"قولوا لا إله إلا الله تُفْلِحوا" شعار يرفعه الإمام موسى الصدر في العمل والقول. ومن سلسلة محاضرات ألقاها تحت هذا الموضوع يأتي هذا الكتاب الصادر عن مركز الإمام موسى الصدر للأبحاث والدراسات. يحتوي الكتاب على سبعة نصوص، منها خمس محاضرات تدور في معنى "قولوا لا إله الله" والفلاح الغاية الأسمى للإنسان. كما يتضمن الكتاب مخطوطة بقلم الإمام الصدر تحت عنوان "الله في المفهوم الإسلامي"، بالإضافة إلى مجموعة أسئلة وأجوبة بين الإمام والحضور استكمالًا لحلقات موضوع "قولوا لا إله إلا الله". يحمل هذا الإصدار في طياته طروحات التوحيد وتحقيق السعادة والنجاح في الحياة الإنسانية والفوز بالآخرة، كون الإيمان بالله جزء لا يتجزأ من السعادة البشرية.
يقع الكتاب في 199 صفحة من الحجم الوسط، ويشتمل على كشاف للكلمات الدالة تسهيلًا للبحث، وتعميمًا للفائدة.
سیدموسی صدر (زادهٔ ۱۴ خرداد ۱۳۰۷ در قم)، مرجع دینی و سیاسی شیعیان بود که پس از هجرت از ایران به لبنان، مجلس اعلای شیعیان لبنان را تأسیس کرد و رهبری فکری و سیاسی شیعیان این کشور را عهدهدار شد. او در میان شیعیان به «امام موسی صدر» مشهور است. او در ۹ شهریور ۱۳۵۷، طی سفری رسمی به لیبی به دعوت معمر قذافی، ناپدید شد. موسی صدر در کنار تحصیلات حوزوی، دروس دبیرستان خود را به اتمام رساند، و در سال ۱۳۲۹ به عنوان اولین دانشجوی روحانی در رشتهٔ «حقوق در اقتصاد» (معادل رشتهٔ اقتصاد کنونی) به دانشگاه تهران وارد و در سال ۱۳۳۲ فارغالتحصیل شد.
کتاب با این عبارت آغاز میشود که اسلام یک جمله است:«قولوا لا اله الا الله تفلحوا». پیشتر به این موضوع اندیشیده بودم و بسیار شگفتزده شدم وقتی عینا آن را در مقالهای از محمد آرکون خواندم که میگفت بزرگترین گسست معرفتشناختی که باعث میشود ما اصولا فهمی از اسلام نداشته باشیم، نافهمیدن «مفهوم الله» در دوران صدر اسلام است. امروز مسلمانان و غیر مسلمانان عمدتا دین را چیزی از جنس شریعت یا فرهنگ تلقی میکنند در حالی که اسلام در قرن اول کاملا از جنس الهیات بوده است به گونهای که حتی شیعیان نیز تا زمان امام حسن(ع) تقریبا «هیچ» حدیث فقهی ندارند. در منازعات قرن دوم است که دین به شریعت فروکاسته (یا اگر دوست داشتید میتوانید بگویید نابود) میشود و مکاتب مختلف فقهی، فلسفی و کلامی به وجود میآیند. این کتاب میکوشد توضیح دهد انسان معاصر پیامبر(ص) در آن زمان که نه شریعتی بوده و نه عقاید مدونی و نه فلسفه و کلامی، دقیقا از «قولوا لا اله الا الله تفلحوا» چه میفهمیده است؟ ایشان همچنین میگوید «لا اله الا الله» همانطور که پیامبر فرموده تنها شرط رستگاری است و اگر قرار باشد طبق برخی تفسیرها شروط دیگری مثل «محمد رسول الله» و… به آن اضافه شود مستلزم کذب پیامبر است. امام صدر اصرار دارد توحید را به عنوان یک رویکرد و نه یک نظریه مطرح کند و توضیح دهد پیامدهای التزام به این رویکرد و تزریق آن در زندگی امروز چیست. سخنرانیهای این کتاب به ترتیب به تأثیرات فکری، عملی، اجتماعی و اقتصادی توحید میپردازد. شاید کسان دیگری هم باشند که «مفهوم الله» و تأثیرهای بلاواسطهی آن را بر زندگی شرح داده باشند اما من در میان متفکران شهیر معاصر کسی را به یاد ندارم. در هر صورت متاسفم که بگویم بله، دین تنها همین یک جمله است و ما هیچ (تأکید میکنم: هیچ) تصوری از معنا و کارکرد آن نداریم. به عبارتی ما اصولا مدعای پیامبر(ص) را نفهمیدهایم که حال بخواهیم بپذیریمش یا نپذیریم. این ژرفترین و مؤثرترین و سرنوشتسازترین معرفتی است که هر کس میتواند کسب کند که فرمود:«أول الدين معرفته…».
