دوستانِ گرانقدر، «ظهیر فاریابی» در سدهٔ ششم هجری میزیست و دیوان اشعارش شامل: قصاید- ملمعات- قطعات- ترکیب بندها- غزلیات- مثنوی ها و همچنین رباعیات، میباشد به انتخاب ابیاتی از این دیوان را در زیر برایِ شما ادب دوستانِ گرامی مینویسم ---------------------------------------- گر گلِ رخسارِ تو عزمِ گلستان کند گل به تماشایِ او روی به بستان کند ور مهِ رویِ تو را ماه ببیند برش تحفه زِ دل آورد پیشکش از جان کند ********************* هر چند که میلِ تو سویِ بیدادیست یک ذره غمت به از جهانی شادیست از ما گله میکنی و لیکن ما را از بندگیِ تو صد هزار آزادیست ********************* دوش این خِرَدَم نصیحتی پنهان گفت :در گوشِ دلم گفت و دلم با جان گفت با کس غمِ دل مگوی، زیرا که نماند یک دوست که با او غمِ دل بتوان گفت ********************* گر یک نفست زِ زندگانی گذرد مگذار که جز به شادمانی گذرد زنهار که سرمایهٔ مُلکت زِ جهان عمریست چنان کش گذرانی گذرد ********************* دوش از غمِ تو دیده به هم بَر نزدم ور زانک زدم بدانکِ بی نم نزدم زان بیم که دم تیز کند آتشِ دل تا روز همی سوختم و دَم نزدم ********************* مِی را که همیشه با خرد دندان است هم اوست که مونسِ خردمندان است مِی در خُم اگرچه سر گرفته ست رواست در شیشه نگر که خرّم و خندان است ********************* شخصی دارم دلی خراب اندر وِی جانی دارم هزار تاب اندر وِی در آرزویِ رویِ تو دارم شب و روز چشمی و هزار چشمه آب اندر وِی ********************* به حلقه ای که سرِ زلفِ یار بگشاید زمانه را و مرا هر دو کار بگشاید زِ دست رفتم و دستم نرفت در زلفش کزان گره گرهی یادگار بگشاید ********************* شرحِ غمِ تو لذتِ شادی به جان دهد شکرِ لبِ تو طعم شکر وادهان دهد شمعیست چهرهٔ تو که هرشب زِ نورِ خویش پروانهٔ عطا به مهِ آسمان دهد --------------------------------------- امیدوارم این انتخابها را پسندیده باشید «پیروز باشید و ایرانی»