Jump to ratings and reviews
Rate this book

در هزارتوی نيچه

Rate this book
نویسندۀ این کتاب «الن وایت» نوشته‌های نیچه را نوعی هزارتو می‌داند که هیچ راه یگانه‌ای در آن وجود ندارد و این عنوان را از آن جهت بر می‌گزیند که بتواند خوانندگان و مخاطبان را در این مسیر تو در تو به دنبال خود بکشاند.
کتاب در هزارتوی نیچه در سه بخش و نه فصل به یکی از مضامین عمده فلسفه نیچه می‌پردازد: بازگشت جاودان. نویسنده در اثر فوق پیوندی هم با ادبیات برقرار کرده و از میلان کوندرا و ایتالیو کالوینو نقل قول‌هایی آموزنده آورده است.

344 pages, Paperback

First published September 1, 1990

5 people are currently reading
108 people want to read

About the author

Alan White

8 books6 followers
Alan White is Mark Hopkins Professor of Philosophy at Williams College.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
4 (15%)
4 stars
8 (30%)
3 stars
12 (46%)
2 stars
1 (3%)
1 star
1 (3%)
Displaying 1 - 5 of 5 reviews
Profile Image for مسعود حسینی.
Author 27 books161 followers
August 19, 2015
این کتاب را به این دلیل ترجمه کردم که معتقد بودم قرائتی اخلاقی تر و کاربردی تر از نیچه به دست می دهد.در این کتاب غالب مضامین عمده ی فلسفه نیچه مورد بحث قرار گرفته و اشاراتی جالب خاطر به آراء میلان کوندرا و الکساندر نهاماس شده است که به غنای مفهومی کتاب یاری رسانده. امیدوارم خواننده ها هم از مطالعه ی آن لذت ببرند.
Profile Image for Amin Dorosti.
139 reviews108 followers
March 15, 2018
دربارۀ کتاب «در هزارتوی نیچه» نوشتۀ آلن وایت، ترجمۀ مسعود حسینی

