هملت بهروایت تارکوفسکی: بداههگویی دربارهی هملت و سینمای تارکوفسکی
اگر آدمی، در آرزویِ سیطره بر دیگری نبود و در حسرتِ بهرهمندی از امتیازاتِ ویژهای که دیگران اندامهیِ روحِ خود را بر سرِ آن میدهند، تازه میتواند همسفری و همزیستیِ با هملت و همگنانِ هملت در سینمایِ تارکوفسکی را آغاز کند
من خود تا اندازه ای درست کار و راست گویم، ولی با این همه می توانستم خود را به چنان چیزهایی متهم سازم که بهتر می بودی مادرم مرا نزاده بودی. من مغرورم، کینه توزم، جاه طلبم، به یک اشارۀ من گناهان بیش از آن چه اندیشه برای دریافتن و تخیل برای انگاشتن و وقت برای به انجام رساندنِ آن لازم است به سوی من روی می آورند هملت
ما باید این دنیای بی اهمیت را رد کنیم، و برای چیز دیگری زندگی کنیمو اما چگونه؟ چطور؟ کجا؟ این نخستین بدفهمی است. نخستین مانع تارکوفسکی - یادداشت 23 ژوئن 1977
محمود صباحی (متولد ۱۳۴۸خورشیدی، روستایِ ماهورک، استانِ اصفهان) جستارنویس، جامعهشناس، مترجم، شاعر و کارگردان تئاتر است. او در ایران عضو هیأت علمی و استاد فلسفه و جامعهشناسی در دانشکدهی هنر و معماری دانشگاه آزاد تهران مرکز بوده است. منبع صباحی در سال ۱۳۸۹ از دانشگاه اخراج شد و پس از آن به آلمان مهاجرت کرد. از دیگر سوابق کاری وی میتوان به عضویت علمی او در بنیاد دایرةالمعارف اسلامی اشاره کرد. نظر و عملِ ناهمسویانهیِ وی باعث شد تا این همکاری نیز به اخراج او بیانجامد. او دربارهیِ خود مینویسد:
„حالا هم از زمانی که به زور و زورتوزی از محلِ کار و زندگیام رانده شدهام، در آلمان زندگی میکنم؛ خوشبختانه جهان زندان جاداری است! من از همان زمان که خود را بازشناختم، شیفتهی ایجاز و هر آن چیزی و کسی بودم ــ و نیز هستم ــ که کوچکترین جای را برای خود برمیگُزید و با کمترین نشانهها عمیقترین تأملات و ظریفترین خیالات را میپَروَرد و بیان میکند و این کار به زبان بودلر کاری است بسیار کارستان اما به گمانم هنر بنیادی نیز همین باشد.