب منتشر کرده که مغز آدمیزاد با خوندن داستاناش بزرگتر میشه و منظرههای جلوی چشمش کش میاد.
بنابراین ضمن قدردانی از قدرت تخیلش، قلم خوب و پشتکارش، خوندن داستاناش رو پیشنهاد میکنم به بقیه. خستهنباشی سارا ⭐