«در هزار توی نیچه» در کل کتاب خوبی‌ست! نویسنده در این کتاب با خلاقیت‌هایی که به خرج داده، به برخی از مهم‌ترین ایده‌های نیچه از چشم‌اندازی نو و جذاب نگریسته و گاه و بی‌گاه با برقراری ارتباط میان ایده‌های نیچه و «ادبیات» راه‌های جالبی برای ورود به هزارتوی نیچه یافته است!
کتاب دربردارندۀ ۹ فصل است که در سه بخش کلی کنار هم قرار گرفته‌اند. بخش نخست «قلاب‌های ماهیگیری» نام دارد که در آن نویسنده کوشیده است تا راهی برای ورود به هزارتوی نیچه بیابد. نویسنده خود تاکید می‌کند که در این کتاب بر آن است تا «اندیشه‌های آری‌گویانه» نیچه را بررسی کند و در میان آثار نیچه نیز تمرکز او بر «چنین گفت زرتشت» خواهد بود. بر این باورم که همین بخشِ نخست کتاب، بهترین و کارآمدترین بخش آن است. خواننده در این بخش با راهی که نویسنده پیشنهاد می‌دهد وارد هزارتوی نیچه می‌شود و ورود به این هزارتو، مانند هر هزارتوی دیگری، با هیجان و شگفتی همراه است. نقطه اوج کتاب را بی‌شک باید فصل دوم دانست که «هیچ‌انگاری» نام دارد! در این فصل نویسنده تحلیلی درخشان از نیهیلیسم ارائه داده و با دسته‌بندی انواع نیهیلیسم در سه دستۀ نیهیلیسم دینی، رادیکال و تمام‌عیار، خاستگاه و چند و چون هر کدام را بررسی کرده است.
بخش دوم کتاب، «بازگشت جاودان» نام دارد. در این بخش نویسنده نخست تفسیرِ اخلاقی از بازگشت جاودان را بررسی و آن را رد می‌کند و سپس نشان می‌دهد که تفسیر بازگشت جاودان به صورت یک فرآیندِ دوری نیز اساسا با چهارچوب بازگشت جاودان همخوانی ندارد! او سپس با واکاوی ساختار «لحظه» در ایده «بازگشت جاودان»، این ایده را چونان «رستاخیز و بازآفرینی روان زرتشت» تفسیر می‌کند. نویسنده معتقد است که «جاودانگی یعنی حضورِ همه‌جایی [همه‌جا حاضر] یا حضور فراگیرِ لحظه در زندگی زمینی، که یگانه زندگیِ آدمی است» (ص ۲۲۰). «ما در این زندگیِ جاودانمان پیوسته باز می‌گردیم، و ساختار لحظه، با آیندۀ ناشناخته ولی یکتایش و با آن گذشتۀ گریزناپذیرش، پیوسته باز می‌گردد. خواستنِ بازگشتِ جاودان، همسنگِ خواستنِ این زندگی و زمانمندی چاره‌ناپذیرِ صوری و محتوایی‌اش است. بازگشت جاودان بدین معناست که بخواهیم روانمان، به تعبیری، پی‌درپی و در یکایک لحظات نو از گور برخیزد [یا رستاخیز کند]، اما چنین چیزی مستلزم آن است که روانمان پی‌درپی و در یکایک لحظات نو بمیرد [یا در گور شود]. این که روانمان در گور می‌شود به این معناست که گذشته‌اش او را متعین نمی‌سازد؛ می‌توانم بکوشم تا طور دیگری عمل کنم، می‌توانم «امید اعلا»ی دیگری اختیار کنم. با وجود این، این‌گونه مردن نیز نوعی رستاخیز است، زیرا اگرچه متحمل استحاله می‌شویم، روانی سراپا جدید نمی‌آفرینیم: به عکس، گذشتة خود را با تمام جزئیاتش نگه می‌داریم» (ص ۲۲۲-۲۲۳). چنین است که بازگشتِ جاودان، پیوسته برای «گذشته» بستری نو فراهم می‌آورد و آن را از نو «تفسیر» می‌کند و این‌چنین گذشته را بازآفرینی می‌کند؛ و افزون بر این، آینده را نیز می‌آفریند، زیرا آدمی در یکایک لحظات در بستر آینده‌ای که هنوز آن را نمی‌شناسد دست به عمل می‌زند. فرآوردۀ اصلیِ این زندگیِ آفرینش‌گرانه، «روان» ماست. پس این آموزه به ما «می‌آموزاند که نحوۀ زیستنِ خود را خودمان باید برگزینیم، اما دستور نمی‌دهد که باید این‌طور یا آن‌طور زندگی کنیم. ... زیستن، روانمان را می‌سازد، اما حتی پس از آن‌که تشخیص می‌دهیم که خودْ آفرینش‌گرِ روانمان هستیم، باز هم می‌باید تصمیم بگیریم که با توجه به امکانات و ظرفیتی که داریم، برای آفرینشِ کدام روان باید خود را به تکاپو بیندازیم» (ص ۲۳۰).
خواننده‌ای که با ایدۀ «بازگشت جاودان» آشنا باشد و با نوشته‌های نیچه در این باره برخورد داشته است حق دارد که در اینجا گیج شود! اگر منظور از بازگشتِ جاودان، آفرینشِ دوباره و دوبارۀ «روان» است، اگر روان هر بار دوباره «آفریده» می‌شود، پس در اینجا اساسا «بازگشت» چه معنایی دارد؟ چه چیزی بازمی‌گردد؟ مگر «روان»ی که دوباره آفریده شده است، همان «روان» پیشین است که دوباره بازگشته است؟ اگر همان است که اساسا «آفرینش»ی در کار نیست! و اگر همان نیست، اساسا «بازگشت»ی در کار نیست! اگر تمام ایدۀ «بازگشت جاودان» در همین «تاکید بر گزینش نحوۀ زیستن‌ ما» است که این سخن را نیچه بارها و بارها به روش‌های گوناگون به طور مستقیم بیان کرده است! پس چه ضرورتی دارد که نیچه این سخن «تکراری» را در قالبی پیچیده و دشوار به صورت ایدۀ «بازگشت جاودان» مطرح سازد و با شور و شوقی شگفت‌آور آن را «بالاترین قاعدۀ آری‌گویانه‌ای که بشر بدان دست یافته» بنامد؟ گذشته از این‌ها، آیا این برداشت از «بازگشت جاودان»، فروکاستنِ اندیشه نیچه به «روان‌شناسی» (در معنای متداول امروزی آن) نیست؟ آیا با این تفسیر ایدۀ نیچه به چیزی همچون نظریه‌های «روان‌شناسی موفقیت» و «قانون خوشبختی» و «نگاه‌ات را تغییر بده تا دنیایت تغییر کند» تبدیل نمی‌شود؟ چیزهایی که نیچه همواره آن‌ها را نفی می‌کند و همواره به آن‌ها می‌تازد!
البته باید انصاف داد که بخش مهمی از این پرسش‌ها و اشکال‌ها به خودِ اندیشۀ نیچه بازمی‌گردد! چرا که او هیچ‌گاه این اندیشه‌اش را به روشنی بیان نکرده و پرسش‌های بسیاری را دربارۀ آن بی‌پاسخ وانهاده است! به هر روی وارد شدن به «هزارتو» ناگزیر ما را گیج و سرگشته می‌کند و خواننده و نویسنده، هر دو، اکنون خودخواسته درون «هزارتوی نیچه» هستند، هزارتویی که به تعبیری «هزارتوی وضعیتِ اگزیستانسیل» ماست!
در بخش سوم نویسنده می‌کوشد تا بر بنیاد تفسیری که تا بدین‌جا از اندیشه نیچه ارائه داده است، به برخی مسائل پاسخ دهد و تفسیر خود را در بستر پاره‌ای پرسش‌های امروزی بسنجد! شاید نویسنده در تلاش است تا در این بخش از کتاب راهی برای خروج و یا گریز از هزارتوی نیچه بیابد! تلاشی که ناکام مانده است! در واقع در حالی که شروع کتاب، هیجان‌آور، شوق‌برانگیز و نویددهنده است، هر چه در هزارتو پیش‌تر می‌رویم، هر چه خود را بیش‌تر با نویسنده همراه می‌کنیم، بیش‌تر و بیش‌تر گیج، گمگشته و چه بسا خسته و کسل می‌شویم؛ به گونه‌ای که در بخش سوم کتاب، به کلی بی‌هدف و گم‌کرده‌راه صرفا به دور خود چرخ می‌زنیم و «جاودانه» به همان جایی که هستیم باز می‌گردیم! گویا نویسنده «نخ آریادنه»ی خود را فراموش کرده است با خود به درون هزارتو بیاورد!
اما از محتوای کتاب که بگذریم، ترجمه کتاب به واقع دقیق، شیوا و دلنشین است و بی‌تردید یکی از ترجمه‌های بسیار خوبی‌ست که از آثار مرتبط با اندیشه نیچه در فارسی در دست داریم! دست مریزاد آقای مترجم!