تکرار مکررات: کلمهی خدا در فارسی تقریبا هیچ معنایی ندارد. این کلمه را میتوان برای شیء و لا شیء و جسم و ایده به کار برد. وقتی کلمهای قابلیت انطباق بر هر چیزی را داشته باشد یعنی هیچ معنایی ندارد. خدا در فارسی هممعنی ثغق یا خطپ یا هر کلمهی توخالی دیگری است که قابلیت اطلاق بر هر چیز و ناچیزی را دارد و به شدت نیازمند تفسیر و تعریف است. اما کلمهی إلاه در عربی یک کلمهی پرمغز و گران است. اگر بخواهیم إلاه را به فارسی امروز ترجمه کنیم شاید نزدیکترین پیشنهاد «ارزش» باشد. نکتهی قابل توجه دیگر، حیات مستقل آلهه (جمع إلاه) است. مثلا در زبان عربی عِلم یک إلاه یا همان ارزش است. حتی اگر تمام عالمان و تمام عالم از بین برود، علم از بین نمیرود. عبادت إلاه هم که معلوم شد. مثلا استیون هاوکینگ عبد إلاه علم فیزیک است. همین طور جمال. اگر تمام کسانی که جمال را درک میکنند و تمام اشیاء جمیل از بین بروند، جمال همچنان حیات دارد. سپس میرسیم به الله که یگانه و درهمتنیده دانستن إلاهها یا به عبارتی ارزشهاست. آنجا که به روایت قرآن عدهای میپرسند:«أ جعل الآلهة إله واحدا؟ إن هذا لشيء عجاب! (ص/۵)». به همین دلیل است که بسیاری از مترجمان الله را به خدا ترجمه نمیکنند و بسیاری از مراجع تنها مس الله را حرام میدانند نه خدا و گاد و تئو و… را و در قرون اولیه بسیاری از علما ترجمهی قرآن را حرام میدانستند و…. ادامه نمیدهم چون این خودش یک مقاله است. تازه با این که بین هر دو جمله، چهار جمله حذف کردم شد اینقدر! فقط میخواستم حساستان کنم و بگویم موضوع جدی است.
به نظرم این گزاره که انسان به حال خودش تنها رها نشده و یک جز از یک مجموعه بزرگتره و هر عملش نتیجهای داره و هرکس چرخدنده خیلی کوچیک از یک سیستم خیلی بزرگتره که با خراب شدنش کل سیستم می لنگه، خیلی تفکر جالبیه و جای فکر داره...
المجتمع وضرورة عنصر الإيمان والتوحيد والآخرة في صياغته.
يبحث سماحة السيد تطور فهم الانسان لله. فهو عند الانسان القديم إله محدود، لا يعرف صفاته. وعند ابراهيم عليه السلام برز التوحيد بشكل جلي، وعند اليهود كان الإله هو الجبار، ثم يتطور مفهوم الإله عند النصارى ليكون الرب الرازق والمحب، وهذا يكشف تطور المعني على لسان الانبياء الذي يتطور مع تطور إدراك البشر.
في المحاضرة الأولى بحث سماحة السيد وحدانية الله من خلال تفنيد مفهوم الصدفة بأمثلة منطقية، ثم الإشارة إلى العديد من الظواهر الكونية والنظام الدقيق في الانسان ليقول بأن كل ذلك يقود إلى وحدانية الله سبحانه وتعالى
في المحاضرة الثانية بحث تأثير التوحيد على الجماعة من الناحية الاجتماعية ومن الناحية الاقتصادية، ويضع ثلاث محاور (الإيمان باللامحدود، عدم الوحشة والاطمئنان، الانسجام مع كل المخلوقات في الكون في نظام واحد).
الإيمان بالله له تأثير نفسي وفكري في حياة. لا إله إلا الله تنكر لكل الآلهة، ما عدى الإله الواحد، وهذا يعني الإيمان بالمطلق والتنكر للموجودات الطبيعية، وهذا يكوِّن في الإنسان شعورًا باللامحدودية لارتباطه باللامحدود، وبالتالي اللامحدودية في الطموح والهدف والحركة، وهذا يعني ديمومة السعي. كل شيء في هذا الكون يسير بقصد وضمن نظام، فالانسان لا يشعر بالغربة ضمن هذه الحركة الواحدة.
في المحاضرة الثالثة يبحث سماحة السيد ثلاثة محاور:
١- تحطيم لطواغيت المال، ٢- إعطاء ثروات جديدة لأجل تنسيق الطموح الإنساني وخلق الطموح معتدلًا، ٣- إعطاء صورة أن المالك هو أمين، ومعنى الأمانة أنه هو محدود في التصرف.
للإيمان بالله له أثير في التحرر من الخضوع للمال، فالمال ليس سيدا. المجتمع الذي يجعل المال إلها، يُسَخِّر كل وجوده ومشاعره لكسب المال، بينما الإيمان بالله يوجه الطموح البشري نحو الثروات المعنوية مثل رضى الله، الخير، الإنسانية، العلم، الفضل، ويصبح الطموح نحو المال اتجاهًا معتدلًا.
الإيمان بأن الله هو المالك الحقيقي لكل شي يجعل الانسان يدير كل النعم بشكل معتدل التزاما بالآية ٧ من سورة الحديد (وأنفقوا مما جعلكم مستخلفين فيه)
المحاضرة الرابعة يتناول مفهوم قولوا لا إله إلا الله تفلحوا، والقول هنا ليس اللفظ المجرد، بل هو القول الذي يتبع الالتزام بمنظومة قيم، كما أن الإله هو ذلك المعبود، والذي يخضع له العبد لكون أكبر وأقدر وأعلم. كما أن لفظ لا إله يعني وحدة البشر بخضوعهم لإله واحد كامل ولا يخطئ