صالح حسینی (زادهٔ ۱۳۲۵، سنقر کرمانشاه) مترجم و منتقد ایرانی است. وی دارای مدرک دکتری زبان انگلیسی از دانشگاه جورج واشنگتن آمریکا است و در دانشگاه شهید چمران اهواز تدریس میکند. وی تحصیلات ابتدایی را در زادگاه خویش گذراند و سپس برای کسب مدرک کارشناسی وارد دانشگاه شیراز شد. پس از اخذ مدرک کارشناسی ارشد، مدرک دکترای خود را از دانشگاه جورج واشنگتن دریافت کرد. وی در سال ۱۳۵۸ تحصیلات خود را به پایان رساند و در همین سال به ایران باز گشت. وی در سال ۱۳۷۶ به عنوان منتقد و مترجم نمونهٔ کشور از سوی وزارت فرهنگ وارشاد جمهوری اسلامی ایران برگزیده شد.ـ
از جمله کارهای مشهور او میتوان به ترجمهٔ کتاب ۱۹۸۴ اثر جرج اورول و مقدمهٔ دنیای قشنگ نو ترجمهٔ سعید حمیدیان اشاره کرد. ترجمه رمان دل تاریکی اثر جوزف کنراد یکی دیگر از ترجمههای معروف او در حوزهٔ ادبیات است. صالح حسینی همچینن کتابی نوشتهاست با نام نظری به ترجمه که درباره فنون و هنر ترجمهاست.
جناب آقای صالح حسینی، هر چقدر هم که سعی کردین جملههایی توخالی، مثل "من کوچکترین عضو خانواده مترجمان ایران هستم"، سر هم کنین، باز هم موفق نشدین که دیدگاه خودبرتربینانهتون رو از چشم خواننده پنهون کنین. نتونستین هی به رخ بقیه نکشین که شما و استادتون، ابوالحسن نجفی، خیلی خوب به زبان فارسی مسلط هستین و بقیه "در زبان ترجمه بیسوادن و بیشعور". چند تا نکته هست که شما صد در صد بهتر از من ازشون خبر دارین، ولی بد نیست هر چند وقت یه بار به خودتون یادآوری کنین که: ۱- هر کلمهای که از زبان بیگانه وارد زبان دیگهای میشه، جزئی از اون زبان به حساب میاد. ۲- اگه یه نفر کلمهای خارجی رو به غلط استفاده میکنه، مشکل سطح دانش اون آدمه نه اون کلمهی بختبرگشته. ۳- شاید فرهنگستان یا یه نویسندهای توی اثرش معادلی فارسی برای یه کلمهی بیگانه در نظر بگیره، ولی تا وقتی عموم اون معادل رو قبول نکنه چه فایده؟ شما خودتون به "تفریق و جمع" میگین "کاست و برافزود"؟ ۴- اولین مشخصهی هویتی ما "ایرانی" بودنه نه "مسلمون" بودن. ۵- تو همهی زبانها، مقولهای وجود داره به اسم "غلط مصطلح" و فارسی هم مستثنی نیست. ۶- ما ترجمهی بدون غلط نداریم. درستترین ترجمه، ترجمهایه که کمترین تعداد غلط رو داشته باشه.
و در آخر اینکه زبان شما آرکائیکه آقای "خوبِ قدیمی"، آرکائیک! عیبی نداره، ولی توقع نداشته باشید که مترجمها از زبان دری الگوبرداری کنن که خاطر شما مکدر نشه.
[کتابی که مقدمهش اینجوری باشه، لازم نیست که خونده بشه]
جدای از نکاتِ درخشان این کتاب و تاکیدش بر امکانات زبانِ فارسی و ذکر مثال از کتب ابوالحسن نجفی، منوچهر بدیعی و ... جسارتِ تاختن به غولهای ترجمه_کسانی مثل سحابی و دریابندری و حقشناس_توجهام را بیشتر جلب کرد. و البته نه به قصد زیر سوال بردن این مترجمان بلکه به مثابهی نقدی به جا و بُت نساختن از آدمهای ادبیات
کتابی است بسیار خواندنی و کاربردی برای مترجمشدن. تقریباً همهی مثالهای آمده در کتاب بهخوبی و ریزبینی تمام بررسی شده است. میتوان گفت که این اثر عیب و ایراد چندانی ندارد؛ جز اینکه بهنظر میرسد مؤلف کتاب بیشازحد به ابوالحسن نجفی و دیدگاههایش متکی است و تا نیمههای کتاب، تقریباً رونویسی دیدگاههای او است.