بخش نخست (شامل مقدمه و بخشی از فصل اول) : این بخش به کلیت مفهوم سینمای سیاسی می پردازد. لب حرفش این است که سینما ابزاری است برای بیان؛ و آنچه مهم است محتوای فرهنگی و سیاسی آن است. سینما باید نقش راستین خود که کمک به جنبش های آزادی بخش است را ایفا کند. اثر غیرسیاسی وجود ندارد و فیلمساز در نهایت در فیلمش حرفی را بیان می کند. در قرن بیستم، نهضت سینمای سیاسی تبلور تحقق این خواست است و می کوشد با افشاگری علیه حکومت ها به تحقق آزادی بشری یاری برساند. این سینمای سیاسی به دلیل خواست واقع گرایانه ی خود به صورت مستند سیاسی ظاهر می شود
بخش دوم ( شامل باقی فصل اول): نگاهی به تاریخ مستند سیاسی و نسبت دادن آغار آن به انقلاب اکتبر شوروی و شخص ژیگا ورتوف. اینکه برخی آغاز مستند سیاسی را به جان گریسن نسبت می دهند حرفی است نادرست. سینما در شوروی به ابزاری تبلیغاتی بدل شد و مستند سیاسی استثنائا اینجا نه در مقام ناقد حکومت بلکه در مقام تبلیغاتچی آن ظاهر گردید. در شوروی ورتف، آیزنشتاین و پودفکین سه تر از بزرگان مستند سیاسی به حساب می آیند که در این میان ورتف فضل تقدم را دارا است.اندیشه های ورتف پس از چندی به اروپا رسید و گروهی از اروپاییان مستند سیاسی را در این قاره تأسیس کردند. فشار حکومت های اروپایی به مردم در دهه ی 30 فیلم سازان اروپایی را به این مباحث سیاسی و خرده گیری از دولت ها رهنمون ساخت. در آمریکا نیز بحران مالی دهه ی سی موجب تقویت حرکات سیاسی گردید. ظهور فرانکو، جنبش های انقلابی آسیای جنوب شرقی، ظهور نازیسم و ... همه از مواردی بود که این فضای سیاسی را تشدید می کرد. اما سینمای مستند با ظهور نازیسم به مرحله ای دیگر از تاریخ خود گام نهاد
بخش سوم (فصل دوم تا پنجم): هیتلر از همان ابتدا به قدرت سینما باور داشت و تا پایان حکومت خود همواره شرایط ویژه ای را برای هنرمندان مطبوعش لحاظ می کرد. نمونه ی بارز سینمای مستند سیاسی در دوران نازیسم، لنی ریفنشتال، سازنده ی فیلم های "پیروزی اراده" و "المپیاد" است. ریفنشتال از گردهمایی حزب نازی در نورمنبرگ 1934 همکاری جدی خود در عرصه مستند سیاسی را با هیتلر آغاز کرد و چند مستند با شهرت جهانی برای او ساخت. گرچه او بعد از پایان جنگ دوم مدتی بازداشت گردید اما در نهایت در مورد حمایت از نازیست ها متهم شناخته نشد. او سال ها زنده بود و مدام خود را از تقصیر حمایت از نازیسم و دروغگویی مبرا می دانست. نویسنده معتقد است بسیاری از ادعاهای ریفنشتال بر اساس مدارک موجود بی پشتوانه هستند
کتاب، گردآوری ای است اولیه که برای کسی که کلا بی خبر است از ماجرا چیزهایی برای گفتن دارد در زمینه ی تاریخ
حاشیه: نویسنده ظاهرا آلمانی بلد نبوده چون اشتباهاتی در تلفظ و ... دارد