برقرار باشید
امین درستی
@PhilosophyOfNietzsche
Profile Image for  Alireza Saramad.
98 reviews1 follower
July 8, 2022
اوقاتمان تلخ شد آقا
وقتمان تلف شد آقا
اگر میدانستم تنها تا صفحه ۱۴۵ میخواندمش، پس از آن دیگر جز حسرتم نیفزود که ای بابا نه حرف حساب می زند نه می فهمم. حتی فصل آخر را هم دیگر نمیخواهم، فصل یکی مانده به آخر را هم طوری خواندم که کاش چیزی پیدا شود جذبم کند اما نکرد و هی چشمانم را لغزاندم بر کلمات.
نیچه اگر قرار باشد تن به تفسیر آمریکایی ها و نیمچه هگلی ها بدهد همین می شود. من هم بخاطر اینکه اردبیلی این کتاب را معرفی کرد در یکی از درس‌گفتار هایش دنبالش رفتم. گمان کردم چه تحفه ای است. از سال ۹۳ دیگر تجدید چاپ نشده بود، حتی به مسعود حسینی ایمیل زدم تا شاید پی دی افش را برایم بفرستد. آری من تو عشق زیاده‌خواهم. که گقت امیدوارست تجدید چاپ شود که اخیرا شد. به قیمت ۸۵ هزار تومان به بازار عرضه شد. ۱۴۵ صفحه اولش خوب بود واقعا. مجموعا نگرشی که در خواندن نیچه داشت را هم می پسندم، اما وی نتوانسته این کار را به حد قابل قبولش برساند.
پس شما هم مثل من از کتابخانه بگیریدش و زود تر به سراغ خوانش های دیگر بروید. و من التوفیق
Profile Image for Foroogh.
32 reviews21 followers
March 29, 2019
از آقای دکتر اردبیلی پرسیدیم کتابی به ما معرفی کنید که خواندن در مورد نیچه را از آن آغاز کنیم و ایشان این کتاب را معرفی کردند. کتاب برای تبیین اندیشه های نیچه بر چنین گفت زرتشت تمرکز می کند و برای من که سابقه کوتاهی در مطالعه کتاب هایی با موضوع فلسفه دارم بسیار مفید بود زیرا در نهایت تصویر نسبتا واضحی از نیچه به دست می دهد. البته خواندن ترجمه روان و باکیفیت آقای حسینی نیز این تجربه را شیرینتر می سازد.
Profile Image for Rose.
1,533 reviews
May 8, 2015
This was really helpful in explaining things I didn't understand about Nietzsche and it helped me appreciate Nietzsche a bit more. I don't think it would have been very helpful if I hadn't already read a bit of Nietzsche, and a bit about him, however - it's not an introduction.
Displaying 1 - 5 of 5 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.